بررسي رويكردهاي بنديتو کروچه و آيت‌الله العظمي جوادي آملي درباره هنر
هنر؛ بر فراز اوهام
هنر؛ بر فراز اوهام
1395/10/30 - 173430
تاریخ و ساعت خبر:
139128
کد خبر:
نظريه‌ آيت‌الله جوادي آملي درباره هنر اگرچه در پاره‌اي از موارد با ايده‌هاي كروچه همدلي دارد اما ايشان منظومه‌ ويژه‌اي را در اين خصوص ارائه داده‌اند که آن را متمايز از طرح کروچه مي‌کند.

 

بنديتو کروچه[1] (1866-1952) فيلسوف، منتقد و سياستمدار مشهور ايتاليايي بود. وي يکي از تئوريسين‌هاي جريان‌ساز  سنت زيبايي‌شناسي محسوب مي‌شود که به سنت ايده‌آليسم هگلي دلبسته بود. کروچه بر اين باور بود که همه‌ فعاليت‌هاي انسان به سوي چهار آرمان و مفهوم محض پيش مي‌رود؛ زيبايي(زيبايي‌شناسي)، حقيقت(فلسفه و معرفت تاريخي)، سودمندي(حکمت عملي) و نيکي(اخلاق). اين چهار مفهوم، جنبه‌هاي مختلف آگاهي روح انسان را ترسيم مي‌کنند.

نگاه وي به زيبايي‌شناسي و هنر قابل توجه است. او کتاب‌هايي را در اين خصوص به رشته‌ تحرير در آورده بود. نگاه کروچه به مقوله‌ هنر چنين بود که استدلال در آن هيچ‌گونه مدخليتي ندارد و فقط "شهود" است که هنر را ايجاد مي‌کند. براي کروچه، هنر عبارت است از شهود. از اين رو او کوشيد تا توجه همگي را بر يک مفهوم واحد متمرکز کند. به باور وي هنر همان شهود ناشي از همه آن چيزهايي است که در تعريف، آن‌را نفي و هنر را از خودش تفکيک مي‌کند.

از اين رو شهود در نزد کروچه عين درک زيبايي است با اين فرض که مسأله‌ زيبايي در ذات اشياء نبوده و ريشه در نفس و روح آدمي دارد. و طبعاً براي کسي که قادر به کشف زيبايي باشد آن‌را همه‌جا پيدا خواهد کرد و آن چيزي که يافت مي‌شود همان «هنر» است.[2]

کروچه تمامي تلاش خود را در تبيين مفهوم هنر، بر روي شهود معطوف کرده بود. وي هيچ‌گونه فعاليت ذهني را در امر هنري برنمي‌تابيد. به باور وي، هرچه که رنگ‌و‌بوي هنر بر خود مي‌گيرد، از شهود انسان نشأت گرفته است. کروچه دانش شهودي را در تضاد با دانش عقلاني قرار مي‌داد.[3]

وي بر اين باور بود که نسبت مستقيمي ميان «شهود» و «بيان» وجود دارد. وي مي‌گفت هرگاه که شهودي حاصل شد، به بيان مي‌آيد. اين بيان يک اثر هنري و يک مفهوم زيبايي شناسانه را خلق مي‌کند. اثر مشهور کروچه در باب زيبايي‌شناسي «زيبايي‌شناسي به‌ مثابه علم بيان و زبان‌شناسي همگاني» نام دارد. در اين رساله، او استدلال مي‌کند که «شهود» همسنگ با بيان است. به تعبير ديگر، تمام مصاديق موثق شهود، مواردي متعالي از بيانگري است. و تمام مصاديق معتبر بيانگري، مصداق‌هاي شهود به حساب مي‌آيند. کروچه سپس از طريق هنر دست به تعيين هويت بيان مي‌زند. وي شهود را برابر با زبان‌شناسي همگاني مي‌داند.[4]

آنچه هنر نيست

کروچه در تبيين نظريه‌اش از "طريق سلبي" وارد شد. وي نخست تصميم گرفت تا مشخص کند که هنر چه چيزهايي نيست. وي هنر را شهود احساسي يا شهود ناب مي‌داند و آن را از همه صُوَر ديگر متمايز مي‌کند. کروچه صفات سلبي هنر را چنين برمي‌شمرد:

1-      هنر فلسفه نيست؛ فلسفه تفکر منطقي در مقولات علم است. حال آن‌که هنر، شهود عاري از تفکر هستي است. هنر حکمت و منطق خاص خود را دارد که با منطق ديالکتيکي مفهومي متفاوت است.

