نقدي بر رويكرد برخي متكلمين اهل سنت درباره برخي سخنان پيامبر اکرم(ص)
وحي الهي يا اجتهاد شخصي؟
وحي الهي يا اجتهاد شخصي؟
1395/11/11 - 004756
تاریخ و ساعت خبر:
139132
کد خبر:
اساسا اجتهاد به معناي مصطلح آن درباره پيامبر اكرم(ص) نه تنها حسن نيست بلكه نقص محسوب مي‌شود.

تصميمات پيامبر اکرم(ص) در تبيين احکام الهي، تصميمات زندگي و در مصالح زندگي مسلمين بر چه اساس اتخاذ مي‌شده است؟ آيا ايشان بر اساس اجتهاد شخصي‌شان قوانين را وضع مي‌کرده‌اند يا تمام قوانيني که از جانب ايشان صادر شده، نتيجه وحي الهي بوده است؟ و اگر دستورات نبوي جنبه‌اي وحياني داشته، آيا اين مسأله به تمام دستورات تعميم داده مي‌شود يا صرفا مخصوص به امور عبادي بوده و پيامبر دست کم در مسائل معاملات يا مسائلي که نياز  به توجه به شرايط داشته، همچون مسائل جنگ، به نظر عرف توجه مي‌نموده است؟

 

اهل سنت و دو باور در اجتهاد نبوي

به گفته دکتر «عبدالله بن ابراهيم الناصر» در نگاهي کلي مي‌توان گفت که بيشتر علماي اهل سنت به اجتهاد پيامبر دست‌کم در مصالح دنيوي و مسائل جنگي باور دارند. اين تصرفات از جانب پيامبر، به‌عنوان «امام و حاکم مسلمين» بوده است و از همين‌رو احکامي بر اجتهادات ديگر مجتهدان نيز که سطح درک‌شان پايين‌تر از پيامبر(ص) است، بر اجتهادات نبوي بار مي‌شود؛ ولي نبايد فراموش کرد که او کامل‌ترين مجتهدان و فهم عقلي او از همه مجتهدان بالاتر بوده است. دکتر عبدالله بن ابراهيم بر اين باور است که پيامبر(ص) در امور ديني نيز به اجتهاد مي‌پرداخت. وي از جمله دلايل اين‌گونه اجتهاد نبوي را آيه 105 سوره نساء مي‌داند که مي‌فرمايد: «لتحكم بين الناس بما أراك الله»؛ آن‌گونه که قاضي ابويوسف در استدلال به اين آيه گفته است، عموميت لفظ «حکم» شامل موارد نص و استنباط احکام شرعي مي‌شود. وي آيه 83 همين سوره را نيز مؤيد اين نظر مي‌داند. در اين آيه کريمه آمده است: «ولو ردوه إلى الرسول وإلى أولي الأمر منهم لعلمه الذين يستنبطونه منهم»؛ استدلال به اين آيه از اين جهت است که خداوند تعالي «اولي‌الامر» را به رسول اکرم(ص) عطف نموده است. از همين‌رو مي‌توان گفت، همان‌طور که اولي‌الامر مي‌توانند اجتهاد کنند، به طريق اولي پيامبر اکرم(ص) مي‌تواند اجتهاد کند.

دکتر عبدالله بن ابراهيم بن ناصر ضمن برشماري بعضي از ادله مخالفين، نظر به جواز اجتهاد براي پيامبر را راجح مي‌داند و معتقد است، ايشان در مواردي همچون داستان اسراي غزوه بدر اجتهاد نمودند. ضمن آن‌ که احاديثي همچون اين حديث نبوي نيز که «اگر براي امتم سخت نبود، بر آنان واجب مي‌کردم که براي هر وضويي مسواک بزنند»، مؤيد اين نظر است. لسان اين حديث نشان مي‌دهد که اين مسأله اجتهاد شخصي پيامبر(ص) بوده و از همين‌رو به خاطر رعايت حال امت، اين مسأله را واجب نکرده است. وي معتقد است اجتهادات پيامبر(ص) از قبيل قياسي است که مجتهدان اهل سنت به مشروعيت آن باور دارند؛ يعني الحاق يک حکم مسکوت به مواردي که نصي درباره آن وارد شده است.

