بررسي رويكرد يک رهبر سلفي به باورهاي شيعه
تشيع؛ واقعيت‌ها و قضاوت‌ها (2)
تشيع؛ واقعيت‌ها و قضاوت‌ها (2)
1395/09/13 - 125013
تاریخ و ساعت خبر:
139114
کد خبر:
آيت‌الله جوادي با اشاره به روايتي كه مي‌گويد يک سوم قرآن کريم آياتي درباره خلافت و ولايت اميرالمؤمنين علي(ع) بوده و حذف شده است اين سؤال را مطرح مي‌کند که اولا چرا خود آن حضرت در اين باره ساکت ماند؟ و ثانيا چرا ايشان در هيچ‌کدام از احتجاجات خود به اين مسأله حتي اشاره‌اي هم نکرده‌اند؟

 

 

نگراني از گسترش تشيع

شيخ محمد سرور بن نايف زين العابدين[1] رهبر، نظريه‌پرداز و مرشد اصلي جريان سلفي اخوان‌المسلمين که ماه گذشته در قطر در سن 79 سالگي درگذشت، متولد سوريه بود و در بريتانيا «منتدي الاسلامي» و «مرکز دراسات السّنة النبوية» را تشکيل داده و مجله «السنة» را منتشر مي‌کرد.

شيخ سرور چند سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران کتابي با عنوان «و جاء دور المجوس» با اسم مستعار دکتر عبدالله محمد الغريب نوشت. کتابي که انتشار آن در بسياري از کشورهاي اسلامي ممنوع بود.  وي در کتاب خويش انقلاب اسلامي و حرکت امام خميني در ايران را شديدا زير سؤال برده و بر اين نکته تأکيد کرد که حقيقت انقلاب نه بازگشت به اسلام بلکه بازگشت به يهوديت و مجوسيت است. علي‌رغم ممنوعيت انتشار اين کتاب، اما شيخ سعودي بن‌باز سه هزار نسخه از اين کتاب را خريداري نموده و ميان خواص توزيع کرده است.

شيخ سرور معتقد است نزاع شيعه و سني منحصر به مسأله اختلاف ميان علي(ع) و معاويه نبوده و اين دو فرقه اختلافات عميق‌تري با يکديگر دارند که به اختلاف در اصول دين باز مي‌گردد. برخي از مهم‌ترين اين وجوه افتراق دو فرقه عبارتند از:

1.       اختلاف در قرآن کريم. نگارنده به کتاب ميرزاي نوري يعني «فصل الخطاب في اثبات تحريف کتاب ربّ الأرباب» اشاره مي‌نمايد و روايتي از کتاب شريف کافي را ذکر مي‌کند که امام صادق(ع) مي‌فرمايد مصحف فاطمه پيش ما است.

شيخ سرور معتقد است اينکه برخي از علماي شيعه قول به تحريف را مردود دانسته‌اند از روي تقيه است و حقيقت باور آنها مخالف اين سخن است. وي با ذکر نمونه‌هايي از تفسير آيات قرآن کريم معتقد است شيعيان قرآن را بر اساس خواست خودشان تفسير مي‌کنند. براي نمونه در آيه 37 سوره بقره، کلماتي که آدم(ع) از خداوند تلقي نمود را درخواست بخشش حضرت آدم به واسطه اسماء محمد، علي، فاطمه، حسن و حسين(عليهم‌السلام) تفسير نموده‌اند.

 

2.       اختلاف در سنّت: شيخ سرور بر اين باور است شيعه احاديثي را که در صحيح مسلم و بخاري هست و تمام امّت اسلامي آنها را نسلي بعد از نسل ديگر تلقّي به قبول کرده‌اند نمي‌پذيرد. همان‌طور که مسند‌هاي امام احمد و ديگر مسانيد و سنن را نيز قبول ندارد. همچنين شعيان به علم حديث شديدا ناآگاهند.[2] در حالي که علماي اهل سنت شديدا احاديث را مورد غربالگري قرار داده و احاديث ضعيف و قوي را از هم تفکيک کرده‌اند. از اين جهت، استدلال به احاديثي که توسط اهل سنت نقل شده، صرفا يا براي حجّت آوردن عليه باورهاي اهل سنت است و يا موافق احاديثي است که خودشان از امامانشان نقل نموده‌اند. ولي محال است که شيعيان به احاديث اهل سنت در عقايد و احکام‌شان اعتماد نمايند. از همين رو اختلاف ديگر اهل سنت با شيعيان در پذيرش حجيت قياس و اجماع است که ما اين دو را حجت مي‌دانيم ولي شيعيان آن را نمي‌پذيرند.