2-       هنر تاريخ نيست؛ تاريخ در عالم واقع رخ داده است. هنر در خيال به‌ وجود مي‌آيد. آنچه که هنر و تاريخ را از هم منفک مي‌کند، تمايزي است که ميان عالم واقع و عالم خيال وجود دارد.

3-      هنر دانش طبيعي نيست، رياضيات هم نيست؛ رياضيات از انتزاعيات بهره مي‌جويد نه از مراقبه و تأمل. در هنر، مراقبه صورت مي‌گيرد و شهود حاصل مي‌شود. سپس اين شهود به بيان درمي‌آيد. در حالي‌ که رياضيات، صرفاً از انتزاعيات ذهني بهره مي‌برد.

4-هنر نه تعليمي است نه خطابه؛ يعني هنر به مقصود علمي به کار نمي‌رود و اسير آن و محدود به آن نمي‌گردد. مثل آنکه بخواهد حقيقتي فلسفي يا علمي را در نفوس تلقين کند يا در نقش خطيب، نفوس را مستعد پذيرش نحو خاصي از احساس و عمل سازد.

5-هنر با هيچ ‌يک از ديگر اشکالي که در پديد آوردن لذت، ميل شهواني يا تفنن و جاذبه يا حتي هيئأت پرهيزکارانه و حرارت پارسايانه باشد يکي نمي‌شود. ساحت هنر امري کاملاً متمايز از اين‌گونه فعاليت‌ها است.[5]

هنر در منظومه فکري آيت‌الله‌ العظمي جوادي آملي

آيت‌الله جوادي آملي با برخي از ايده‌هاي کروچه موافقت دارد. به عنوان نمونه ايشان نيز به مانند اين متفکر ايتاليايي، هنر را از ساحت علم خارج مي‌دانند. آيت‌الله، هنر را يک ظرف و بستر مي‌دانند. به تعبير ايشان: «اصل هنر يک وسيله‌ انتقال است؛ علم نيست. يک ظرف خوبي است. حالا يا ظرف زرين است يا بلورين، اما فقط ظرف است؛ وسيله‌ انتقال است. از وسيله‌ انتقال، انسان معارف را کسب نمي‌کند.»[6]

اما ايده‌ آيت‌الله جوادي آملي در خصوص هنر کاملا متمايز از طرح کروچه است. ايشان، هنر را به عقلانيت پيوند مي‌دهند و اين دو را امري جدا از يکديگر نمي‌دانند. بر خلاف کروچه که هرگونه فعاليت عقلي را در اين ساحت نمي‌پذيرفت، آيت‌الله جوادي آملي، از هنر ديني و هنرمعقول سخن به ميان مي‌آورند. ايشان در تعريف هنر ديني معتقد است که «هنر ديني» تنزيل امر معقول به کارگاه خيال و تبديل امر معقول در کارگاه خيال به جمال محسوس است.[7]

به اين معنا که براي خلق يک اثر هنري، مي‌بايد امري معقول را به قوه‌ خيال سپرد و از آن‌جا به ايجاد يک اثر هنري نائل آمد.

آيت‌الله بر اين نکته تأکيد دارند که هنر وقتي مي‌تواند مقبول و معقول باشد که ريشه عقلاني داشته باشد از يک سو. در کارگاه خيال دقيقاً مهندسي شده باشد از سوي دوم و خروجي آن هم يک جمال محسوس باشد از سوي سوم. به باور ايشان، هنر اگر جنبه عقلاني نداشته باشد يک هنر خيالي است نه هنر انساني و معقول.

ايشان دو بال عقل و خيال را در کنار هم براي يک هنر متعالي در نظر مي‌آورند. آيت‌الله جوادي از ازدواج ميان عقل و خيال، فرزندي به نام جمال محسوس را انتظار مي‌برند و آن ‌را نتيجه‌ هنر مي‌دانند. اين اضلاع سه‌گانه عقل، خيال و جمال محسوس سه رکن اصلي هستند که مي‌توانند هنر را توليد کنند.

