نقدي بر آراي سلفي دكتر احمد السالوس بر مبناي آراي آيت‌الله العظمي جوادي آملي
تشيع؛ واقعيت‌ها و قضاوت‌ها (4)
تشيع؛ واقعيت‌ها و قضاوت‌ها (4)
1395/10/30 - 025254
تاریخ و ساعت خبر:
139130
کد خبر:
آيت‌الله‌العظمي جوادي آملي بر اين باور است كه بايد در رواياتي که دال بر تحريف کتاب خدا است تأويل نمود و نمي‌توان به ظاهر اين روايات تمسک کرد.

مسأله امامت همواره از مسائل کليدي بوده که موجب اختلاف بين دو فرقه شيعه و اهل سنت شده است. شيعيان برخي از آيات و روايات را دالّ بر تشريع امامت مي‌دانند. درحالي‌که اهل سنت اين ادله را نمي‌پذيرند و به نقد آن‌ها مي‌پردازند. در ادامه به برخي از اين ادله در ميانه دو باور شيعي و سني اشاره خواهيم کرد.

 

سلفي‌گري و مسأله امامت

دکتر علي احمد السالوس از رجال ديني سلفي مصري مقيم قطر است. وي از سال 1401هـ.ق در دانشکده دين در دانشگاه قطر به تدريس مشغول است. او علي‌رغم رويکرد سلفي، تحقيقات فراواني در زمينه بررسي آرا و نظريات شيعيان و مقايسه آن با باورهاي اهل سنت انجام داده است و از وي بيش از ده اثر مکتوب در اين زمينه منتشر شده است. از جمله مسائلي که وي در آثار خود بدان مي‌پردازد مسأله امامت است.[1] وي برخي از ادله شيعيان را با توجه به منابع شيعي مطرح مي‌کند و سپس به نقد اين ادله مي‌پردازد.

 

آيه ولايت و دلالت بر امامت

دکتر «علي احمد السالوس» توضيح مي‌دهد که آيه 55 سوره مائده از نگاه شيعيان نص صريحي درباره مسأله ولايت است و اين آيه درباره علي ابن ابي‌طالب نازل شد، زماني ‌که ايشان در رکوع بود و سائلي از ايشان درخواست کمک کرد و ايشان انگشترشان را به او بخشيد. از نگاه دکتر علي السالوس، منظور از اين قسمت آيه کريمه که مي‌فرمايد «والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يؤتون الزکوه و هم راکعون» ممکن است علي ابن ابي‌طالب بوده باشد؛ همان‌طور که برخي ديگر از مفسران، آن را به همه مؤمنان تفسير کرده‌اند. وي البته رواياتي از اهل سنت را که منظور از اين آيه را علي ابن ابي طالب مي‌داند، ضعيف مي‌شمارد. او معتقد است اين بخش از آيه کريمه که مي‌فرمايد «انما وليکم الله و رسوله و الذين آمنوا» اساسا در مقام حذف يهود از مقام ولايت است و نه تعيين مقام ولايت در بين خود مسلمانان.

از جمله ديگر اشکالات دکتر علي احمد السالوس به استدلال به اين آيه، بر معناي «ولايت» مبتني است. از نگاه وي، ولي به معناي متولي و سرپرست وارد شده است، همان‌طور که به معناي ناصر و دوست نيز آمده است. از همين رو لازم است به سياق آيات توجه نماييم تا مشخص شود که کدام‌يک از اين دو معني مراد است. از نگاه وي، با توجه به آيات ديگر قرآن کريم، معناي ولايت در جايي که بحث از موالات مؤمنين يا نهي از موالات غير مؤمنين از اهل کتاب و کفار است، به معناي نصرت و محبت آمده است. آيات 89 و 139 سوره نساء، يا آيه 71 سوره توبه ماده ولايت به همين معنا استعمال شده است. از نگاه دکتر علي احمد السالوس اين بي‌معنا است که ماده ولايت تنها در موارد خاص همچون ولايت دم و ولايت سفيه از اين معنا خارج شده باشد، اما در عين حال بگوييم که در اين آيه به معناي ولايت مورد نظر شيعيان معنا دارد. بنابراين کلمه «وليکم» دلالتي بر امامت علي ابن ابي‌طالب ندارد.