استاد «محمد شکيب قاسمي» از ديگر علماي اهل سنت در مقاله‌اي[1] به اين موضوع پرداخته است. وي تصرفات پيامبر را به دو نوع تصرفات تشريعي و غيرتشريعي تقسيم مي‌کند. تصرفات تشريعي احکامي است که براي اقتدا و اتباع مردم صادر مي‌شود و خود دو نوع است؛ تصرفات تشريعي عام که تمام امت را تا روز قيامت مورد خطاب قرار مي‌دهد و تصرفات تشريعي خاص. تصرفات تشريعي عام به دو قسم تقسيم مي‌شود؛ تصرفات تبليغي و تصرفات فتوايي. تصرفات تشريعي خاص نيز تصرفاتي است که مرتبط با زمان، مکان، احوال يا افراد خاص است و خطابات آن به همه امت متوجه نيست. بعضي از علما اين نوع تصرفات را خطابات جزئي يا تصرفات جزئي ناميده‌اند و تصرفاتي همچون قضاوت‌ها، امامت و برخي ديگر از تصرفات خاصه در زير مجموعه آن قرار مي‌گيرند.

تصرفات غيرتشريعي هم تصرفاتي هستند که به قصد اقتدا و اتباع عموم يا خصوص امت به‌وجود نيامده‌اند و خود انواعي دارند از جمله تصرفات عادي، تصرفات دنيوي، تصرفات ارشادي و تصرفات خاص به پيامبر اکرم(ص).

مولانا محمد شکيب قاسمي در مقاله خود تصريح مي‌کند که از نگاه علماي اهل سنت، تعبد به اجتهاد براي پيامبر همچون ديگر مجتهدان جايز است؛ همان‌طور که اجتهاد پيامبر در مصالح دنيوي و تدابير جنگي و مانند آن نيز جايز است. اما مسأله، اختلافي در ميان اهل سنت در احکام شرعي است؛ در اين‌جا برخي از علماي اهل سنت به نفي اجتهاد پيامبر باور دارند، در حالي که گروه ديگر به جواز  اجتهاد در اين مورد فتوا مي‌دهند. بر اين اساس، مخالفان اجتهاد نبوي به آيات سوم و چهارم سوره نجم تمسک مي‌کنند که مي‌فرمايد: «وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوى؛ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوْحَى?»

 ابن‌حزم به عدم جواز اجتهاد نبوي حکم کرده و معتقد است کسي ‌که باور به جواز اجتهاد نبوي در شريعت داشته باشد، کفر ورزيده است؛ چرا که خداوند در آيه 50 سوره انعام مي‌فرمايد: «إن أتّبع إلاّ ما يوحى إليّ». همچنين بسياري از معتزله نيز معتقدند پيامبر اجتهاد نمي‌کرده است. معتزله معتقد بودند ارتباط پيامبر با وحي، پيامبر را به منبع قطعي علم متصل مي‌کند و هرکس که امکان به‌دست‌آوردن علم را داشته باشد، نمي‌تواند به ظن اعتماد کند و اجتهاد نيز موجب ظن است و نه علم. به‌علاوه اين گروه، انتظار پيامبر براي رسيدن وحي را شاهد ديگري بر مدعاي خود مي‌دانند. سومين دليل معتزله آن است که اجتهاد، ظن‌آور است و ظن محل خطا است و لازم است پيامبر از خطا حفظ شود که در دعوتش تشکيک نشود.