از ديدگاه آيت‌الله جوادي آملي شاخص اصلي هنر ديني وجه عقلاني آن است و اگر هنرمند چيزي را از ساحت معقول به دست نياورده باشد، در توهم و خيال‌پردازي صرف است. بر اين اساس ايشان معتقدند اگر اثر هنري تنزل يافته امر معقول نباشد، اين هنر در چنبره‌ دور باطل حس و خيال است که اثري را خلق مي‌کند.[8]

بندتو کروچه بر مراقبه در ايجاد يک اثر هنر تأکيد داشت. وي بر اين باور بود که مراقبه سبب شهود مي‌شود و اين شهود به تصوير درمي‌آيد. آيت‌الله جوادي آملي نيز بر طهارت قوه خيال انگشت تأکيد مي‌گذارند. ايشان بيان مي‌کنند که خيال واسطه‌ دريافت امور عقلي است که اگر از اعتدال و طهارت برخوردار باشد، نقش حکايت‌گري و نگارگري خود را به بهترين شکل ايفا مي‌کند. اين قوه‌ خيال اما متصل به معقولات است و هنر را از جنبه‌ عقلي خارج نمي‌کند.

آيت‌الله بر اين باورند که توانايي آدمي در دريافت معقولات و معاني کلي، او را از ساير موجودات متمايز مي‌سازد. اين وجه تمايز در انسان هنرمند و در خلق اثر هنري با کارکرد خيال ارتباط تنگاتنگي دارد. به نحوي که خيال منزه به گونه‌اي راستين آن حقايق و معاني دريافتي را به تصوير مي‌کشد. در اين نگاه است که هنرمند به عنوان خليفه‌ الله معرفي مي‌شود. چنين فردي در مزرعه عالم ملکوت و عالم شهادت ايستاده است. عالم ملکوت، جهان خلائق و معاني است و عالم شهادت، ظهور مادي آن حقايق و معاني در سطوح مختلف موجودات است. لذا اثر چنين هنرمندي که به لحاظ وجودي، کمال مطلوبي دارد، علاوه بر اين‌که بازنمايي از محاکات طبيعت يا افعال انساني است، بازنمايي حقايق عالي خلقت است.[9]

آيت‌الله جوادي آملي در بياني ديگر در خصوص هنر، تفکيکي را ميان «هنر» و «زيبايي» قائل مي‌شوند. از منظر ايشان «زيبايي» به ديني و غير ديني تقسيم نمي‌شود چرا که فعل نيست. اما "هنر" به ديني و غير ديني تقسيم مي‌شود زيرا فعل است. ايشان معتقدند زيبايي حقيقتي است که با دستگاه ادراکي انسان ملايمت داشته باشد. ايشان "هنر" را خلاقيت اين دستگاه معنا مي‌کنند. به عبارت ديگر چيزي که ملايم با دستگاه ادراکي شخص باشد در نظر ايشان زيباست و کسي هنرمند است که چنين شئ هماهنگي را بيافريند.

آيت‌الله اگرچه معتقدند که زيبايي و هنر تفاوت جوهري دارند، اما هر دو را زيرمجموعه کمال مي‌دانند. در حقيقت براي هنر و زيبايي دو وجه حسي(ماوراء طبيعي) و عقلي(معنوي و فراطبيعي) قائل‌اند. ايشان اصالت را به وجه عقلي مي‌دهند و آثاري را که فقط از تأثير خيال و وهم ناشي مي‌شود، غير اصيل مي‌دانند.[10]

هنر نازل و متنزل

ايده‌ اساسي آيت‌الله جوادي آملي در بحث هنر بر اين است که براي خلق يک اثر هنري، مي‌بايد روندي طي شود. اين روند از عالم معقولات نشأت مي‌گيرد و سپس به خيال مي‌آيد و در نهايت، به عالم محسوس قدم مي‌گذارد. اگر اين روند به نيکي انجام پذيرد، يک هنر ديني متولد شده است.

آيت‌الله هنر ديني را مسيري براي تجلي معقول حقيقي در کسوت محسوس مي‌دانند و مي‌گويند: حقيقت هنر، صراط مستقيمي است که معبر صعود و نزول انسان کامل است. اين هنر برين، نه‌ تنها معقول را با ميانجي‌گري مثال، با محسوس هماهنگ مي‌کند و در همگي آهنگ گوش‌نواز توحيد را زمزمه مي‌نمايد، بلکه هم‌آوا نمودن تکوين و تشريع، اصل هنر را معنا، وجود آن را اثبات، نيل به آن را ترغيب، راه وصول به آن را تعليم و ره‌يافتگان به آن را تکريم مي‌کند.