3.       شيعيان به عصمت امامان‌شان معتقدند و بر اين باورند که آنان از تمام انبيا و رسل غير از پيامبر اکرم(ص) برترند. همانطور که معتقدند امام دوازدهم‌شان يعني مهدي منتظر در حال حاضر زنده‌ است و زماني که از خوابش بيدار شد خداوند تمام حکّام مسلمان را زنده مي‌کند و او آنها را قصاص مي‌نمايد[!]

4.       شيعيان به تقيّه باور دارند و استنادشان به حديثي از [امام] جعفر صادق است که «تقيه دين من و دين آباء من است.»

5.       باور به زيارت اهل قبور نيز از نگاه شيخ سرور يکي ديگر از باورهاي بدعت‌آميز شيعيان است. از همين روست که شيعيان به مکان‌هاي زيارتي در مشهد، کربلا و نجف مي‌روند و در کنار اين قبور ذبح مي‌کنند و دور اين قبور طواف مي‌نمايند و از صاحبان اين قبور چيزهايي درخواست مي‌کنند که جز خداوند کسي بر آنها توان ندارد. وي حتي بر صحت تاريخي قبور ائمه در کربلا و نجف ابراز ترديد مي‌کند.

6.       ازدواج موقت از ديگر مسائل اختلافي بين شيعه و سني است.

شيخ سرور با تعميم اين اختلافات به شيعيان امروز تصريح مي‌کند:

«شيعيان امروز از شيعيان ديروز بسيار خطرناک‌ترند؛ مذهب آنان در حقيقت براي از بين بردن حقيقت اسلام است و آنان به دنبال لرزاندن پايه‌هاي اين دين‌اند و مي‌خواهند بين مسلمانان اختلاف‌افکني کنند.»[3]

 

آيت‌الله‌العظمي جوادي آملي و حقيقت تشيع

آيت‌الله جوادي آملي در کتاب «قرآن در قرآن»، باور به تحريف قرآن را با عقيده شيعيان به عصمت پيامبر(ص) در تضاد مي‌بيند؛ عصمت پيامبر در سه مرحله اخذ، نگهداري و ابلاغ به مردم. خصوصا آنکه اين مسأله با عزيز بودن خداوند (به معناي نفوذناپذير) در تضاد است. تاريخ نيز به اين مسأله شهادت مي‌دهد که مسلمانان در مسأله حفظ قرآن از دست‌کاري و تحريف شديدا حساس بودند و حتي معاويه در شام نيز نتوانست يک حرف «واو» را از قرآن بردارد.

آيت‌الله جوادي آملي پس از آنکه با استدلال عقلي و نقلي روشن ساخت که قرآن از تحريف مصون است، بر لزوم تأويل رواياتي که سخن از تحريف به ميان آورده‌اند ت

أکيد نموده و سه دليل بر آن اقامه مي‌کند:

1.       اين روايات خلاف حکم قطعي عقلي و دليل لبّي است.

2.       روايات تحريف قرآن، مخالف صريح با مفاد آيات قرآن و سنّت نبوي است و از همين رو بايد کنار گذاشته شوند.

3.       بسياري از اين روايات نيز به لحاظ سند مشکل دارد و يا مرسله است يا مرفوعه و يا مجهول. علاوه بر آنکه متن دسته ديگر به خوبي نشان مي‌دهد که يه «يا جعل دشمن داناست و يا ساخته دوست نادان!»[4]

آيت‌الله جوادي با اشاره به روايتي که مي‌گويد يک سوم قرآن کريم آياتي درباره خلافت و ولايت اميرالمؤمنين علي(ع) بوده و حذف شده است اين سؤال را مطرح مي‌کند که اولا چرا خود آن حضرت در اين باره ساکت ماند؟ و ثانيا چرا ايشان در هيچ‌کدام از احتجاجات خود به اين مسأله حتي اشاره‌اي هم نکرده‌اند؟

آيت‌الله جوادي آملي بخشي ديگر از روايات تحريف را مربوط به جعل و تحريف عملي مي‌داند؛ همان‌طور که بخشي ديگر مربوط به اختلاف قرائات موجود درباره قرآن است. پاره‌اي ديگر از اين روايات نيز که به تفاوت مصحف اميرالمؤمنين(ع) با قرآن موجود اشاره دارند، بخشي از آن مربوط به تفاوت ترتيب سوره‌هاي قرآن فعلي با آن قرآن است. چرا که قرآن فعلي بر اساس نزول تدريجي آيات قرآن نيست ولي آن قرآن چنين است. و بخشي ديگر از اين روايات، اشاره به نکاتي دارند که در تفسير دقيق آيات به کار مي‌آيد و در قرآن آن حضرت ثبت شده است ولي در قرآن‌هاي در دست ما ثبت نشده است. مسائلي همچون ناسخ و منسوخ، ظاهر و باطن و تنزيل و مفهوم همه آيات قرآن کريم.