به گفته مولانا محمد شکيب، در مقابل اقلّيت نفي‌کننده اجتهاد پيامبر در ميان علماي اهل سنت، اکثريت علما قول به جواز را پذيرفته‌اند؛ از جمله شافعي، ماوردي، سليم رازي، احمد بن حنبل و اکثر مالکي‌ها از جمله قاضي عبدالوهاب، ابو يوسف و عبدالجبار و ابوالحسين. علاوه بر ادله‌اي که پيش‌تر ذکر شد، اين گروه به برخي از اجتهاداتي که در مورد پيامبران ديگر در قرآن ذکر شده است تمسک مي‌کنند. خطاي آدم(ع) در خوردن از شجره ممنوعه يکي از اين موارد است که به نظر اين گروه، آدم(ع) در اجتهاد خود اشتباه نمود. يا در مورد پيامبر اکرم نيز مثلا در آيه 43 سوره توبه مي‌خوانيم: «عَفَا اللهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ»

 همچنين در روايات نقل‌شده از اهل سنت از شعبي نقل شده است که پيامبر پيوسته در قضايايي حکم مي‌کرد ولي بعد از آن وحي برخلاف حکم نبوي نازل مي‌شد. در احاديث اهل سنت مواردي از اين نمونه‌ها نقل شده است. به‌علاوه از نگاه موافقان اجتهاد نبوي، دليل عقل نيز مدافع اين نظر است. چرا که عمل به اجتهاد از عمل به ظاهر نص سخت‌تر است و همين مسأله موجب بالارفتن ميزان اجر مي‌شود. پس اگر بگوييم که پيامبر به اجتهاد عمل نمي‌کرد، لازم مي‌آيد اجر و منزلت امت پيامبر که به اجتهاد تمسک مي‌کردند از پيامبر بالاتر رود که چنين چيزي ممکن نيست. به‌علاوه اين گروه اوج فهم و اجراي قياس را که يک اصل پذيرفته‌شده در اجتهاد اهل سنت است، در احکام نبوي مي‌بينند و معتقدند لازمه علم نبوي که دور از خطاست، اجراي کامل قياسات فقهي و شرعي است.

در کنار اين ادله، اين گروه دلايل مخالفان اجتهاد نبوي را نيز به نقد کشيده‌اند. موافقان بر اين باورند که اگرچه وحي بر پيامبر نازل مي‌شد، اما زمان نزول وحي در اختيار ايشان نبود و از همين‌رو گاهي اجتهاد لازم مي‌آمد. به‌علاوه لازمه توقف پيامبر در برخي از مسائل، عدم توجه ايشان به اجتهاد در مسائل ديگر نيست. از سوي ديگر اجتهاد پيامبر با اجتهاد ديگران قابل قياس نيست؛ چرا که ايشان به خطا نمي‌رود بلکه سريعا به قول صحيح دست پيدا مي‌کند. ذکر اين نکته نيز خالي از لطف نيست که موافقان ميان اجتهادات نبوي و اجتهادات ديگران تفاوت مي‌گذارند و معتقدند اجتهادات نبوي هميشه به حق مي‌رسد ولي اجتهادات ديگر مجتهدان گاهي به حق است و گاهي به باطل. به‌علاوه موافقت با پيامبر نيز به ادله شرعيه واجب است؛ بنابراين به هيچ‌وجه با احکام نبوي نمي‌توان مخالفت نمود؛ چه از روي اجتهاد باشد و چه بر اساس نص.

آيت‌الله‌العظمي جوادي آملي و اجتهاد نبوي

آيت‌الله جوادي آملي اجتهاد را به معناي «بررسي و تحقيق در متون نقلي و در ثناياي براهين عقلي و جمع‌بندي نهايي و ارائه فکري نو و نظري جديد»[2] مي‌داند. از اين جهت، اجتهاد نه تنها مسأله‌اي منفي‌ تلقي نمي‌شود بلکه تداوم اجتهاد، موجب ادامه جريان دين در جامعه است. در اجتهاد در فروع و احکام ديني، ظني که براي مجتهد به وجود مي‌آيد براي خودش حجت است و او مي‌تواند به اين ظنّ عمل کند.[3] اگرچه مجتهد در صورتي که تمام تلاشش را براي دريافت حکم الهي بکند، حتي اگر به حقيقت نرسد نيز ثواب مي‌برد[4] اما اين مسأله چيزي از اين حقيقت نمي‌کاهد که در اجتهاد، احتمال به خطا رفتن هست. و دقيقا همين مسأله است که با باور به عصمت انبياي الهي سازگار نيست. پيامبران براي دريافت، نگهداري و ابلاغ پيام الهي به مردم بايد عصمت داشته باشند. اين مسأله از يک‌سو ضامن رسيدن دقيق پيام الهي به مردم و از سوي ديگر موجب ايجاد اعتماد مردم به قول نبي به عنوان فرستاده ويژه خداوند است.

