مواجهه ويليام رو و آيت‌الله‌العظمي جوادي آملي با مسأله‌ شرور
چالش بزرگ در مسير اثبات خدا
چالش بزرگ در مسير اثبات خدا
1395/11/24 - 160626
تاریخ و ساعت خبر:
139135
کد خبر:
آيت‌الله جوادي آملي برخي امور را لازمه‌ نظام مادي مي‌‌دانند كه گريزي از آن‌ها نيست. محور بحث آيت‌الله در بحث شرور اين است كه شرور وقتي رخ مي‌دهد كه انگاره‌ها و ديد انسان به وقايع، ديد و انگاره‌ صحيحي نباشد و از وقايع، برداشت دقيقي نداشته باشد؛ انگاره‌هاي صحيحي که در آراي ويليام لئونارد رو مغفول مانده بود.

 

ويليام لئونارد رُو (زاده 1931) فيلسوف آمريکايي است که همت مطالعاتي خود را به مسأله‌ شرور معطوف داشته است. وي با توجه به رنج‌هاي انساني، جهان را آميخته از شر و اين شرور را مقدمه‌اي براي نفي خدا در عالم مي‌داند. از همين رو است که او را از جمله فيلسوفان خداناباور معاصر لقب داده‌اند.

وي در مقابل باورمندان به خدا، مسأله‌ شرور را نقطه‌اي مي‌داند که بر اساس آن مي‌توان به نفي خدا در عالم حکم کرد. او بر اين نکته انگشت نهاده است که حتي اگر برخي از شرور را نيز لازمه‌ جهان هستي قلمداد کنيم، برخي ديگر از شرور وجود دارند که هيچ‌گونه ضرورتي در پي آن‌ها نيست. وي اين شرور را «شرور بي‌وجه» مي‌نامد.

ويليام رو مدعي است که در گوشه و کنار جهان نمونه‌هايي از رنج هاي انسان‌ها و حيوانات با فراواني بسيار بالا رخ مي‌دهند که بعيد است همه‌ آن نمونه‌ها بتوانند از جمله شروري باشند که در جهت مصلحتي برتر به کار رفته‌اند.[1]

وي با تکيه بر اين باور، برهان خود را به اين شکل صورت‌بندي مي‌کند:

1-نمونه‌هايي از رنج شديد وجود دارند که يک موجودِ توانا و داناي مطلق (يعني خدا) مي‌توانست بي‌آن‌که به علت جلوگيري از آن، مصلحت برتري از دست برود يا برخي شرور به همان ميزان بد يا بدتر تجويز شوند، از آن ممانعت کند.

2- يک موجود قادر مطلق و خير محض از وقوع هر رنج شديدي که مي‌تواند مانع آن شود ممانعت مي‌کند. مگر اين که ممانعت از آن موجب از دست رفتن مصلحتي برتر يا تجويز شري به همان ميزان بد يا بدتر شود.

در نتيجه موجودي توانا، داناي مطلق و خير محض وجود ندارد.[2]

بر اساس اين استدلالِ ويليام رو، از طريق وجود شرور در عالم، مي‌توان به نفي خدا در عالم پي برد. وي براي تحکيم استدلال خود، موضوع را از نگاه کلي به شرور خارج کرده است و فقط شروري را پيش مي‌کشد که در عالم، وجهي ندارد و نبود آن‌ها نيز هيچ لطمه‌اي به نظام هستي وارد نمي‌کند. اما منظور وي از شرور بي‌وجه به چه معنا است؟

 مفهوم بي‌وجه در برهان رو

ويليام رو در استدلال‌هاي نخست خود بر وجود شرور، همه‌ شرور را از يک سنخ قلمداد کرده بود. وي اما مورد اعتراض‌هايي از جانب خداباوران قرار گرفت. چراکه وي از طريق استقرايي ناقص، حکمي کلي را بيان کرده بود. ويليام رو بر همين اساس بود که کوشيد تا استدلال خود را معطوف به مواردي کند که شر محسوب مي‌شوند و در عين حال وجودشان هيچ‌گونه منفعتي به حال نظم هستي ندارد. از اين‌رو وي از عنوان «شرور بي‌وجه» استفاده کرد. در حقيقت مقصود ويليام رو از کاربرد واژه «بي‌وجه» اين بود که برخي از شرور اگر نتوان قاطعانه معتقد شد که گزاف‌اند، اما مطمئنا توجيهي برايشان نمي‌توان يافت.

