احياي دين با دو رويكرد هيوستون اسميت و آيت‌الله‌العظمي جوادي آملي
دفاع از دين در دنياي معاصر
دفاع از دين در دنياي معاصر
1395/10/30 - 162845
تاریخ و ساعت خبر:
139127
کد خبر:
هيوستن اسميت همچنين با تمسك به ساير اديان، رفتارهاي متعارضي را در سلوک شخصي خود پيشه ساخته بود. اين رويّه اگرچه مي‌تواند جذابيت‌هايي را به همراه داشته باشد اما بر اساس آراء آيت‌الله جوادي آملي، چنين مسلکي، چندان مورد طبع فطرت نخواهد بود. چراکه فطرت واحد انساني، يک قانون و قاعده‌ منضبط و مشخص را مي‌طلبد و از تمسک به قوانين غيرفطري باز مي‌دارد.

 

هيوستن اسميت (2016-1919) در آخرين روز از سال 2016 ميلادي ديده از جهان فرو بست. او فيلسوف، دين‌شناس و فيلم‌سازي بود که در چين زاده شد و در آمريکا اقامت گزيد. وي در دانشگاه ماساچوست کرسي تدريس داشت.

دغدغه‌ عمده‌ او در خصوص مطالعات تطبيقي اديان بود. وي زندگي‌اش را وقف مطالعه و تحقيق در مسيحيت، اسلام، يهوديت، بوديسم، کنفسيوس، هندوئيسم و ديگر اديان جهان کرده و مي‌گفت که به همه‌ اين اديان باور دارد. با اين‌که خود را يک مسيحي مي‌دانست اما هر روز پنج‌بار به زبان عربي به مکه نماز مي‌خواند.[1]

اسميت بر آن بود تا دين را در دنياي معاصر، به نحو نيکي معرفي کند. او براي اين منظور در پي يافتن حقيقت  بنيادين اديان بود. وي حقيقت اديان را در عرفان يافته بود. او از رويکردهاي جديد ديني و عرفاني که به‌نام عصر جديد مطرح شده‌اند، با تعبيري طنزآلود به عنوان «معنويت قهوه‌خانه‌اي» ياد مي‌کرد.

اسميت در کتاب «چرا دين مسأله است؟» بر نياز مبرم به احياي دوباره نقش و جايگاه دين تأکيد مي‌کرد. وي از آموخته‌هاي خود در زمينه‌ اديان مدد مي‌گرفت و بر اين باور بود که دين را مي‌توان در دنياي معاصر به بهترين نحو معرفي کرد. وي در مقابل رويکرد علم‌گرايي که هر روز فراگيرتر مي‌شود، دين را نياز بشر امروز مي‌دانست. اسميت با اين رويکرد بود که به نقد علم‌گرايي نيز گرايش يافته بود.

نقد علم‌پرستي

علم‌گرايي محض که اسميت آن را «علم‌پرستي» مي‌ناميد، مورد نقد اين فيلسوف آمريکايي بود. وي بر اين سخن طعن مي‌زد که گفته مي‌شود، علم تجربي يگانه منبع کسب معرفت و راهي براي رسيدن به نجات و سعادت بشر است.

متفکران عصر روشنگري اعتقاد راسخ داشتند که علم هر پرسشي را که به ذهن خطور مي‌کند، پاسخ مي‌گويد. به باور آن‌ها اگر اعتقادات خرافي کهن را دور بريزيم و با ذهني گشوده به کاوش در طبيعت بپردازيم، نهايتاً مسأله حل‌نشده‌اي باقي نمي‌ماند. اسميت اما با پيش چشم قراردادن معضلات علمي در دوران مدرن، بر اين مسأله التفات مي‌داد که مصائب قرن بيستم به ما آموخت که بايد بسيار فروتن بود. راست است علم دستاوردهاي بسيار داشته است.