مباهله

مباهله يکي ديگر از داستان‌هاي تاريخ اسلام است که در قرآن کريم بدان اشاره شده است. از نگاه دکتر علي السالوس اين آيه دلالتي بر امامت هيچ‌کس نمي‌کند و اساسا يکسان دانستن افراد حاضر در مباهله، به لحاظ فداکردن جان‌ها در مقابل حفظ حق است و نه در مقام بيان رهبري مسلمانان؛ چرا که امامت و رهبري مسؤوليت ويژه‌اي است و شرايط خاص به خود را دارد. از اين منظر همسان‌انگاري علي ابن ابي‌طالب و پيامبر اسلام غلوي است که حتي مورد پذيرش خود امام علي نيز قرار نمي‌گيرد.

دکتر علي احمد السالوس تصريح مي‌کند که حتي اگر اين آيه را به عنوان دليلي بر افضل بودن علي(ع) بدانيم باز هم بايد در نظر داشته باشيم که امامت مفضول با وجود افضل جايز است و عقل و شرع نيز مخالف آن نيست. چراکه ممکن است کسي که از نگاه کلي مفضول است، از جهتي خاص که مرتبط با امور خلافت و مصلحت مسلمانان است، افضل باشد و پيامبر(ص) نيز کسي را که بهتر مي‌توانست مديريت کند و به مردم نفع برساند، بر کسي که افضل از او بود ولايت مي‌داد. به‌علاوه وي تأکيد مي‌کند که نمي‌توان گفت پيامبر، اميرالمؤمنين(ع) را جان خود تلقي نموده است چراکه منظور از نفس در اينجا برادران ديني يا نسبي است. از اين منظر، ذکر اهل بيت پيامبر در آيه به واسطه يادآوري لطف آنان بوده است و اين آيه قطعا دلالت بر جايگاه ويژه اهل ‌بيت دلالت دارد ولي اين مسأله ارتباطي با مسأله خلافت و جانشيني پيامبر(ص) ندارد.

غدير

داستان غدير يکي از مباحث بحث‌برانگيز ميان شيعه و سني است. شيعيان بر اين اعتقادند که پيامبر اکرم مسأله امامت را در غدير ابلاغ نمود. از نگاه دکتر علي احمد السالوس آن‌طور که طبري در تفسيرش آورده است، در اين آيه هدف اصلي از امر به پيامبر، ابلاغ برتري اسلام بر يهوديت و مسيحيت و يادآوري معايب‌ دين‌شان بوده است؛ معايبي همچون جسارت به ساحت ربوبي، تحريف کتاب خدا و... . به‌علاوه هدف ديگر اين آيه ابلاغ برتري اسلام نسبت به شرک بوده است. در روايتي که از بخاري نيز نقل شده است، پيامبر در روز غدير پس از آن‌که از برتري دين اسلام و مسؤوليت مردم در مقابل دين سخن گفت، از مردم پرسيد که درباره ابلاغ حکم الهي توسط من چه مي‌گوييد؟ آن‌ها پاسخ دادند که شهادت مي‌دهيم که تو پيام الهي را ابلاغ نمودي و براي ما خيرخواهي کردي. دکتر علي احمد السالوس همچنين به سخن آلوسي استناد مي‌کند؛ وي تصريح مي‌کند اخبار غدير که در آن از امر به تعيين امام پس از پيامبر شده است، نزد ما مورد قبول نيست.[2] از اين منظر، برتري دين اسلام به واسطه آن است که حرم امن الهي و حج پيرامون خانه خدا تنها به مسلمانان اختصاص دارد و مشرکان از اين نعمت محروم شده‌اند. نکته قابل ذکر آن‌که از نگاه دکتر علي احمد السالوس اين سخن طبري که اين آيه مربوط به روز غدير است نيز صحيح نيست و از نگاه وي با توجه به برخي ديگر از روايات اهل سنت که توسط عمر نقل شده است، آيه مذکور در عرفه نازل شده است.[3]

 

تحريف قرآن براي اثبات امامت

دکتر علي احمد السالوس با بررسي آياتي که شيعيان بر صحت مسأله امامت بدان استدلال کرده‌اند، معتقد است شيعيان که اهل غلو در مذهب خود هستند، تنها به تأويلات غير صحيح درباره آيات دست نزده‌اند. بلکه شيعيان معتقدند که قرآن کريم تحريف شده است و اسم علي از آن حذف شده است.

