نیاز بشر به دین

فارسی
نگاه شیخ محمود شلتوت و آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی به فلسفه دین

آیت‌الله جوادی آملی همچون شیخ محمود شلتوت جایگاه ویژه‌ای را برای عقل و تعقّل در چارچوب تفکر اسلامی قائل است. این منظر، عقل را با هر رویکردی که مدّ نظر قرار گیرد شامل می‌شود.

قرابت جهان‌بینی

علی‌رغم آنکه گروه‌های وهابی شدیدا بر طبل ستیز  و جنگ علیه شیعه می‌کوبند اما این نگاه، نگاه غالب علمای اهل سنت نیست. در میان بزرگان اهل سنت بوده‌اند و هستند علمایی که بیش از آنکه به تفرقه بیاندیشند به وحدت جامعه اسلامی می‌اندیشند. جالب آنکه جهان‌بینی این دسته علما نیز، علی‌رغم وجود اختلافات، قرابت عمیقی با یکدیگر دارد. در این نوشتار به بررسی تطبیقی آرای شیخ محمود شلتوت و آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی می‌پردازیم.

 

نیاز انسان به دین از نگاه شیخ شلتوت

شیخ محمود شلتوت معتقد است برای آنکه حکمت الهی در خلق انسان محقق شود، و مفهوم واقعی سخن خداوند که فرمود «انّی أعلم ما لاتعلمون» در انسان مشخص شود، چاره‌ای نیست جز آنکه نیرویی وجود داشته باشد که انسان را به سمت کمال و خوبی بکشد و میزان استفاده از قوای شهوت و غضب را برای حفظ نوع انسان مشخص نماید. شیخ توضیح می‌دهد که ممکن است بگوییم عقل انسان نیرویی است که او را در این راه کمک می‌کند. انسان می‌تواند به وسیله عقل معیارهای خوبی و بدی و فضیلت و رذیلت را مشخص نموده و قانون زندگی را از آنها اتخاذ نماید. این همان مبنایی است که فلاسفه بر اساس آن حکم می‌کنند و تمدّن امروز بر اساس آن حرکت می‌کند. اما شیخ معتقد است عقل به تنهایی نمی‌تواند حکمت الهی در خلق انسان را تحقق بخشد. نگاهی به جنگ‌های انسانی که بر همین اساس آغاز شده است به خوبی گویای این نکته است و عقل بشر هنوز نتوانسته است انسان را از جنگ‌های خانمان سوز رهایی بخشد و مانع آن شود که ضعفا به بندگی فرادستان گرفته شوند.

شیخ شلتوت معتقد است ساختار عقل در ادراک و نوع حکم بر اشیاء متفاوت است.[1] فکر بشر ثباتی را در خود تجربه نکرده است و ایسم‌های مختلف دلیل خوبی بر این مسأله است. علاوه بر این عقل انسان محل خوبی برای جریان شهوات و هواهای نفسانی است و قدرت و مسائل دیگر می‌تواند بر عقل و ادراکات آن تأثیر مستقیم داشته باشد و چه بسا قوانین بشری که برای حفظ سلامتی و آرامش انسان وضع می‌شود اما در عمل مشخص می‌شود که واضع آن هدفی جز اهداف شخصی، گروهی یا قومی نداشته است؛ اما این مصلحت را در لباس مصلحت عامه به مردم عرضه کرده است.

علاوه بر این شلتوت معتقد است ادراکات عقول بشری محدود است. اساسا عقل بشر توان آن را ندارد تا به اندازه خداوند، به لوازم آینده و اتفاقات پس از آن راه یابد. نکته دیگر آنکه قوانین بشری به فرض که از روی صدق و برداشت صحیح عقل باشد، انگیزه لازم برای عمل را جز در دل واضع قوانین به وجود نمی‌آورند و توده مردم احترامی برای اجرای قانون در دل احساس نمی‌کنند؛ مگر آنکه قدرت قانون را بر خود حس کنند. از نگاه شلتوت با این مقدمات می‌توان نتیجه گرفت که اعتماد به فکر بشر، نه تنها موجب رشد بشر نمی‌شود، بلکه در مقابل به تخریب عالم کمک می‌کند.