از اين‌جاست که آيت‌الله ميان هنر نازل و متنزل نيز تفاوت قائل مي‌شوند. ايشان با تقسيم هنر به هنر نازل و متنزل مي‌گويند:

«هنر نازل بيش از محدوده‌ خيال را تعريف نمي‌کند، لذت زودگذري دارد يا تأثير زودگذري دارد اما هنر متنزل از جاي بلند آمده، دست آدم را مي‌گيرد، بلند مي‌کند و به بالا مي‌برد. فرق هنر نازل و هنر متنزل همان فرقي است که براي مثال بين اشعار منوچهري دامغاني و اشعار مرحوم حافظ است. ما يک شعر نازل داريم يعني از همين‌جا برخاسته. يک شعر متنزل داريم که از جاي بلند آمده پايين؛ اين هنر يک معناي عقلي را خوب فهميده بعد اين را پايين آورده در محدوده‌ متخيله داده به خيال از آن‌جا داده به حس، شده يک غزل. چون از بالا آمده اين مثل يک طناب آويخته است؛ به انسان مي‌گويد اين طناب را بگير و برو بالا. اين انسان و جامعه را عاقل مي‌کند. هنر تنزل امر معقول به کارگاه خيال و تبديل امر معقول در کارگاه خيال به جمال محسوس است. هنر يعني اينکه معقول را محسوس کند، نه متخيل را. هنر عقلي دارد که تا از آن قله‌ عقل شروع نکند و در کارگاه خيال به دست متخيله از وهم، رها نشود و معقول را در کارگاه خيال نپردازد و بعد تحويل حس ندهد هنر معقول نخواهد بود. هنر اگر از قله عقل آمده جامعه را عقلاني مي‌کند. اگر از قلمرو خيال آمده مردم در مرحله‌ خيال هستند و خيال‌باف و اسير توهم و خيال نازل مي‌شوند.»[11]

آيت‌الله سپس از اين هنري که با عقلانيت گره خورده، با نام هنر اسلامي ياد مي‌کنند:

«هنر اسلامي اين است که هميشه تازه است و هميشه جامعه را تازه نگه مي‌دارد، فرسودگي ندارد و فرسايش ندارد. نه افسارگيسختگي دارد و نه افسردگي. آن‌که از اين‌ها جداست آن واقعاً مي‌شود هنر اسلامي و هنر ديني و راهش هم اين است که معقول را انسان به صورت جمال محسوس در بياورد. اگر از خيال به حس بيايد و از حس به خيال مثل بعضي از فيلم‌ها اين يک دور باطل است که از خيال به حس و از حس به خيال جريان دارد و نتيجه‌اي هم نخواهد داشت. آن‌که جامعه را تطهير نمي‌کند هنر نيست اما اگر معقول را محسوس کند و دست حس‌ها را بگيرد به عالم عقلانيت برساند اين مي‌شود هنر صادق.»[12]

اگر هنري فرسودگي بياورد و همراه بدن پير بشود اين هنر معقول نيست. هنر ديني نيست. آن هنري که همراه روح کامل‌تر بشود «آن‌قدر عشق ببازم که جوان مات شود»، هنر ديني است. هنر معقول است براي اين‌که هنر زميني وقتي‌که سن انسان بالا آمد ديگر مثل بدن فرسوده مي‌شود. به زعم آيت‌الله جوادي آملي، اگر هنرمند چيزي را از ساحت معقول به دست نياورده باشد در توهم و خيال است.

با همين مبناست که ايشان درباره هنر غربي مي‌گويند: «اين هنر در واقع هنري است که گرفتار دور باطل عالم حس و خيال شده است.» بر اين اساس آيت‌الله جوادي آملي معتقد است اگر اثر هنري امر متنزل از قوه عاقله نداشته باشد، اين هنر در چنبره دور باطل حس و خيال است که اثري را ايجاد نمي‌کند.

ايشان معتقد است هنري که در دور باطل حس و خيال غوطه‌ور باشد، نتيجه‌اش افسردگي است. نظر آيت‌الله جوادي آملي درباره پديده هنر و آثار خلق شده در اين حيطه آن است که اثر هنري منبعث از عقل، در حقيقت انکشاف باطني از خلق آن اثر را در نتيجه امر معقول به مخاطب ارائه مي‌کند و به بيان ديگر از طريق جمال محسوس، مخاطب را به حقيقت مي‌برد. به باور ايشان، هنرمند در اين ميان کسي است که بتواند به‌ خاطر رياضت در خيال، متصل به خيال منفصل شود و در عرصه وجودي هنر خود را به رخ کشد.

