بررسی رویکردهای پاپ فرانسیس و آ‌یت‌الله‌العظمی جوادی آملی

مواجهه با نظریه تکامل

پاپ فرانسیس (زاده 1936) در تازه‌ترین اظهار نظر خود گفته است که تئوری تکامل هیچ تضادی با تعالیم دینی ندارد. بالاترین مقام مذهبی کلیسای کاتولیک در سخنرانی خود در آکادمی علوم جامعه اسقف‌ها در واتیکان، با تأیید نظریه تکامل چارلز داروین که از دیرباز به عنوان مهم‌ترین وجوه اختلاف جهان‌بینی علمی و نگرش مذهبی بر سر مسأله آفرینش شناخته می‌شود، گفت که این نظریه واقعی و درست است و با خداباوری و پذیرش خدا به عنوان آفریدگار نهایی سازگار است. به گفته‌ پاپ این دیدگاه علمی، تعارضی با دیدگاه‌های کلیسا درباره منشأ هستی و حیات ندارند.
پاپ فرانسیس در این مراسم گفت: «وقتی درباره تکوین آفرینش می‌خوانیم، این خطر وجود دارد که خداوند را همچون جادوگری تصور کنیم که عصایی جادویی دارد و قادر به انجام هر کاری است. در حالی که چنین نیست و خداوند را نباید همانند جادوگری تصور کرد که هر کاری را به انجام می‌رساند.»
به گفته‌ او، خدا انسان‌ها را آفریده و به آن‌ها اجازه داده که بر اساس قوانین درونی که در هر فردی نهادینه شده، برای توسعه و تکامل خود اقدام کنند و به رضایت برسند. رهبر کلیسای کاتولیک معتقد است که تکامل در طبیعت و مؤید وجود آفریدگار است، نه نافی آن. او معتقد است که حتی تئوری «بیگ‌ بنگ» هم نمی‌تواند نافی وجود آفریدگاری الهی باشد، بلکه نیازمند وجود آن است.
اما برخی از اصحاب کلیسا به این اعلام موضع پاپ، واکنش نشان داده و گفته‌اند که این نظر، در مخالفت با ظاهر کتاب مقدس است. به باور آن‌ها، این‌گونه تفسیرها دور از احتیاط است.
پاپ در اظهار نظر جدید خود، این اندیشه را مطرح کرده است که خدا جادوگر نیست. به گفته وی خدا خالقی است که به همه ‌چیز حیات می‌بخشد. مسأله تکامل در طبیعت با مفهوم خلقت تضادی ندارد، چرا که لازمه تکامل، خلقت موجوداتی است که تکامل را انجام دهند. به عبارت دیگر خدا بیشتر یک ساعت‌ساز است. به این معنا که خداوند جهانی را خلق کرده و قوانینی را برای آن در نظر گرفته، سپس این جهان را به حال خود رها کرده است.
اندیشه ساعت‌ساز لاهوتی یا خدای ساعت‌ساز، تصویری از خداست که از دیرباز کم و بیش در ذهن بشر وجود داشته و در دو سده اخیر به دنبال نظریات جدید علمی رواج یافته است. ویژگی خدای ساعت‌ساز این است که خداوند بالفعل هیچ مداخله‌ و نقشی در طبیعت ندارد. طبیعت مستقل از موجودات است و به کار خود ادامه می‌دهد. بر اساس این نظریه، خداوند عالم را آفرید و پس از آن عالم را به حال خود رها کرد و اکنون عالم بر اساس قوانین خود کار می‌کند. خدای ساعت‌ساز، جهان را چون ساعتی آفریده و با کارگذاشتن باتری (عقل و علم) آن را به حال خود رها کرده است. پروژه فکری دکارت را نیز پروژه خدای ساعت‌ساز می‌گفتند. یعنی خدا این جهان را مانند ساعت ساخته و رها کرده است.

آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی و مواجهه با نظریات علم تجربی
آیت‌الله جوادی آملی اما در مواجهه با این‌گونه رویکردها بر این باورند که ساحت‌های مختلف، می‌باید از هم تفکیک شود. به باور ایشان، دانش تجربی قادر است در مورد مسیری که در دسترس مشاهده و آزمون او بوده، اظهار نظر کند؛ اما در مورد دیگر مسیرهای محتمل به ویژه مسیر غیر تجربی که اساسا از دسترس حس و تجربه به دور است، سخنی نمی‌تواند بگوید و زبان به انکار نمی‌تواند بگشاید.
به باور آیت‌الله جوادی آملی، برای دستیابی به حقیقت، این‌گونه نیست که تنها راه تجربی را برگزینیم و چشم بر دیگر روش‌ها ببندیم. به تعبیر ایشان «این‌گونه نیست که به طور انحصاری تنها فرایند و سازوکار ممکن برای حصول «الف» را همان چیزی بدانیم که از طریق تجربه به آن رسیده‌ایم. بنابراین گرچه داشتن تجربه می‌تواند همه مراحل پیدایش فرد انسانی را از طریق توالد از پدر و مادر تبیین کند، اما لسان حصر ندارد و به این سبب نمی‌تواند خلقت عیسی بدون پدر و آدم (ع) را بدون دخالت والدین، منکر شود.»