در مقابل نیروی عقل ناقص بشری، شلتوت عمیقا معتقد است تنها راه سعادت بشر از دین می‌گذرد. وی معتقد است دین اساس خوبی و پیشرفت بشر در دنیا است. و بشر تنها از این راه است که می‌تواند به اوج پیشرفتی که خداوند برای او در نظر گرفته است نایل آید.

شیخ تصریح می‌کند که منظور او از دین، نه تخیلات و باور به اجسام مادی است؛ بلکه مراد او ادیان آسمانی است که توسط پیامبران الهی برای بشر آورده شده است. دینی که در کمال سادگی و آسانی است و آن‌طور که در آیه 286 سوره بقره اشاره شده است، از هر کس بیش از توان خود توقعی ندارد و هدف اصلی از آن آسودگی مردم و نه سختی کشیدن آنان است.[2] در حقیقت هدف اصلی دین، چیزی جز تزکیه نفس، پاک کردن قلب از بدی‌ها و ظهور روح اطاعت از پروردگار نیست. مسأله‌ای که در تشریعات ادیان الهی دیده می‌شود.

 

عقل در اسلام

از نگاه شیخ محمود شلتوت قرآن کریم رویکرد کاملا روشنی نسبت به ترغیب انسان به تفکّر و تعقّل دارد. وی قرآن را دلیلی بر این مسأله می‌داند و می‌گوید:

«اسلام دین فکر و دین عقل و دین علم است و برای ما همین اندازه کافی است که رسول این دین حجّتی بر دینش نیاورد مگر آنکه از راه عقل و نظر و فکر می‌گذشت و اراده خداوند بر این تعلق نگرفت که حجیت دین خودش را از طریق خوارق عادت و معجزات حسّی به اثبات برساند.»[3]

علاوه بر این آیات قرآن نیز جایگاه بلندی را برای عقل بشر به تصویر کشیده‌اند.[4] در کنار این مسأله تقلید کورکورانه از گذشتگان نیز به شدّت نهی شده است.[5]  قرآن بر این مسأله تأکید دارد که جمود بر افکار بی‌پایه گذشته، موجبات رشد را از انسان سلب می‌کند و این کار در حقیقت جنایتی علیه بشریت است. چرا که چنین تقلیدی که پایه عقلانی ندارد، از بین بردن اثر عقل انسان است؛ مزیتی که خداوند به واسطه آن انسان را از دیگر موجودات متفاوت نمود، و آن را حجت خود بر انسان قرار داد. بنابراین انسان به هیچ وجه نباید آنچه گذشتگان خود می‌گفتند را به عنوان یک رأی معصوم از خطا تلقی نماید و همیشه در راه زندگی خود تعقّل نماید.

شیخ محمود شلتوت معتقد است علم دیگر بال انسان برای رسیدن به سعادت است. قدرتی که به انسان توان تسخیر دنیا را می‌دهد. از همین رو اسلام حکم جنگ یا جهاد را صادر کرده است؛ خصوصا جنگ با شرک به وسیله توحید. علاوه بر این این اسلام بود که با جهالت مردمان امّی و جاهل عربستان به جنگ برخاست و به دستور پیامبر، مسلمانان به خواندن و نوشتن گرایش پیدا کردند.

شلتوت تأکید می‌کند که علم اختصاص به شناخت دین ندارد، چرا که در آیات قرآن کریم علم بر هر نوع آگاهی اطلاق شده است. از جمله در آیه 9 سوره زمر به صورت مطلق این سؤال مطرح می‌گردد که آیا کسانی که می‌دانند و کسانی که نمی‌دانند مساوی‌اند؟! در حقیقت علم در اینجا به معنای هر نوع فهمی است که انسان را در راه هدف جانشینی خداوند در روی زمین کمک کند.[6] شلتوت بر این باور است که مسلمانان صدر اسلام ارزش علم‌آموزی را به خوبی درک کرده و بعضی از مسلمانان مهریه زنان‌شان را آموزش قرآن قرار داده بودند. وی اظهار امیدواری می‌کند که نهضت علمی جدیدی در بین مسلمانان راه بیافتد تا ریشه بی‌سوادی را از امّت اسلامی برکند و مسلمانان را به جایگاه عزّت حقیقی برساند.