با توجه به اين‌که «رنج» يکي از مصاديق بارز شرور در جهان است و هر رنجي صرف نظر از علل و خاستگاهش يک شر محسوب مي‌شود، ويليام رو معتقد بود اگر رنجي در جهان واقع شود که خداي توانا و داناي مطلق بتواند بي‌آن‌که مصلحت برتري از دست برود، از آن ممانعت کند، اين رنج مصداق بارز شر بي‌وجه است. با اين تعريف، شر بي‌وجه وضعيتي است که به لحاظ منطقي ضروري نيست.

مفهوم خدا و خداباوري در برهان رو

ويليام رو به منظور تعيين حد و مرز بحث خود، تعريف جامعي را از خدا و خداباوريِ مورد نظرش ارائه داده است. او ابتدا تفکيکي ميان دو گونه از خداباوري قائل مي‌شود؛

1-      «خداباوري مُضيّق» که در آن افراد به وجود موجودي توانا، داناي مطلق، ازلي و خير محض که جهان را آفريده است باور دارند.

2-      «خداباوري مُوسّع» که باورمندانش فقط به وجود نوعي موجود يا واقعيت الوهي باور دارند.

خداباوري مُضيّق معنايي اعم را شامل شده و در بر دارنده خداباوري موسّع نيز مي‌شود. در عين حال شخص مي‌تواند به معناي موسّع، خداباور باشد بي‌ آنکه وجود موجود قادر مطلق، عالم مطلق، خير محض و ازلي که جهان را آفريده است را باور کند. به عبارت ديگر نسبت ميان اين دو نوع خداباوري عام و خاص مطلق است. ويليام رو در تقرير خود واژه خداباوري مضيّق را مد نظر دارد.[3]

مصاديق شر بي‌وجه در نظر رو

ويليام رو براي تبيين ادعاي خود، مصاديقي را برمي‌شمرد و مي‌گويد که اين امر، جزئي از شر بي‌وجه است و نيازي به وجود آن‌ها در عالم خارج حس نمي‌شود. وي اين‌گونه مصاديق را چنين برمي‌شمرد و نخستين نمونه‌اي که ذکر مي‌کند مثالي خيالي است. او مي‌گويد: «فرض کنيد در جنگي دوردست، صاعقه، درخت خشکي را شعله‌ور مي‌کند و اين امر منجر به آتش‌سوزي در جنگل مي‌شود. بچه گوزني که در ميان شعله‌هاي آتش محصور شده دچار سوختگي مي‌شود و پيش از مرگ چندين روز در وضعيت عذاب شديد (ناشي از جراحات سوختگي و ترس آتش) قرار مي‌گيرد. تا آن‌جا که ما مي‌توانيم درک کنيم، آن رنج شديد بچه گوزن‌، گزاف است. زيرا اصلا معلوم نيست که هيچ خير برتري وجود داشته باشد که ممانعت از رنج بچه گوزن سبب از دست رفتن آن يا حتي باعث وقوع شري برابر يا بدتر شود.

ويليام رو اين پرسش را مطرح مي‌کند که: آيا موجودِ توانا و دانايِ مطلق و خير محض نمي‌توانست از رنج به ظاهر گزاف بچه گوزن ممانعت کند؟ پاسخ روشن است؛ چنان‌که حتي خداباور نيز به آن اذعان مي‌کند و موجودي توانا و داناي مطلق مي‌توانست به سهولت از سوختگي شديد بچه گوزن ممانعت کند يا اگر سوختگي رخ داد (حداقل) مي‌توانست به جاي آن‌که اجازه دهد بچه گوزن چندين روز در آن عذاب مهيب قرار گيرد با سريع‌تر خاتمه‌دادن به زندگي او رنج شديدش را از ميان ببرد. رنج شديد بچه گوزن قابل ممانعت و تا جايي که ما مي‌توانيم درک کنيم، بي‌وجه است.»[4]

نمونه ديگري که ويليام رو به عنوان مصداقي از شرور بي‌وجه ذکر مي‌کند، ماجراي واقعي قتل فجيع دخترکي پنج‌ساله به دست ناپدري‌اش در ايالت ميشيگان است. در نخستين روز عيد سال نو، خبر قتل دخترکي پنج‌ساله بر اثر خفگي که شب قبل از آن به‌دست ناپدري‌اش وحشيانه مورد تجاوز قرار گرفته و جاي ضربه‌هاي شديد روي بدنش مانده بود، منتشر شد.