 

آيت‌الله‌العظمي جوادي آملي و مسأله امامت

برخلاف باور دکتر علي احمد السالوس، از نگاه آيت‌الله جوادي آملي امامت مسأله‌اي اساسي در اصل دين تلقي مي‌شود. از اين نگاه آيات و روايات متعددي از يک‌سو بر اصل لزوم امام پس از نبي اکرم(ص) دلالت مي‌کند و از سوي ديگر بر مشخص‌بودن و منصوص‌بودن امامت در اميرالمؤمنين(ع) و يازده امام ديگر از نسل ايشان. به‌علاوه گروه ديگري از ادله و خصوصا حديث ثقلين نيز بر هم‌سنگ بودن امامت و اصل قرآن دلالت دارد. همان‌طور که بخشي از روايات نيز به مسأله شؤون ديني، اجتماعي و سياسي امامت مي‌پردازد و بخشي ديگر از روايات قدرت امام را بررسي مي‌نمايد.

آيه ولايت

آيت‌الله جوادي آملي اين آيه را يکي از آيات مهم و کليدي در اثبات امامت و ولايت مي‌داند. اگرچه دکتر علي احمد السالوس معناي ولايت را سرپرستي نمي‌داند، اما آيت‌الله جوادي آملي بر اين باور است که ولايت به معناي رهبري است. ايشان توجه به کلمه «انّما» را در صدر آيه که دلالت بر حصر مي‌کند، دليل خوبي بر اين مسأله مي‌داند. چراکه بر اساس آيات ديگر قرآن کريم همچون آيه 71 سوره توبه، جعل ولايت اختصاص به پيامبر يا گروهي خاصي ندارد که در آيه ولايت مورد اشاره قرار گرفته‌اند. از همين رو معناي ولي در آيه ولايت، بايد معناي خاصي باشد که با انحصار سازگار باشد.

دليل دوم نيز از شأن نزول آيه که در مورد اميرالمؤمنين(ع) است مشخص مي‌گردد.[4] آيت‌الله جوادي آملي انفاق و نماز را دو رکن اساسي ايمان مي‌داند که منافقان از آن کراهت دارند.[5] از اين جهت اگرچه بر اساس ظاهر متن آيه مي‌توان گفت که اين حکم براي تمام مؤمناني است که در حال نماز اهل انفاق بوده باشند، اما آيت‌الله جوادي آملي بر اين باور است که در اين مورد، مصداق آيه منحصر و محدود است و قانون جري و تطبيق در خصوص آن راه ندارد. بنابراين حکم اين آيه صرفا در مورد اميرالمؤمنين(ع) بوده است.[6] به‌علاوه اين مسأله را مي‌توان از دقت در خطاب آيه فهميد. در اين آيه به تمام امت اسلامي خطاب شده است که خدا، رسول او و برخي از مؤمنان خاص «ولي» آن‌ها هستند. اقتضاي اين خطاب آن است که خدا، رسول او و اين مؤمنان خاص داخل در امت اسلامي فرض نشوند که در غير اينصورت اتحاد «وليّ» و «مولّي عليه» لازم مي‌آيد. از همين‌رو بايد نوع ولايت، مخصوص به خداوند و مؤمنان خاص به آنان باشد و بنابراين نمي‌توان ولايت را به معناي محبت يا نصرت گرفت. آيت‌الله جوادي مي‌گويد:

«براي فهم معناي «وليّ» بايد از تعابير داخلي آيه‌ ولايت به کمک شأن نزول استفاده کرد و اين دو نشان مي‌دهد که «ولي» در اين آيه به معني رهبر، سرپرست و متصرّف است نه محبّ يا ناصر.»[7]

 

آيه مباهله

از نگاه آيت‌الله جوادي آملي داستان مباهله از حوادثي است که شيعه و سني بر اصل آن و حضور اصحاب کسا در آن اتفاق نظر دارند. اگرچه برخي از مفسران اهل سنت به دنبال تحريف حقيقت اين داستان تاريخي بوده‌اند.

از اين منظر بر خلاف آن‌چه که دکتر علي احمد السالوس مي‌گويد، تأمل در اين آيه به خوبي نشان مي‌دهد که پس از پيامبر اکرم(ص) کسي برتر از امير مؤمنان نيست. اين مسأله از توجه به عبارت «انفسنا» در آيه کريمه مشخص مي‌شود. چراکه منظور از «انفسنا» نمي‌تواند خود دعوت‌کننده به مباهله يعني پيامبر(ص) باشد؛ چون هيچ‌کس خود را دعوت نمي‌کند. بلکه مراد از اين کلمه کسي است که به منزله جان پيامبر است که به اجماع شيعه و سني او اميرالمؤمنين علي(ع) است. آيت‌الله جوادي در پاسخ به شبهاتي همچون آن‌چه که دکتر علي احمد مطرح مي‌کنند، تصريح مي‌کند:

«واژه انفسنا بر خلافت حضرت اميرمؤمنان دلالت مطابقي ندارد تا گفته شود آن حضرت در آن زمان خليفه نبوده است. بلکه دلالت دارد که او از همه مردم برتر است. زيرا به منزله جان رسول خدا(ص) است و پس از رحلت آن حضرت(ص)، اگر امر بين او و ديگران داير شود، او که به منزله جان رسول خداست، بر امر خلافت بر بيگانه مقدم است.»[8]

با توجه به اين جملات مي‌توان گفت فرض امامت مفضول بر فاضل در موردي که فاضل اميرالمؤمنين باشد که جان پيامبر(ص) است کاملا بي‌معنا و غلط است. خصوصا آن‌که از نگاه ايشان «انفسنا» اگرچه کلمه جمع است اما يک مصداق بيشتر نداشت و او علي ‌ابن ابي‌طالب بود و اگر کسي ديگر نيز در اين مقام شريک پيامبر(ص) بود پيامبر وي را نيز به مباهله مي‌آورد. از اين جهت، جايگاه علي(ع) از تمام پيامبران پيشين بالاتر است؛ چنان‌چه به اين مضمون در روايات شيعه و سني اشاره شده است. به‌علاوه از آن‌جا که ارزش هر پيامبر به اندازه پيام و رسالت و کتاب آسماني او است و شکي نيست که بالاترين و کامل‌ترين پيام الهي توسط پيامبر(ص) براي مردم آورده شد. وقتي اين مسأله را به حديث ثقلين ضميمه کنيم، مي‌توانيم نتيجه بگيريم که مقام اميرالمؤمنين(ع) با قرآن يکي است و از آن‌جا که قرآن کريم بر همه کتب پيامبران پيش از نبي اکرم(ص) برتري دارد، جان پيامبر که همان علي ابن ابي‌طالب است نيز بر ديگر انبياي الهي برتري دارد.[9]

غدير

خلاف باور دکتر علي احمد السالوس از نگاه آيت‌الله جوادي آملي مقصود از اکمال دين و اتمام نعمت چيزي جز تبيين مسأله ولايت نبوده است. از اين منظر و با توجه به رواياتي که از امامان شيعه نقل شده است، حقيقت امامت در اميرالمؤمنين(ع) منحصر نيست بلکه اين مسأله در مورد يازده امام ديگر نيز صدق مي‌کند و حضور هر کدام از آنان موجب يأس دشمنان دين خدا مي‌شود تا آن‌که آخرينِ امامان شيعه از غيبت ظهور کند و جهان را پر از عدل و داد نمايد.

ماجراي غدير به اندازه‌اي در کتب روايي شيعه و سني و همچنين اشعار و ادبيات هر دو فرقه نقل شده است که نمي‌توان شکي در آن راه داد. البته درباره روز نزول آيه ولايت، آيت‌الله جوادي آملي معتقد است با توجه به روايات شيعيان و همچنين برخي از روايات اهل سنت، روز ايراد خطبه نه روز عرفه، بلکه در 18 ذي‌الحجه بوده است. ايشان روايتي را از ابوهريره نقل مي‌کند که وي روز 18 ذي‌الحجه را همان روز غدير معرفي مي‌کند. آيت‌الله جوادي البته به نظرات مفسراني همچون سيوطي  نيز اشاره مي‌کند که تلاش مي‌کنند روز نزول آيه را روز عرفه قلمداد کنند؛ اما ايشان اين برخورد با روايات غدير را تلاشي غيرمنصفانه براي خدشه‌دار کردن اعتبار اين داستان مي‌داند.[10]

برخلاف تفسيري که دکتر علي السالوس مطرح مي‌کند، از نگاه آيت‌الله جوادي آملي، در اين آيه که آخرين آيه‌اي بود که بر پيامبر اکرم(ص) نازل شد، خداوند مسأله ولايت را مطرح نمود. از اين جهت ولايت نيز يکي از فرائضي است که خداوند به‌واسطه آن نعمت خود را بر مسلمانان تکميل نمود. بر اين اساس، در روز غدير پيامبر اکرم(ص) در صحراي غدير خم اميرالمؤمنين(ع) را به‌عنوان جانشين خود معرفي نمودند. آيت‌الله جوادي آملي معتقد است اميرمؤمنان،  نمادي از امامت و جريان ولايت الهي در روي زمين پس از نبي اکرم(ص) است.[11]

از اين منظر ترسي که در اين آيه بدان اشاره شده است، يک ترس نفساني نبود تا کسر شأني براي پيامبر باشد. بلکه نگراني پيامبر از سطحي‌نگري مردم، عدم پذيرش فرمان الهي و اتهام آن حضرت به کذب، قبيله‌گرايي و امثال آن بود.