نتيجه‌گيري

بنديتو کروچه کوشيده بود تا با تبيين مسأله‌ هنر، آن را در پيوند با شهود، تفسير و تعبير کند. به باور او، مراقبه‌هاي نفساني سبب مي‌شود که انسان به مرتبه‌ شهود نائل گردد و اين شهود مي‌تواند يک اثر هنري را خلق کند. او در اين خصوص معتقد بود که در خلق يک اثر هنري، نمي‌توان از استدلال و منطق مدد گرفت و هيچ‌گونه سويه‌ ذهني و عقلي در خلق اثر هنري مدخليتي ندارد. کروچه همچنين با پيش‌کشيدن برخي از صفات سلبي براي هنر، آن را از طبيعيات و فلسفه و تاريخ نيز جدا مي‌کرد.

نظريه‌ آيت‌الله جوادي آملي درباره هنر اگرچه در پاره‌اي از موارد با ايده‌هاي کروچه همدلي دارد اما ايشان منظومه‌ ويژه‌اي را در اين خصوص ارائه داده‌اند که آن را متمايز از طرح کروچه مي‌کند. آيت‌الله با ترسيم نحوه‌ شکل‌گيري يک اثر هنري بر اين باورند که امر معقول وقتي ‌که به قوه‌ خيال نازل مي‌شود و پس از آن به شکل محسوسي در مي‌آيد، جرقه‌ هنر زده شده است. اين هنر را مي‌توان هنري معقول و ديني ناميد. به باور آيت‌الله جوادي آملي، امر معقول در ايجاد يک اثر هنري، نقشي تام و تمام دارد و اگر از اين گوهر تهي باشد، هنري شکل خواهد گرفت که جز توهم و خيال‌پردازي نخواهد بود.

 

پي‌نوشت‌ها

 



1https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AA%D9%88_%DA%A9%D8%B1%D9%88%DA%86%D9%87

[2] درآمدي بر آراء زيبايي‌شناسي بندتو کروچه، هنر و امر رازآلود شهود، سهند ستاري

[3] بنديتو کروچه، زيبايي‌شناسي به‌مثابه علم بيان و زبان‌شناسي همگاني، ص1، نقل از مقاله: پازوليني، کروچه و سينماي شعر، پاتريک کينگ، ترجمه علي اتحاد، فصلنامه خيال ، تابستان 1387

[4] کروچه، همان، ص28

[5] نقل از مقاله: آراء بندتو کروچه درباره شعر و زيبايي‌شناسي، گزارشي از احمد سميعي(گيلاني) ، نامه فرهنگستان، دوره 11، بهار 1389، ش1، پياپي 41

[6] ديدار آيت‌الله جوادي آملي با اعضاي ستاد ملي بازي‌هاي رايانه‌اي

[7] آيت‌الله جوادي آملي، سروش هدايت، ص237-238

[8] هنر ديني از منظر علامه جوادي آملي، حميدرضا خادمي، سيد مسعود مسعوديان، حکمت اسراء، ش21، پاييز 1393، ص12

[9] سروش هدايت، صص240-258-259

[10] همان، ج3، صص240-242

[11] ديدار سازمان بسيج هنرمندان سپاه علي بن ابيطالب(ع) با آيت‌الله جوادي آملي

[12] سخنراني آيت الله جوادي آملي در جمع اعضاي خانه هنرمندان



نظر جدید
نام:
ایمیل:
* نظر:
بازگشت به ابتدای صفحه
مقالات
گفتگو
در محضر استاد
برگزیده ها
حضرت استاد
عکس
زندگی نامه استاد
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است. طراحی و تولید: صبا نت مهر
دراسة وجهتي نظر أنطوني فلو و آية الله العظمى جوادي الآملي
فإن الاستناد إلى صرف الحس والتجربة تواجهه الكثير من العقبات الفلسفية العميقة من وجهة النظر المعرفية. وذلك لتوفر البرهان العقلي ، واعظم منه طريق الشهود القلبي والعرفاني ، والأهم منهما معاً طريق الوحي والمكاشفة والشهود والوحي الذي يختص به المعصومون "ع" ...
All Rights Reserved This site is owned and used as source material is permitted. Design and production: SABA Net Mehr
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به اسرا نیوز می باشد. طراحی و تولید: صبا نت مهر