 به مدد شناخت رازهاي طبيعت اکنون قادريم بر طبيعت چيرگي بيشتري داشته باشيم. اين رهگذر تکنولوژي پيشرفت‌هاي فوق‌العاد‌ه‌اي کرده است. علم حتي سفر به ماه و مريخ را ميسّر ساخته؛ اما بايد توجه داشت که همين علم، بمب اتمي را هم به ارمغان آورده و با پيشرفت‌هاي شگفت‌انگيز در شيمي و فيزيک امکان کشتن ميليون‌ها انسان طي مدتي کوتاه فراهم شده است. به اين‌همه، ويران‌گري‌هاي تکنولوژي مدرن را هم بايد افزود.

اسميت عنوان مي‌کرد که «اين‌که مي‌توان با پيشرفت علم به سعادت و رهايي رسيد يک داستان بزرگ است که براي تسکين خاطر ابداع شده است.»

هيوستن اسميت اظهار تأسف مي‌کرد که علم‌گرايي جديد، اعتقاد سنتي ديرينه به مراتب متعالي عالم وجود را به راحتي ناديده مي‌انگارند. به ديد اسميت اين موضوع باعث شده که ما نگاه جامع و فراگيري به واقعيت نداشته باشيم. گويي از ميان روزنه‌اي باريک به دنيا مي‌نگريم. اما زندگي رازهاي بسياري دارد و واقعيت پيچيده‌تر و اسرارآميزتر از آن است که يکسره تن به کالبد شکافي‌هاي علم و عقل مدرن دهد.

وي سپس بر اين مهم تأکيد داشت که چيزي که محرّک و بنيان اصيل زندگي ماست و به زندگي ما معني مي‌بخشد، بيشتر اميدها و الهامات و شهودهاي ژرف است تا اطلاعات و داده‌هاي مربوط به امور واقع؛ دل آدمي از عالم متفاوتي سخن مي‌گويد که به زندگي‌ها معنا مي‌بخشد. اسميت تصريح مي‌کرد که انکار چنين عالمي و ناديده گرفتن يافته‌ها و تجربيات و اعتقادات دين‌داران و عرفاي طول تاريخ در عصر حاضر، خسارتي بزرگ در تاريخ بشر به شمار مي‌رود.

به اعتقاد اسميت، سيطره يافتن علم‌پرستي و مادي‌باوري و مصرف‌گرايي، امور مربوط به اخلاق، معنا و حقيقت را به حاشيه زندگي فردي و اجتماعي مي‌راند. او بر اهميت بُعد ديني زندگي انسان پاي مي‌فشُرد و تصريح مي‌کرد که دين در تصويري که از آينده مي‌دهد، مي‌تواند ما را در جهت درست هدايت کند‌.

تجلّي‌هاي متفاوت حقيقت

اسميت با التفاتي که بر ساير اديان داشت، حقيقت را در همگي اديان جستجو مي‌کرد و اذعان مي‌داشت که «هر يک از سُنت‌هاي بزرگ ديني، بيان‌گر مرتبه‌اي از حقيقت کامل است. ولي اين حقيقت بنيادي و مطلق در هر يک از سنت‌هاي بزرگ ديني به صورت‌هاي مختلف تجلّي مي‌کند.»

وي با پيش‌کشيدن اين سخن که حقيقت مطلق، در قالب ذهن و زبان درنمي‌آيد، اين‌گونه استدلال مي‌کرد که «وجود مطلق فراتر از طاقت و توان ذهن و زبان است. از اين مطلق وصف‌ناپذير، وجود بسيط مشتق مي‌شود. وجود بسيط چون غيرمادي است قابل شناسايي توسط حواس يا آزمون‌هاي تجربي نيست اما بر خلاف وجود مطلق، تا حدودي مي‌توان به آن معرفت پيدا کرد.»

اسميت، التفات بر اين امر مطلق را از مرحله‌ استدلال و عقل جزئي فراتر مي‌دانست و عقل ديگري را به مدد مي‌طلبيد. به تعبير او «عقل استدلالي يا جزئي را همگان مي‌شناسند. اين آن عقلي است که به طور عمومي در غرب جديد فهميده شده است. عقل ديگري يا مرتبه‌ ديگري از عقل وجود دارد که بدان عقل شهودي مي‌گويند. در هند به آن بُدهي مي‌گويند. قوه‌اي که با تأمل و تفکر به واسطه قوه‌ ذهني پايين‌تري مستقيماً به امور عالم علم پيدا مي‌کند.»