در کنار تمام اين براهين دقيق، توجه به سيره ائمه معصومين(ع) در تمسک به همين قرآن فعلي در استدلال‌هاي برهاني و بحث‌هاي جدلي نشان ديگري است از آنکه اين قرآن مورد قبول شيعيان است. همانطور که در روايات ديگري اشاره شده است که در فتنه‌ها به قرآن کريم پناه ببريد و در دسته ديگري از روايات اشاره شده که روايات را بر کتاب خدا عرضه داريد و صحت و سقم آنها را بسنجيد.

اختلاف در سنت

واقعيت آن است که شيخ سرور در اين باب خواسته يا ناخواسته دچار مغالطه‌

 شده است. از نگاه آيت‌الله جوادي آملي يکي از منابع مهم فهم احکام اسلامي «سنت» مأثوره از معصومين(ع) است که شامل احاديث وارده از پيامبر اکرم(ص) و ائمه دوازده‌گانه شيعه مي‌شود. بنابراين در نگاه به ماهيت سنت اختلافي ميان علماي شيعه و سنّي نيست. همچنين شيخ سرور باور کاملا سطحي و غير عالمانه‌اي درباره بي‌توجهي علماي شيعه به علم رجال دارد.

حقيقت آن است که دو فرقه شيعه و سني هر کدام براي بررسي سندي روايت، راه‌ها و توثيق‌هاي خاص به خود را مشخص نموده‌اند. ضمن آنکه اهل سنت نيز به رواياتي که از طريق شيعيان و حتي امامان شيعه از پيامبر نقل شده است وقعي نمي‌نهند و آنها را در اجتهادات خود دخيل نمي‌دانند. حتي در صحيح مسلم که در دوره امامين عسکريين نگاشته شده، اثري از ان حضرات ثبت نشده است.

 با اين تفاوت که نزديک‌ترين مجامع حديثي در ميان اهل سنت به دليل مخالفت خلفا با کتابت حديث، حداقل دو قرن پس از ارتحال ايشان تأليف شد، اما دست کم امامان شيعه، احاديث نبوي را به صورت مضبوط حفظ نمودند؛ خصوصا آنکه ايشان اهل بيت پيامبر و آگاه‌تر از ديگران بودند.

درباره بي‌توجهي شيعيان به قياس و اجماع نيز بايد توجه داشت که آنچه که در نظر شيعه حجت است چيزي جز سنّت واقعي نيست چرا که بازگشت قياس به ظنّ است و علم‌آور نيست. همچنين اجماع نيز حجيّت ذاتي ندارد، بلکه حجيّت اجماع از آن رو است که معصوم در ميان مجمعين باشد. از همين رو نمي‌توان اجماع را از آن رو که اجماع است پذيرفت.

باور به عصمت

مفهوم عصمت در منظومه فکري آيت‌الله جوادي آملي بسيار پيچيده‌تر از تصويري غلطي است که شيخ سرور در پي ردّ آن است. آيت‌الله جوادي عصمت را نيرويي دروني در انسان مي‌داند که وي را از ارتکاب امور ناشايست نگاه مي‌دارد و باعث مي‌شود کاري نکند که مستلزم هتک حرمت مولا و مخالفت با اوامر و نواهي او باشد.

شيخ سرور به اين تعريف اشاره نمي‌کند، اما او نکته مهم‌تري را نيز از ياد برده است. از نگاه شيعه اين تنها امامان دوازده‌گانه نيستند که داراي مقام عصمت هستند. بلکه تمام پيامبران الهي و خصوصا پيامبر اکرم(ص) نيز داراي چنين شأن و منزلتي هستند. آيت‌الله جوادي آملي عصمت پيامبران را به سه نوع تقسيم مي‌کند: مصونيّت از خطا در تعلّم وحي، مصونيت از خطا در تبليغ و رساندن پيام‌هاي الهي و مصونيت از خطا در انجام وظايف و تکاليف شخصي.[5]