از همين‌روست که از نگاه آيت‌الله جوادي آملي اجتهاد در مورد پيامبر اکرم(ص) نه يک حسن، بلکه يک نقص تلقي مي‌گردد و ناقض هدف بعثت است.

برخي از علماي اهل سنت همچون صاحب تفسير «المنار» سعي کرده‌اند تا اين معضل را حل نمايند.[5] از اين رو وي معتقد است پيامبر اجتهاد مي‌کند و اگر اجتهاد او مطابق با واقع درآمد، خداوند آن را ابقا مي‌کند و اگر اشتباه بود، جلوي اشتباه او را مي‌گيرد. اما آيت‌الله جوادي آملي اين مبنا را نيز نمي‌پذيرد و مي‌گويد:

«خداي سبحان، حضرت ختمي نبوت(ص) را در مقام بيان احکام، معصوم معرفي کرده است: «و ما ينطق عن الهوي، ان هو الا وحي يوحي» و او در بيان حکم خدا جز وحي سخن نمي‌گويد.»[6]

از اين نگاه، اين دو آيه که جزو محکمات قرآن کريم در مسأله عصمت رسول خدا(ص به شمار مي‌روند، به خوبي دلالت دارد که پيامبر از آن جهت که رسول و فرستاده الهي است، در بيان احکام الهي تنها بر اساس وحي سخن مي‌گويد و رأي اجتهادي هرگز در بيان احکام الهي راه ندارد. آيت‌الله جوادي مي‌گويد:

«اجتهاد امري ظني است؛ زيرا مجتهد با استفاده از ظواهر الفاظ، فرع را از اصل استنباط مي‌کند و گاهي نيز نتيجه با واقع سازگاري ندارد. بر اين اساس، اگر اجتهاد براي پيامبران جايز مي‌شد، ديگران نيز مي‌توانستند با استفاده از قواعد و فنون ادبي، اصولي و محاورات عرفي حکمي را استنباط کنند و اگر  اجتهاد آنان با اجتهاد پيامبر متفاوت مي‌شد، آنان حق مي‌داشتند که پيروي از پيامبر را ضروري ندانند. پس اجتهاد در بعضي احکام يا همه آن‌ها براي پيامبران(ع) روا نيست.»[7]

تغيير قبله مسلمانان يکي از مواضع بحث‌برانگيز در تاريخ اسلام محسوب مي‌شود؛ مسأله‌اي که موجب اعتراض مشرکان، يهوديان و منافقان قرار گرفت. اعتراض اين گروه آن بود که چرا مسلمانان از قبله اول، که مورد توجه انبياي پيشين بود و قداستي ويژه داشت، روي برگرداندند. از همين‌رو چرايي تغيير قبله در ميان مسلمانان محل بحث و بررسي قرار گرفته است. برخي از علماي اهل سنت که پيش‌تر به نظريات‌شان اشاره شد، معتقدند در اين مورد پيامبر از روي اجتهاد خودش قبله را تغيير داد و وحي و دستور الهي در کار نبود. اما آيت‌الله جوادي اين مسأله را منتفي مي‌داند. ايشان معتقد است اجتهادي در کار نبوده است و تغيير قبله وحي الهي بوده است.

آن‌گونه که ايشان توضيح مي‌دهد اساسا اجتهاد به معناي مصطلح آن درباره پيامبر اکرم(ص) نه تنها حسن نيست بلکه نقص محسوب مي‌شود.[8] حتي با توجه به متن آيه 144 سوره بقره هم مي‌توان به اين نتيجه رسيد که اين کار وحي الهي بوده است؛ اگرچه دستور به صورت تلاوت ظهور پيدا نکرده است.