به عقيده‌ ويليام رو، ماجراي وحشتناکي که براي بچه گوزن رخ مي‌دهد، سرگذشت تلخ و فجيع دخترک  پنج‌ساله، واقعه تأسف‌بار هولوکاست و نمونه‌هاي بي‌شمار ديگري که همه‌روزه در جهان پيرامون ما در حال وقوع است، مثال‌هايي هستند که اگر نتوانند محققا مقدمه نخست استدلالش را اثبات کنند، دست کم به طور قطع، باور به آن را معقول مي‌سازند.

ويليام رو استدلال مي‌کند که خدا هيچ دليلي براي تجويز شرور بي‌وجه ندارد؛ بنابراين ما در باور به اين‌که خدا وجود ندارد موجه‌ايم.

برهان الحادي ويليام رو را در مجموع مي‌توان اينگونه بازنويسي کرد:

1-      مصاديقي عيني از شر بي‌وجه وجود دارد. اين مصاديق کافي است تا خداناباوري موجه باشد. چرا‌ که يک موجود توانا، داناي مطلق، خير محض و بي‌نهايت مهربان مي‌توانست بي‌آن‌که مصلحت برتري از دست برود يا شرور فجيع‌تري تجويز شوند از وقوع آن ممانعت کند.

3-      اگر خدايي خير محض و بي‌نهايت مهربان وجود داشت، خداناباوري موجه رخ نمي‌داد؛ زيرا هر فردي که در زمان خاصي مستعد و پذيراي برقراري رابطه‌اي دوسويه و صميمانه با خدا بود، بر اساس ملاک‌هاي معقولي دست کم در همان بازه زماني باور داشت که خدا هست.

4-      خداي توانا، داناي مطلق، خير محض و بي‌نهايت بزرگ و مهربان وجود ندارد.

آيت‌الله‌العظمي جوادي آملي؛ متر و معيارِ درک نظام هستي

آيت‌الله جوادي آملي در منظومه‌ فکري خود، نکاتي را تذکر داده‌ که التفات به آن‌ها مي‌تواند انسان را از خطايِ درافتادن به ماجراي شرور و به تبع آن، نفي خداي قادر باز دارد.

1-      آيت‌الله جوادي آملي در بيان معناي «شرور» بر اين نکته توجه مي‌دهند که تفاوت ميان «شر» و «ضرر» را مي‌بايد در تفاوت ميان «هدف» و «راه» در نظر گرفت. به اين معنا که وقتي انسان براي رسيدن به مقصدي، دچار ناملايمات و نقصان مي‌شود، در آن حال دچار ضرر شده است. ضرر در راه رسيدن به هدف است که ايجاد مي‌شود. شر اما در نسبت به هدف سنجيده مي‌شود. به اين معنا که هرگاه انسان از هدفش بازماند، در آن صورت است که شر رخ داده است؛ مانند تفاوت رابطه «هدايت و ضلالت» با «سعادت و شقاوت» که اولي نسبت به راه سنجيده مي‌شود ولي دومي معمولا به لحاظ هدف و پايان راه مطرح مي‌گردد.[5]

با ذکر اين تفاوت است که مي‌توان دريافت، ماجراي شرور فقط زماني حاصل مي‌شود که انسان از هدفش باز مانَد. آيت‌الله جوادي آملي با تذکر اين مهم است که ماجراي شرور را از عالم هستي، به عالم ذهن و نگاه انسان معطوف مي‌کنند. به باور ايشان، نگاه انسان به هستي و ترسيم اهداف است که مي‌تواند واقعه‌اي را شر قلمداد کند يا از آن جز خير نبيند. اين نکته مي‌تواند در مواجهه با مسأله‌ شر بسيار گره‌گشا باشد.