آیت‌الله جوادی آملی با ترسیم جایگاه علم تجربی، بر این باورند: «تجربه در کمال توفیق خود تنها می‌تواند در محدوده امور تجربه‌پذیر، مطلب قابل اعتماد و پذیرش ارائه نماید. کجا می‌تواند بار فلسفه مطلق و کلی را بر دوش کشد و جهان‌بینی و هستی‌شناسی ارائه کند و موجودهای عالم را در ماده منحصر سازد و جهان مجردات و هستی فراماده را نفی نماید؟»
آیت‌الله معتقد است که نباید جایگاه علم تجربی را چنان فرا برد که چشم بر روی روش‌های دیگرِ کسب حقیقت بست و آن‌ها را در نظر نیاورد. آیت‌الله جوادی آملی البته بر این باورند که علم تجربی در ذات و سرشت خویش جوهر الحادی ندارد، چنان که فلسفه علم (فلسفه مضاف) نیز ذاتا منزه از الحاد است. اما عالِم علوم تجربی اگر به خوبی به محدودیت‌ها و اقتضائات و قلمرو معرفتی تجربه و دانش حسی و تجربی واقف باشد، هرگز به خود اجازه نمی‌دهد از علوم طبیعی انتظار ارائه جهان‌بینی و هستی‌شناسی داشته باشد.
پاپ فرانسیس بر این نکته تأکید کرده است که خداوند جادوگر نیست. این تعبیر البته بار معنایی منفی به ذهن متبادر می‌کند. در منظومه‌ فکر آیت‌الله جوادی آملی اما اعجاز هیچ‌گاه مورد تخفیف قرار نگرفته است. ایشان معتقدند که تجربه نمی‌تواند راه را بر کرامت و اعجاز ببندد. به باور آیت‌الله جوادی آملی، راه اعجاز خداوندی همیشه در جهان گشوده است و نمی‌توان به دیده‌ تخفیف و انکار در آن نگریست. به باور ایشان، انکار اعجاز از آن‌جا نشأت می‌گیرد که همه‌ دید و انگاره‌ها را به دانش تجربی منحصر و محدود کنیم و چشم بر دیگر راه‌های کسب حقیقت ببندیم. آیت‌الله با همین رویکرد است که به ماجرای نظریه‌ تکامل نیز وارد شده‌اند.
آیت‌الله جوادی آملی معتقدند که علم و نظریه‌ علمی باید ابتدا به مرتبه‌ طمأنینه و یقین نائل شود و سپس عنوان «علم» بر آن بار شود. در خصوص نظریه‌ تکامل نیز ایشان همین رویکرد را بیان کرده و بر این باورند: «نظریه تکامل داروین با چشم‌پوشی از شواهد علمی که بر ابطال آن آورده‌اند، حتی اگر حقیقتی علمی باشد و موجب طمأنینه عقلایی شود، معارض با محتوای تعالیم دینی در زمینه خلقت نسل کنونی بشر از یک پدر و مادر (آدم و حوا) و خلقت استثنایی و بدون توالد آن دو نفر نیست؛ زیرا بر فرض صحتِ طور و تکامل انواع، میمون‌ها و موجوداتی به شکل انسان از ریشه و اصل واحدی نشأت گرفته باشند، اما این احتمال علمی ثابت نمی‌کند که ذات اقدس الهی به کرامت و اعجاز خویش قادر به خلق انسانی از خاک نیست؛ چون تنها امتناع عقلی مانع تعلق قدرت است و هرگز با تجربه حسی امتناع عقلی غیر مورد تجربه ثابت نمی‌شود. یعنی آن مسیر تدریجی که در نظریه تکامل بیان می‌شود، راه‌های محتمل غیر تجربی را نمی‌تواند انکار کند زیرا اساسا امور محتمل غیر تجربی از دسترس عقل حسی و تجربی خارج است. پس تجربه نفیا و اثباتا درباره مسیرهای غیر تجربی نمی‌تواند اظهار نظری داشته باشد.»
آیت‌الله جوادی آملی ابتدا این مسأله را طرح می‌کنند که اولا این‌گونه از نظریات ‌باید به مرتبه‌ طمأنینه و یقین علمی نائل شوند. ثانیا جایگاه علم تجربی در نظر آورده و قدر و اندازه‌ آن مشخص شود، ثالثا این‌گونه از علوم نمی‌تواند در خصوص فعل خداوند به کشف حقیقت تام منتهی شوند و بدون دستگیری از متون دینی نمی‌توان به کنه پیدایش خلقت دست یافت.