اسميت درصدد موشکافي از اين عقل برمي‌آيد و عنوان مي‌کند که «اين مطلب ممکن است به غايت مبهم به نظر برسد. باري اين دقيقاً همان عقلي است که آدمي بايد با تدبير و نقشه ديگري که نشان مي‌دهد جايگاه واقعي انسان چيست، مشخص کند. اين عقل است که نشان مي‌دهد آدمي براي رسيدن به مقام حقيقي خود چه راهي را بايد در پيش بگيرد. اين نقشه مکمل که در اديان بزرگ تاريخ با گوهر واحد و صورت‌هاي مختلف ظاهر مي‌شود توسط وحي فراهم مي‌گردد.»[2]

اسميت با اين تعابير بر آن است که شناخت حقيقت، از راه علم‌هاي تجربي نمي‌گذرد، بلکه تمسک به وحي در اين راه گره‌گشايي و دست‌گيري مي‌کند. وي با اين تعابير بر آن بود تا دين را در دنياي معاصر، بار ديگر مورد توجه و مقبول قرار دهد.»

وي با يکسان انگاشتن گوهر همه‌ اديان، التفات به دين را اين‌گونه معرفي مي‌کرد: «من دين کبير يا سنت‌هاي کهن و سنت حکمي را به‌صورت يک موجوديت منحصر به فرد به کار مي‌برم؛ چون که من فکر مي‌کنم معماري زيربنايي با ستون فقرات مفهومي که همه آن‌ها را در بر مي‌گيرد، يکسان است و فقط مي‌خواهم آن را وارد اين مبحث کنم. وقتي از سنت حکمي صحبت مي‌کنم همه‌چيز را در اديان، خردمندانه مي‌دانم. نوع بشر به بهترين نحو، حيات خويش را در بطن دين تأمين مي‌کند. اين همان نقطه‌اي است که در آن هيچ‌چيزي در مدرنيته و پست‌مدرنيته نمي‌بينيم.»[3]

اسميت با اين رويکرد، ابتدا پاي وحي را در شناخت حقيقت پيش مي‌کشيد و دين را در دنياي جديد مورد توجه قرار مي‌داد، سپس اين حقيقت را تجلي يافته در اديان مختلف مي‌ديد.

آيت‌الله جوادي آملي و مواجهه با علم‌گرايي

هيوستن اسميت بر اين باور بود که علم‌گرايي در دنياي جديد، به يکي از معضلات انسان بدل شده است. به باور او ارج و قرب نهادن بر علم تجربي تا آنجا است که از ديگر ساحاتِ کشفِ حقيقت باز مانده‌ايم. اسميت، علم‌گرايي در دنياي جديد را چنان فربه مي‌ديد که از آن به علم‌پرستي ياد مي‌کرد. آيت‌الله جوادي آملي نيز التفات تام بر علوم تجربي را بر نمي‌تابند و شناخت حقيقت را فراتر از آن مي‌دانند. آيت‌الله اما به مانند اسميت، به تفکيک ميان علم و دين نمي‌پردازند.

 در منظومه‌ فکري آيت‌الله جوادي آملي، علم و دين در تقابل و رو در روي هم قرار ندارد. برخلاف اسميت که حکم توقف بر علوم تجربي صادر کرده و پاي دين را به ميان کشيده بود، آيت‌الله جوادي آملي، رويکردي همگرا و سازگار ميان علم و دين را ترسيم مي‌کنند.

از منظر آيت‌الله جوادي آملي جدايي و نزاع علم و دين محصول تصوري ناصواب از نسبت اين دو است. بر اين مبناي ناروا، عقل و علم در مقابل دين قرار گرفته است. آيت‌الله جوادي آملي اما بر اين باورند که عقل، داخل در منظومه‌ ديني است و تفکيک آن از دين شايسته نيست.