2-      آيت‌الله جوادي آملي سپس نکته‌اي را تذکر مي‌دهند که التفات به آن نيز مي‌تواند قدمي ديگر در فهم صحيح از نظام هستي و درک مسأله‌ شرور باشد. ايشان بر اين باورند که در درک نظام هستي، مي‌بايد نگاهي عمودي به وقايع داشت و از نگاه افقي پرهيز کرد. به اين معنا که هر واقعه‌اي را که در جهان هستي رخ مي‌دهد، به صرف مقايسه‌کردن با ديگر وقايع جهان نمي‌بايد مورد ارزيابي قرار داد و بر اساس آن به داوري پرداخت. به باور ايشان، اگر انسان در راه شناخت خدا، به گونه‌اي افقي به وقايع بنگرد و همه‌ مسائل را بر اساس روال مادي و عادي تبيين کند و منطقه ادراک و انديشه‌ او خيال و مقايسه‌هاي افقي باشد، ره به صواب نمي‌برد. اما اگر بر اساس سير عمودي و با ديدي الهي به بررسي وقايع بپردازد و حوادث را در طول يکديگر تفسير کند، مي‌تواند به فهم دقيق‌تر از عالم هستي نائل شود.[6]

با ذکر اين دو نکته است که مي‌توان دريافت، نگاه و انگاره‌هاي انسان در مواجهه با عالم هستي، در مسأله‌ شرور نقش عمده‌اي ايفا مي‌کند. در نظر آيت‌الله جوادي آملي، فهم صحيح جهان، نيازمند اسلوب و روشي است و اين روش را مي‌بايد مراعات کرد و در فهم حقيقت هستي به کار بست. آيت‌الله با ذکر اين دو نکته کليدي، مسائلي را در خصوص ماجراي شر در عالم نيز بيان کرده و آن را مورد مداقه دقيق خود قرار داده‌اند.

ويليام رو با ذکر مقدماتي در خصوص مسأله‌ شر، کوشيده بود تا خداناباوري را امري موجه قلمداد کند. آيت‌الله جوادي آملي اما با انگشت‌نهادن بر فطرت انسان، اثبات وجود خدا را از اين طريق نيز ميسر مي‌دانند. به اين معنا که همين‌که انسان مي‌تواند بر اساس فطرت خود، نيکي و بدي يک واقعه را تشخيص و حکم به خوبي يا بدي يک واقعه مي‌دهد، خود نشان از فطرتي است که در نهاد او قرار داده شده است. ويليام رو با استناد به برخي از مصاديقي که آن‌ها را شر مي‌ناميد از قبيل شکنجه‌ کودکي خردسال، به نفي خدايي همه‌دان و همه‌توان حکم کرده بود. فارغ از اين‌که همين فطرت الهي است که چنين اعمال قبيحي را که بر آن کودک رفته است، مذموم مي‌انگارد. اين فطرت جز از جانب منبعي الهي به انسان ارزاني نشده است.

با ذکر اين سخن است که آيت‌الله جوادي آملي مي‌گويند: «کسي که فطرت خود را به نيکي شناخته و از آن غبارزدايي کرده است، مي‌تواند وجود خدا را به خوبي دريابد و هيچ خللي در ادراک او ايجاد نخواهد شد.» به تعبير ايشان کسي که حقيقت خود را شهود کرده و محبت خود را نسبت به خداوند مي‌يابد، همراه با شهود خود يا پيش از آن، چهره و وجه بي‌کران محبوب را مشاهده مي‌کند.[7]

آيت‌الله جوادي آملي معتقد است که زندگي در اين دنياي مادي لوازمي دارد که از جمله آن‌ها برخورد اشيا و اصطکاک و تنش بين آن‌ها است. دنيا از آن جهت که دنيا است و جنس مادي دارد، محل بروز اين حوادث و مشکلات است و اساسا نمي‌توان دنيا را بدون مشکلات و شرور تصور کرد؛ همان‌طوري که نمي‌توان سيلي خروشان را بدون کف روي آن تصور کرد.[8]

به باور آيت‌الله جوادي آملي، برخي از اموري که شر تلقي مي‌شوند، از اصطکاک همين امور مادي است که ايجاد شده است و اقتضاي ذاتي اين امور، همين نحوه از اصطکاک‌ها و تنش‌ها است.