شيعيان و مسأله تحريف قرآن

برخلاف ادعاي دکتر علي احمد السالوس، آيت‌الله جوادي آملي معتقد است شيعيان باوري به تحريف قرآن براي اثبات امامت ندارند. از اين‌رو که در  آيات قرآن کريم و روايات شيعه و سني نشانه‌هاي اين مسأله به وضوح بيان شده است. آيت‌الله جوادي آملي بر اين باور است که قرآن عزيز اساسا تحريف‌پذير نيست و تحريفي نه به لحاظ زياده و نه از جهت نقصان در قرآن راه ندارد. چراکه قرآن، ذکر محفوظ است و خداوند با عزت بي‌پايان خود حافظ کتابش است. اين مسأله از روايات قطعي که از طريق امامان شيعه به دست ما رسيده است ثابت مي‌شود. رواياتي نيز وجود دارد که سيره عملي امامان شيعه را در استفاده و استدلال به همين قرآني که به دست ما رسيده است، نشان مي‌دهد. همچنين برخي ديگر از روايات دستور مي‌دهند که در روزهاي سخت، به قرآن پناه ببريد يا رواياتي که دستور مي‌دهند براي اطلاع از صحت و سقم احاديث، آن‌ها را بر قرآن عرضه کنيد. بر اين اساس تنها رواياتي مورد پذيرش قرار مي‌گيرند که موافق کتاب خدا باشند.

همچنين حديث ثقلين نيز به‌خوبي دلالت بر عدم تحريف قرآن کريم دارد. حديثي که شيعه و سني آن را نقل کرده است. از نگاه آيت‌الله جوادي آملي توجه به تاريخ اسلام نيز بيان‌گر عدم تحريف قرآن کريم است. چراکه مسلمانان شديدا بر حفظ حرف ‌به‌ حرف قرآن حساس بودند و اجازه کم و زياد کردن آيات قرآن را به احدي نمي‌دادند. آيت‌الله جوادي آملي بر اين باور است که بايد در رواياتي که دال بر تحريف کتاب خدا  است تأويل نمود و نمي‌توان به ظاهر اين روايات تمسک کرد.[12]

 



[1] . مع الاثني عشرية في الاصول و الفروع، د.علي احمد السالوس، الطبعة السابعة، ص 55

[2] . تفسير آلوسي، ج2، ص 349

[3] . صحيح مسلم، جلد اول، ص 277، روايت 188  

[4] . ولايت علوي، آيت‌الله جوادي آملي، جص 33

[5] . تفسير تسنيم، آيت‌الله جوادي آملي، ج2، ص 180

[6] . تفسير تسنيم، آيت‌الله جوادي آملي، ج1، ص 169

[7] . ولايت علوي، آيت‌الله جوادي آملي، ص 33

[8] . تفسير تسنيم، آيت‌الله جوادي آملي، ج 14، ص 469

[9] . همان، ص 466

[10] . ظهور ولايت در صحنه غدير، آيت‌الله جوادي آملي، ص 106

[11] تفسير تسنيم، آيت‌الله جوادي آملي، ج21، ص 634

[12] . ن.ک: قرآن در قرآن، آيت‌الله جوادي آملي، ص 345



نظر جدید
نام:
ایمیل:
* نظر:
بازگشت به ابتدای صفحه
مقالات
گفتگو
در محضر استاد
برگزیده ها
حضرت استاد
عکس
زندگی نامه استاد
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است. طراحی و تولید: صبا نت مهر
دراسة وجهتي نظر أنطوني فلو و آية الله العظمى جوادي الآملي
فإن الاستناد إلى صرف الحس والتجربة تواجهه الكثير من العقبات الفلسفية العميقة من وجهة النظر المعرفية. وذلك لتوفر البرهان العقلي ، واعظم منه طريق الشهود القلبي والعرفاني ، والأهم منهما معاً طريق الوحي والمكاشفة والشهود والوحي الذي يختص به المعصومون "ع" ...
All Rights Reserved This site is owned and used as source material is permitted. Design and production: SABA Net Mehr
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به اسرا نیوز می باشد. طراحی و تولید: صبا نت مهر