از نگاه آيت‌الله جوادي عدم اجتهاد نبوي از توجه به لسان روايات نبوي يا امامان نيز مشخص است. براي نمونه با توجه به برخي از رواياتي که از امام صادق(ع) در باب تحريم شراب وارد شده است و با تعبير «قال الله عزّ و جل» آغاز گرديده، مي‌توان به اين نتيجه رسيد که ايشان از آن‌رو حکم حرمت را به خداوند نسبت مي‌دهند که اين حکم خداوند بوده است و بيان حکم خدا از دو راه انجام مي‌شده است؛ کتاب الهي يا همان قرآن و حديث قدسي از زبان پيامبر(ص) و ائمه(عليهم‌السلام). آيت‌الله جوادي آملي با اشاره به سخن علامه حلي(ره) که گفته‌اند: اعتقاد ما اين است که پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) «متعبّد بالوحي» هستند نه «متعبد بالاجتهاد» مي‌گويد:

«خداوند قانون‌گذاري را به امامان معصوم(عليهم‌السلام) واگذار نکرده است، زيرا در جايگاه خودش ثابت شده است که قانون‌گذاري حق خدا است و چيزي به کسي تفويض نشده است و امامان معصوم سمت مجري، مبيّن، مبلّغ و معلّم احکام دين را دارند و در همه اين امور از عصمت برخوردارند.»[9]

از همين‌روست که پيامبر و امامان با قطع سخن مي‌گويند و نه بر اساس ظن نوعي برآمده از اجتهاد. مواردي نيز که آن بزرگواران درباره شيوه اجتهاد و استنباط سخن گفته‌اند، براي تعليم اجتهاد به شاگردان‌شان بوده است. آيت‌الله جوادي تنها اجتهاد به معناي تطبيق اصل کلّي بر افراد و تشخيص موضوعات خارجي را براي پيامبران روا مي‌دارد[10] که البته همانطور که خودشان نيز متذکر مي‌شوند، اين معنا از اجتهاد از محل بحث خارج است. به گفته آيت‌الله جوادي، علامه مجلسي نيز بر اين باور است که به اجماع و اتفاق اماميه، حضرات معصومين(ع) احکام الهي را از راه وحي دريافت مي‌کردند. حتي شيخ طوسي نيز که اصل جواز اجتهاد پيامبران را به صورت موجبه جزئيه پذيرفته است، اما بر اين باور است که دليلي بر وقوع اجتهاد نبوي نيست.

 

 

 



[1] . اجتهادات النبي صلى الله عليه وسلم قراءة تحليلية أصولية، مجلة الداعي الشهرية الصادرة عن دار العلوم  ديوبند، رجب 1433 هـ = يونيو 2012م ، العدد : 7 ، السنة : 36 قابل دسترسي در:

 www.darululoom-deoband.com/arabic/magazine/tmp/1339674134fix4sub4file.htm

 

[2] . تسنيم، ج4، ص 108

[3] . تسنيم، ج8، ص 561

[4] . تسنيم، ج7، ص 338

[5] . تفسير المنار، ج 2، ص 136

[6] . تسنيم، ج 9، ص 217

[7] . تسنيم، ج 15، ص 106

[8] . تسنيم، ج 7، ص 295

[9] . تسنيم، ج 11، ص 102

[10] . تسنيم، ج15، ص 106



نظر جدید
نام:
ایمیل:
* نظر:
بازگشت به ابتدای صفحه
مقالات
گفتگو
در محضر استاد
برگزیده ها
حضرت استاد
عکس
زندگی نامه استاد
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است. طراحی و تولید: صبا نت مهر
دراسة وجهتي نظر أنطوني فلو و آية الله العظمى جوادي الآملي
فإن الاستناد إلى صرف الحس والتجربة تواجهه الكثير من العقبات الفلسفية العميقة من وجهة النظر المعرفية. وذلك لتوفر البرهان العقلي ، واعظم منه طريق الشهود القلبي والعرفاني ، والأهم منهما معاً طريق الوحي والمكاشفة والشهود والوحي الذي يختص به المعصومون "ع" ...
All Rights Reserved This site is owned and used as source material is permitted. Design and production: SABA Net Mehr
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به اسرا نیوز می باشد. طراحی و تولید: صبا نت مهر