با ذکر این مقدمه آیت‌الله جوادی آملی بر این باورند که نظریه‌ تکاملی نیز نمی‌تواند در مقابل و مخالف با قرآن باشد. به تعبیر ایشان «بر فرض عدم ابطال، این علوم نیز نمی‌تواند نظریه‌ای مقابل و مخالف با قرآن تلقی گردد؛ نه از جنبه‌ بحث‌های توحیدی و نه از حیث مباحث انسان‌شناسی. از لحاظ بحث‌های توحیدی، مخالف قرآن کریم نیست؛ زیرا بر اساس این نظریه، ماده‌ نخست با تحرک خود، مرحله‌هایی را گذرانده و تا انسان شدن، حرکت را ادامه داده است. اما در بحث‌های توحیدی سخن از این است که هر متحرکی عقلا محتاج به محرک و هر فعلی نیازمند فاعل است. نه ممکن است که حرکت، بدون حرکت‌آفرین موجود شود و نه ممکن است که موجودی جامد و جاهل، فاعل و محرک خود باشد. به لحاظ مباحث انسان‌شناسی نیز نظریه تکامل، مخالفتی با قرآن ندارد؛ زیرا بر اساس آن، راه پیدایش انسان از تطورات طبیعی میمون می‌گذرد. اما ثابت نمی‌کند که این، تنها راه تحقق انسان است و بشر منحصرا از این طریق، پا به عرصه هستی گذاشته است؛ زیرا تجربه فقط پیام اثبات دارد و دلالت می‌کند بر این‌که از این راه فلان حادثه رخ می‌دهد و هرگز دلات ندارد بر این‌که رخداد فلان حادثه از غیر این راه، محال است.»
آیت‌الله جوادی آملی اگرچه نظریه‌ تکامل را در جایگاهی نمی‌دانند که بتواند پیدایش خلقت را به نحو تام و تمامی ترسیم کند، اما بر این نکته نیز تاکید می‌کند که پذیرش این نظریه نیز نمی‌تواند خللی در رویکردهای دینی ایجاد کند. آیت‌الله جوادی آملی در انتها می‌گویند: «در هر حال انسان‌هایی که امروز بر پهنه زمین زندگی می‌کنند، همگی فرزندان آدم و حوا هستند. یک دلیل بر این مدعا آن است که قرآن کریم از سویی خود را هدایتگر همه‌ عالمیان و بیم‌دهنده‌ تمامی بشر، معرفی می‌کند و از سوی دیگر همین بشر را فرزندان آدم می‌خواند و مورد خطاب قرار می‌دهد. پس بشرِ مخاطب قرآن، همگی فرزندان آدم‌اند؛ زیرا اگر بخشی از آن‌ها ریشه در غیر آدم و حوا داشتند، صحیح نبود که قرآن کریم همه را بنی‌آدم بخواند.» آیت‌الله جوادی آملی با تمسک به متون دینی است که راز خلقت انسان را بیان می‌کنند و از توسل به علوم صرفا تجربی، و رازگشایی خلقت به ‌واسطه‌ آن، بازمی‌دارند.
سخن آخر
پاپ فرانسیس برای عقب‌ نماندن از عالَم علم جدید، گفته است که نظریاتی مانند نظریه تکامل و بیگ بنگ، می‌توانند صحیح باشند و مخالفتی با رویکردهای دینی نداشته باشند. وی اما از موضعی به بحث پرداخته که به نظر می‌رسد علم تجربی جدید را معیار و مبنا قرار داده و بر اساس آن، متون دینی را به محک آن، مورد ارزیابی قرار می‌دهد. وی بر همین مبنا است که معتقد است، خداوند جادوگر نیست و کاری خلاف رویه‌ علمی و منطقی انجام نمی‌دهد.
اما آیت‌الله جوادی آملی در این خصوص بر این باورند که جایگاه علوم تجربی را باید شناخت و بار سنگین بر دوش آن ننهاد. به باور ایشان، علوم تجربی نمی‌توانند در خصوص پیدایش و خلق جهان، به نحو تام و تمامی گره‌گشایی کنند. آیت‌الله همچنین بر این باورند که نظریه‌های علمی را نمی‌توان به صرف این‌که با مقدمه و مؤخره‌ای همراه است، در جرگه‌ علوم قرار داد. علم دارای ویژگی‌هایی است که یکی از آن‌ها، یقین‌آور بودن است و از قالب فرضیه به در آمدن.
آیت‌الله با ذکر این مقدمات است که می‌گویند، نظریه‌ تکامل حتی اگر به مرتبه‌ یقین و طمأنینه نیز نائل آمده باشد، ثابت نمی‌کند که تنها راه ممکن در پیدایش خلقت، همین یک راه است و راه‌های دیگر مسدود است و بشر تنها از همین راه پای به عرصه‌ هستی گذاشته است. آیت‌الله جوادی آملی در انتها سخن نهایی قرآنی را این‌گونه عنوان می‌کنند که همه‌ انسان‌ها، فرزندان آدم و حوا هستند و انتساب بشر به پدر و مادری غیر از این دو، مورد تأیید متن دینی و قرآنی نیست.
پی‌نوشت‌ها

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.