تأکيد آيت‌الله بر اين است که عقل همگام با نقل، تأمين‌کننده‌ معرفت ديني‌ هستند. ايشان بر اين باورند که معرفت عقلاني و دانش علمي بيرون از قلمرو معرفت ديني نيست و هرگز عقل به‌ عنوان يکي از منابع معرفت ديني در مقابل دين قرار نمي‌گيرد. بلکه عقل در برابر «نقل» است نه در برابر دين. اگر عقل و در نتيجه علم، درون هندسه معرفت ديني جاي گيرد، آن‌گاه نمي‌توان مسأله‌اي به نام تعارض و تنازع ميان «علم و دين» و «عقل و دين» داشت. زيرا عقل و علم در زير چتر دين قرار دارند.[4]

در نظر آيت‌الله جوادي آملي، تأکيد بر آن است که عقل در کنار نقل معتبر، منبع معرفت و شناخت دين است. تأکيد ايشان بر اين است که مراد از عقل، صرفاً عقل تجريدي که در فلسفه و برهان‌هاي عقلي خود را نشان مي‌دهد نيست؛ بلکه گستره‌ آن، عقل تجربي را نيز که در علوم طبيعي و انساني ظهور مي‌يابد، در بر مي‌گيرد.

راهکار آيت‌الله براي اين‌که علوم تجربي در دايره‌ علم ديني درآيند اين است که مي‌بايد اين علوم به مرتبه‌ قطع و يقين و اطمينان عقلي نائل گردند.[5] اين‌که در تحليل دانش و معرفت، همه‌ علم‌ها را به فرضيه برمي‌گردانند يا با تأکيد بر نسبي‌گرايي، حقيقت را توزيع مي‌کنند، شايسته‌ اطلاق علم ديني نيست. علم اگر به مرتبه‌ قطعي و يقيني برسد و علم اطمينان‌آوري لقب گيرد، در آن‌صورت است که مي‌تواند حتي يک حجت شرعي قلمداد شود.[6]

علمي که مفيد قطع و يقين بودن است، طبق نظر آيت الله، معارض با دين ‌نمي‌شود. گرچه ممکن است با ظواهر نقل، معارض شود. پس علم مشکلي با دين ندارد و ناسازگاري احتمالي آن با منبع ديگر دين يعني نقل، از مسير خود علاج مي‌شود.[7]

برخلاف رويکرد اسميت که علم‌گرايي را در تقابل با نگاه وحياني مي‌دانست و آن را مورد مذمت قرار مي‌داد، آيت‌الله جوادي آملي، حتي علوم تجربي را نيز با ذکر شرايطي، داخل در دايره‌ دين مي‌دانند و تقابل ميان علم و دين را باور ندارند.

ايمان به مذاهب مختلف

هيوستن اسميت، بر اين اعتقاد بود که مي‌توان به ساير مذاهب اعتقاد داشت و بر اساس اسلوب همه‌ اديان به تعبد پرداخت. آيت‌الله جوادي آملي اما بر اين باورند که ميان کثرت اين مذاهب و حقانيت آن‌ها مي‌بايد تفکيک نهاد. چراکه هرچه در عالم يافت مي‌شود و در منطقه‌ طبيعت پديد مي‌آيد ممکن است حق يا باطل باشد و اين کثرت نشان‌گر حق‌بودن آن‌ها نيست. از اين رو صِرف کثرت مکاتب ديني هم دليل حق‌بودن همه‌ مذاهب نخواهد بود.

آيت‌الله بر اين باورند که در اين ميدان تنها از طريق مواجهه عقلاني مي‌بايد به ارزش يک انديشه پي‌ برد و حق و ناحق‌بودن آن را ارزيابي کرد.[8]

آيت‌الله جوادي آملي با مطرح‌کردن بحث فطرت واحد انسان نيز معتقدند که فطرت واحد، قانون واحدي را نيز مي‌طلبد. ايشان با التفات به اين مسأله بر اين باورند که براي پاک ساختن و تلطيف فطرت، مي‌بايد از يک مسير و مشرب واحد تبعيت کرد. اگر فطرت واحد است، پس قانون واحدي را نيز طلب مي‌کند. قانوني که از جانب منشأيي صادر شده است که به تماميِ زواياي اين فطرت آگاه است و راه صواب را به نيکي تشخيص داده و راه نجات را مي‌نماياند.[9]

نتيجه‌گيري

هيوستن اسميت، از جمله انديشمنداني بود که دغدغه‌ دين در جهان معاصر را داشت. او به انحاء مختلف مي‌کوشيد تا از دين به‌عنوان بزرگ‌ترين داشته‌ انسانِ معنوي در جهان جديد دفاع کند. او با پيش‌ کشيدن معضلات علمي اذعان مي‌داشت که علم جديد در شناخت و فهم معضلات انساني معيوب است.