بر اساس برداشت آيت‌الله از قرآن کريم، پيامبران الهي هر سه نوع عصمت را دارا مي‌باشند؛ چرا که عصمت نه جايگاهي ويژه براي جدا کردن اولياي الهي از مردم عادي است، بلکه عنايتي الهي به پيامبران و امامان است براي هدايت بشر؛ حلقه‌اي مهم از رشته هدايت الهي که بدون اتکا به آن، هدف اصلي از بعثت پيامبران محقق نمي‌شود؛ مسأله‌اي که چندين آيه از قرآن کريم بر آن دلالت مي‌کند.[6] همين مسأله است که پيامبران را از اشتباه گرفتن کلام فرشتگان و وحي الهي با وسوسه‌هاي شيطاني مصون مي‌دارد و ادامه حيات راه الهي را تضمين مي‌کند.[7]

در اين ميان از برخي آيات قرآن کريم صرفا عصمت پيامبر اکرم(ص) را مي‌فهميم.[8] آيت‌الله جوادي تصريح مي‌کند:

«صحنه روح مطهّر پيامبر(ص) صحنه عصمت است و جوارح آن حضرت نيز معصوم است و هرگز کار خلاف نمي‌کند و دل رسول گرامي(ص) نه تنها گرايش شديد به خلاف ندارد، بلکه گرايش ضعيف هم ندارد و برتر از آن اينکه به گرايش ضعيف نزديک هم نمي‌شود.»[9]

غير از اين استدلال، آيات کريمه «و ما ينطق عن الهوي، ان هو الّا وحي يوحي»[10] نيز از محکمات ادلّه بر عصمت پيامبر اکرم(ص) است. بر اين اساس حتي اجتهاد پيامبر در مسائل الهي نيز منتفي است تا رأي پيامبر(ص) بر خلاف مجتهدان، حتي براي متخصصان علمي نيز محلّ قبول يا ردّ نباشد.[11]

اما تعميم عصمت به امامان از آن رو است که آيت‌الله جوادي امامت را مصداق اتمّ عهد خداوند مي‌دانند؛ عهدي که به موجب وعده الهي به ظالمان نمي‌رسد.[12] از اين رو شيعيان حتي کساني را که در گذشته ظلم نموده و بعد توبه نمودند نيز لايق تحمل اين درجه نمي‌دانند.[13] نکته‌اي که در آيه تطهير نيز بر آن تصريح شده است. همچنين توجه به حديث شريف ثقلين که در آن کتاب خدا و اهل بيت عصمت(ع) در رديف يکديگر نقل شده و عدل همديگر قلمداد شده‌اند، نيز نشان از اشتراک اين دو طريق هدايت در بسياري از احکام دارد.

اعتقاد به عصمت، حلقه‌اي مهم در جريان هدايت الهي توسط پيامبران و امامان است. در اين منظومه فکري اساسا حجت بودن اين انوار الهي بر مردم، بدون وجود عصمت بي‌معني خواهد بود. نياز به پاکي رهبران الهي، با گذاشتن قيد «عدالت» در ولي امر نيز به وجود نمي‌آيد. چرا که عدالت، انسان را از خطاي عمدي مصون مي‌دارد ولي اشتباه در تطبيق حکم بر مصداق، و حتي مصونيت از انجام اشتباه در عادل راه دارد.[14]

تقيه

باور به تقيه از ديگر مواردي است که شيخ سرور بر شيعيان خرده مي‌گيرد. آيت‌‌الله جوادي آملي توضيح مي‌دهد که تقيه به معناي اظهار امر غير واقعي است و حقيقت آن عبارت است از راز پوشيدن و سپر گرفتن در مقابل بيگانه. از اين منظر در چندين آيه از آيات قرآن کريم مشروعيت تقيّه مورد اشاره قرار گرفته شده است. از جمله آيات 106 نحل که درباره عمار ياسر نازل شد، آيه 28 غافر که به مؤمن آل فرعون اشاره دارد و عموماتي مانند آيه 119 انعام که در آن حکم به حليت محرمات در مورد اضطرار داده شده است. خصوصا در آيه 28 سوره آل‌عمران که مي‌فرمايد «الّا أن تتقوا منهم تقاة»، تصريح مي‌شود که ارتباط ولايي با کافران ممنوع است مگر آنکه از روي تقيه باشد. غير از آيات قرآن کريم، بزرگان صحابه نيز به اين مسأله و حليّت آن واقف بودند. بر اين اساس تقيه از خطوط کلّي دين(نه شريعت) است[15] و اختصاص به دين اسلام نيز ندارد و در اديان آسماني گذشته نيز وجود داشته است.