آيت‌الله جوادي آملي از نگاهي انسان‌محور بر نظام هستي نيز منع مي‌کنند. به باور ايشان، در تحليل از نظام هستي، نمي‌بايد انسان را محور قرار داده و هرچه را به حال او ملايم است، خير دانسته و هرچه را به حال او مطبوع نيست، شر قلمداد کرد. بلکه انسان نيز وجودي از موجودات جهان هستي است و از اين جهت هيچ امتيازي براي او نيست. او مانند ديگر موجودات، در حلقه‌هاي نظام احسن قرار دارد و اگر تحليل جريان خير و شر انسان‌مدارانه باشد، امور وجودي فراواني شر خواهند بود. ولي اگر معيار ارزيابي خير و شر، کل نظام هستي باشد، بسياري از اموري که براي انسان شر محسوب مي‌شود، براي موجودات ديگر خير خواهد بود.[9]

آيت‌الله جوادي آملي، يکي از وجوه شرپنداري برخي از امور را نيز آزمون‌هاي الهي مي‌دانند. به باور ايشان همه‌ رخدادها در دنيا آزمون الهي بوده، با تکليف خاص خود همراه است. از اين رو هيچ نقمت يا نعمتي بدون تکليف صبر يا شکر نيست. بعضي از مشکلات و شرور مي‌توانند از جانب خداوند باشند تا بندگانش را بيازمايد.[10]

بر همين قياس، آيت‌الله جوادي آملي تکليف انسان را نعمتي براي او مي‌دانند و مسأله شر را نيز به ديده عنايت مورد توجه قرار مي‌دهند. آيت‌الله در تعبيري ديگر در خصوص شرور بر اين باورند که دامنه‌ فيض و رحمت الهي همواره گسترده است. اگر امري شر تلقي و به خدا نسبت داده مي‌شود، چيزي جز امساک فيض نيست.[11] اگر رحمتي از فردي سلب شده و مورد فيض الهي قرار نگيرد، آن‌گاه است که شر بر او رخ داده و از نعمتي محروم مانده است.

آيت‌الله جوادي آملي ديدگاهي را نسبت به آفرينش و نظام هستي برگزيده‌اند که بر اساس آن، شري هم اگر در نظر ديگران وجود دارد و برجسته مي‌شود، به ديده‌ نظامي احسن مورد توجه قرار مي‌گيرد. طبق همين رويکرد است که آيت‌الله حتي در خصوص جهنم و دوزخ نيز معتقدند همان‌گونه که جنت زيباست، جهنم نيز در نظام کلي زيبا و به‌جا است. قرآن کريم جهنم را جزء نعمت‌ها برمي‌شمارد. حتي شيطان و وسوسه‌هاي موزيانه او را براي نيل انسان به مقامات بلند انساني لازم مي‌داند؛ هرچند در مقايسه دوزخ و بهشت و شيطان و فرشته، يکي زشت و ديگري زيبا تلقي مي‌شود.[12] زيرا دوزخ و بهشت وجه مشترکي دارند که همان تجسم اعمال است. تا جايي که خداوند از جن و انس به نعمت‌بودن آن اعتراف مي‌گيرد. همچنين دوزخ باعث پرهيزکاري بسياري از انسان‌ها مي‌شود و مي‌تواند انسان را به جايي برساند که پرهيزکاري فقط از سر عشق و محبت به خدا باشد.[13]

همان‌طور که مشخص است، آيت‌الله جوادي آملي با ذکر مقدماتي، به نکاتي اشاره مي‌کنند و فهم صحيح جهان هستي را بر اساس آن معيارها بنا مي‌نهند و در ثاني اسلوبي را بيان مي‌کنند که بر اساس آن مي‌توان نگاهي را به جهان هستي برگزيد که شري در آن ديده نمي‌شود.

نتيجه‌گيري

ويليام رو کوشيده است تا با ذکر مصاديقي که آن‌ها را شر قلمداد مي‌کند به نفي وجود خدا حکم کند. وي با ذکر مقدماتي بر اين باور است که وقايعي در جهان هستي رخ مي‌دهد که نمي‌توان آن‌ها را خير ناميد. وقايعي که دل هر انساني را به درد مي‌آورد و نمي‌توان از آن‌ها چشم پوشيد. اين وقايع ناروا چنان است که انسان را از باور به يک خداي قادر و همه‌دان منع مي‌کند. به اعتقاد او، نمي‌توان اين وقايع را به چشم ديد و باز هم به وجود خدايي مهربان حکم کرد.