وي در سلوک رفتاري خود نيز، اهتمام به همه‌ اديان را سرلوحه‌ کار خود قرار داده بود. از مسيحيت و اسلام تا کنفسيوس و بودا، همگي نقشي در زيست فردي اسميت بازي مي‌کردند.

دغدغه‌‌هاي اسميت، درخور اعتنا بود. او تلاش‌هاي بسياري را براي معرفي و بر صدر نشاندن دين در جهان معاصر به انجام رسانيد؛ منظومه‌اي که وي بدان مي‌انديشيد اما مي‌توانست کامل‌تر شود. مي‌شد که او علم را در مقابل دين قرار ندهد. مي‌شد که او حتي علوم تجربي را به ديده‌ عنايت بنگرد و مُهر بطلان بر آن ننهد.

اما بر اساس منظومه‌ آيت‌الله جوادي آملي، علم در تقابل با دين قرار نمي‌گيرد، بلکه بالعکس؛ علم داخل در دين است. نمي‌توان علمي يقين‌آور را سراغ گرفت و آن را در تقابل با دين معنا کرد. اگر خصومتي ميان اين‌ دو درگرفته است، به علت بسنده‌کردن بر فرضيات علمي و غيريقيني‌ بودن اين فرضيات است.

هيوستن اسميت همچنين با تمسک به ساير اديان، رفتارهاي متعارضي را در سلوک شخصي خود پيشه ساخته بود. اين رويّه اگرچه مي‌تواند جذابيت‌هايي را به همراه داشته باشد اما بر اساس آراء آيت‌الله جوادي آملي، چنين مسلکي، چندان مورد طبع فطرت نخواهد بود. چراکه فطرت واحد انساني، يک قانون و قاعده‌ منضبط و مشخص را مي‌طلبد و از تمسک به قوانين غيرفطري باز مي‌دارد.

 

 

پي‌نوشتها

 



[1] http://www.nytimes.com/2017/01/01/us/huston-smith-author-of-the-worlds-religions-dies-at-97.html?_r=3

[2] نقل از جاودان خرد javidankherad.com

[3] بصيرت‌ها در سنت، روزنامه همشهري، گفتگوي آرش طهماسبي با هيوستن اسميت، 12/5/83

[4] علم ديني از منظر آيت‌الله جوادي آملي، حجه‌الاسلام احمد واعظي، فصلنامه حوزه و دانشگاه، روش‌شناسي علوم انساني، سال 14، ش54، بهار 1378

[5] آيت‌الله جوادي آملي، منزلت عقل در هندسه‌ معرفت ديني، صص25-26

[6] همان، ص146

[7] همان، ص111

[8] تفسير تسنيم، ص215

[9] رک: آيت‌الله جوادي آملي، صورت و سيرت انسان در قرآن، ص90-91



نظر جدید
نام:
ایمیل:
* نظر:
بازگشت به ابتدای صفحه
مقالات
گفتگو
در محضر استاد
برگزیده ها
حضرت استاد
عکس
زندگی نامه استاد
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است. طراحی و تولید: صبا نت مهر
دراسة وجهتي نظر أنطوني فلو و آية الله العظمى جوادي الآملي
فإن الاستناد إلى صرف الحس والتجربة تواجهه الكثير من العقبات الفلسفية العميقة من وجهة النظر المعرفية. وذلك لتوفر البرهان العقلي ، واعظم منه طريق الشهود القلبي والعرفاني ، والأهم منهما معاً طريق الوحي والمكاشفة والشهود والوحي الذي يختص به المعصومون "ع" ...
All Rights Reserved This site is owned and used as source material is permitted. Design and production: SABA Net Mehr
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به اسرا نیوز می باشد. طراحی و تولید: صبا نت مهر