با اين مقدمات بايد در نظر داشت که تقيه از باورهاي شيعه  و از احکام عقل و ارکان ايمان است. به اين معنا که انسان بسياري از مسائل را بايد از کساني که درک آن‌را ندارند بپوشاند تا براي خودش ايجاد مشکل‌ نکند. اين مسأله تنها به تقيه از غير مسلمان يا ضد شيعه محدود نمي‌شود بلکه حتي در مراتب ايمان نيز تقيه وجود دارد. بر اساس روايتي که از امام سجّاد(ع) وارد شده است اگر ابوذر مي‌دانست که در قلب سلمان چه چيزي وجود دارد، قطعا او را از بين مي‌برد![16]

زيارت

يکي ديگر از اشکالاتي که شيخ سرور به تشيع مي‌گيرد باور به زيارت اهل قبور است. آيت‌الله جوادي آملي زيارت را مصداقي از تولّي انسان کامل و خليفة خدا در روي زمين مي‌داند که اساسا در محدوده مکان نمي‌گنجد؛ همانطور که همه مسلمانان در انتهاي نماز خود به پيامبر اکرم(ص) سلام مي‌دهند و به زيارت ايشان نائل مي‌گردند.[17]

بايد در نظر داشت که برخلاف آنچه شيخ مي‌گويد، شيعيان دور قبور امامان‌شان طواف نمي‌کنند؛ بلکه طواف اختصاص به خانه خدا دارد. درخواست‌ها و دعاهايي که مؤمنان در کنار اين بقاع متبرکه مي‌کنند، نه درخواست مستقل از آن انوار الهي است، بلکه به اين واسطه است که ايشان جلوه تامّ و تمام عبادالرحمن هستند.  

متعه

آيت‌الله جوادي آملي با نقد آنچه شيخ سرور درباره متعه مي‌گويد، تصريح مي‌کند که شيعه و سني بر اين باورند که متعه در زمان پيامبر(ص) حلال بود و پيامبر نيز مخالفتي با آن ننمود. اين مسأله حتي در صحاح اهل سنت نيز مورد اشاره قرار گرفته است و حتي برخي از صحابه فرزند متعه هستند. اما با تمام اين تفاصيل خليفه دوم با اين مسأله مخالفت نمود و پايه اين بدعت و اين اجتهاد در مقابل نصّ را گذاشت.[18]

 

 

 



[1] . وبسايت رسمي: http://www.surour.net/

[2] .«و جاء دور المجوس؛ الأبعاد التاريخية و العقائديّة و السّياسيّة للثورة الايرانيّة»، 1402هـ.ق،  ص 120

[3] . همان، ص 131

[4] . قرآن در قرآن، آيت‌الله جوادي آملي، ص 346

[5] . تسنيم، آيت‌الله جوادي آملي، ج10، ص 462

[6] . آياتي همچون آيات 26 تا 28 سوره جن، آيه 64 سوره مريم، آيه 90 سوره انعام، آيه 17 سوره کهف، آيه 37 سوره زمر، آيه 64 و آيه 165 سوره نساء

[7] . تسنيم، ج14، ص 225

[8] . نساء، آيه59 : أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و اولي‌الامر منکم

[9] . تسنيم، ج 6، ص 377

[10] . سوره نجم، آيات سوم و چهارم

[11] . تسنيم، ج9، ص 218

[12] . خداوند مي‌فرمايد: «لاينال عهدي الظالمين»

[13] . تسنيم، ج6، ص 473

[14] . تسنيم، ج19، ص 255

[15] . تسنيم، ج 13، ص 625

[16] . ن.ک: ادب فناي مقربان، ج1، ص 182

[17] . تسنيم، ج6، ص 289

[18] . تسنيم، ج10، ص 60



نظر جدید
نام:
ایمیل:
* نظر:
بازگشت به ابتدای صفحه
مقالات
گفتگو
در محضر استاد
برگزیده ها
حضرت استاد
عکس
زندگی نامه استاد
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است. طراحی و تولید: صبا نت مهر
A Dialogue between Edmund Pincoffs and Ayatullah Jawadi Amuli
Ayatullah Jawadi Amuli views ethics in a different light, as a principled pursuit which aims at and draws from the human soul.
دراسة وجهة نظر حول آراء الين بيوكانن و آية الله جوادي آملي
علي الرغم من الإتفاق بين آية اللة جوادي الآملي وبيوكانن حول هذا النهج الذي يشير إلي ضرورة الإعتراف بنظام متماسک أخلاقي کشرط مسبق للتشريع ، لکنه يشير إلي قضيةٍ أُهملت من قبل بيوکانن . وقد يري أن سيؤدي الاهتمام بمبدأ الاخلاق إلي حل العقدة مضيفاً: لا يم ...
All Rights Reserved This site is owned and used as source material is permitted. Design and production: SABA Net Mehr
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به اسرا نیوز می باشد. طراحی و تولید: صبا نت مهر