اما آيت‌الله جوادي آملي در مواجهه با اين رويکردها باور دارند که نمي‌توان وقايع هستي را به نحو افقي و در عِداد يکديگر و در مقايسه با هم تفسير کرد. بلکه نگاه دقيق به عالم، نگاهي است عمودي که وقايع را در طول يکديگر مي‌نشاند و به تفسير آن مي‌پردازد.

آيت‌الله همچنين معتقدند، شر زماني رخ مي‌دهد که هدف مورد خدشه قرار گيرد. اگر در اين مسير نقصاني حاصل شود، اطلاق شر بر آن روا نيست. تنها زماني مي‌توان امري را شر قلمداد کرد که هدف را مورد آسيب قرار داده است. به باور آيت‌الله، وقايع دلخراشي که در جهان هستي ديده مي‌شود، تنها نقصان‌هايي است که در مسير انسان به هدف رخ داده است و اگر انسان با ديده‌اي خدابين به آن‌ها نظر کند، هيچ‌گاه هدف او مورد خدشه قرار نمي‌گيرد. با اين تحليل است که ايشان معتقدند اموري که در باور بسياري از متفکران با عنوان شر از آن ياد شده است، في‌الواقع «ضرر» محسوب مي‌شوند و نه «شر».

آيت‌الله جوادي آملي همچنين برخي امور را لازمه‌ نظام مادي مي‌‌دانند که گريزي از آن‌ها نيست. محور بحث آيت‌الله در بحث شرور اين است که شرور وقتي رخ مي‌دهد که انگاره‌ها و ديد انسان به وقايع، ديد و انگاره‌ صحيحي نباشد و از وقايع، برداشت دقيقي نداشته باشد؛ انگاره‌هاي صحيحي که در آراي ويليام لئونارد رو مغفول مانده بود.

 

پي‌نوشت‌ها

 

 



[1] Finberg   john-  the  many faces of evil. 217 ، نقل از مقاله: اختفاي الهي به مثابه مصداقي از شر بي‌وجه، امير عباس علي زماني، بتول زرکنده، جستارهاي فلسفه دين، سال سوم، ش دوم، 1393؛ همچنين نگاه کنيد به همين نويسندگان، مقاله: سير تحول آراي ويليام لئونارد راو در باب شر بي‌وجه و ملاحظاتي انتقادي بر آن، مجله فلسفه و کلام اسلامي، سال چهل و هشتم، ش دوم. اغلب ارجاعات اين بخش از اين دو مقاله است.

[2]William rowe. The problem of evil and same varieties of atheism. 336

[3]همان، ص335

[4] همان، ص337

[5] آيت‌الله جوادي آملي، تفسير تسنيم، ج2، ص403

[6] رک: آيت‌الله جوادي آملي، دين‌شناسي، ص55

[7] آيت‌الله جوادي آملي، تبيين براهين اثبات خدا، ص296

[8] تفسير تسنيم، ج13، ص147

[9] آيت‌الله جوادي آملي، توحيد در قرآن، ص67

[10] آيت‌الله جوادي آملي، تفسير تسنيم، ج4، ص324

[11]  تفسير تسنيم، ج5، ص223

[12]  توحيد در قرآن، ج2، صص412-413

[13] تفسير تسنيم، ج13، صص568-570



نظر جدید
نام:
ایمیل:
* نظر:
بازگشت به ابتدای صفحه
مقالات
گفتگو
در محضر استاد
برگزیده ها
حضرت استاد
عکس
زندگی نامه استاد
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است. طراحی و تولید: صبا نت مهر
دراسة وجهتي نظر أنطوني فلو و آية الله العظمى جوادي الآملي
فإن الاستناد إلى صرف الحس والتجربة تواجهه الكثير من العقبات الفلسفية العميقة من وجهة النظر المعرفية. وذلك لتوفر البرهان العقلي ، واعظم منه طريق الشهود القلبي والعرفاني ، والأهم منهما معاً طريق الوحي والمكاشفة والشهود والوحي الذي يختص به المعصومون "ع" ...
All Rights Reserved This site is owned and used as source material is permitted. Design and production: SABA Net Mehr
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به اسرا نیوز می باشد. طراحی و تولید: صبا نت مهر