 

وحدت کلمه

شیخ محمود شلتوت عمیقا به وحدت مسلمانان باور داشت و این باور را مرتبا تکرار می‌کرد. وی معتقد بود اسلام شخصیت خاصی برای جامعه قائل شده است. اساسا اسلام به دنبال وحدت کامل جامعه است. امری که حضرت ابراهیم(ع) نیز به دنبال آن بود و از خداوند خواست تا مردمش مسلمان باشند.[7] در چارچوبی که شلتوت برای وحدت جامعه تعریف می‌کند اسلام و عربیت نقشی اساسی دارند. اسلام هویت اساسی جوامع اسلامی را تشکیل می‌دهد. هویتی که بر اساس تقوای الهی و عمل به سنّت‌های او در راه سعادت بشر است. از سوی دیگر این هویت رویه‌ای سلبی نیز دارد که آن هم فرقه‌گرایی و حزب‌گرایی است؛ مسأله‌ای که ضربه‌های بسیار بدی را به اسلام زده است. شلتوت تمامی مسلمانان را به تقوای الهی دعوت می‌کند. وی معتقد است ریسمان نجات الهی که همان قرآن کریم است، باعث می‌شود تا بندگان خدا از سقوط در شر و فساد باز داشته شوند. وی تصریح می‌کند:

«اسلام وحدت در عقیده و عمل و حکم است که اصول آن را از قرآن کریم به وضوح می‌توان شناخت.»[8]

شیخ محمود شلتوت مذهب امامیه را نیز حق می‌دانست. وی در فتوایی اظهار داشت:

«اسلام بر هیچ‌کدام از تابعینش مذهب معینی را لازم نمی‌کند، بلکه ما معتقدیم هر مسلمانی حق دارد که در ابتدای امر از هر کدام از مذاهبی که به صورت صحیح نقل شده‌اند پیروی کند؛ مذاهبی که احکام آن در کتب مخصوص به خود تدوین شده است. علاوه بر این تغییر مذهب در خود این مذاهب هم اشکالی ندارد. مذهب جعفری شیعه امامیه هم مذهبی است که تعبّد بدان جایز است، همانند تعبّد به دیگر مذاهب اهل سنت.»[9]

شلتوت معتقد بود لازمه وحدت جامعه اسلامی تلاش در شکل‌دهی به شؤون اقتصادی در جوامع اسلامی است و روابط اقتصادی دول اسلامی باید تحت یک نظارت واحد منظم گردد. به این صورت نیازها به صورت یکپارچه دیده می‌شود و حل مشکلات از همین طریق امکان‌پذیر خواهد بود. علاوه بر این برای حفظ امنیت دولت‌های ملل مسلمان، نیروی نظامی یکپارچه‌ تحت رهبری واحدی باید تنظیم شود، نیرویی که به جای تخریب، به حفظ  بیاندیشد.

 

نیاز به دین در دیدگاه آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی

آیت‌الله جوادی آملی حقیقت دین را به معنای مجموعه‌ای از عقاید، اخلاق، قوانین و مقررات می‌داند که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسان‌ها به کار می‌آید. دین در این نگاه به دین حقیقی و دین باطل تقسیم می‌شود. لازمه دین حقیقی آن است که از یک سو قوانین اجتماع بشری را در نظر داشته باشد و از سوی دیگر با سرشت درونی انسان همخوانی داشته باشد؛ چرا که انسان نیز جزئی از مجموعه هستی است و از همین رو تنها کسی شایستگی تبیین دین حقیقی را دارد که خالق انسان و خالق جهان باشد و از تمام جزئیات این دو باخبر باشد. از آنجا که در ساختار فکری آیت‌الله جوادی آملی خداوند خالق انسان و جهان است، پس تنها خداوند است که شایستگی تبیین دین حق را دارد. خطاباتی که در قرآن کریم آمده است نیز بر همین مسأله تأکید می‌کند که دین حقیقی تنها دینی است که از جانب خدا باشد.[10] و از آنجا که ذات الهی ثابت است، پس قانونی که از سوی خداوند تنظیم شده است نیز باقی و ثابت خواهد بود. خصوصا آنکه سرشت انسانی یا همان «فطرت» نیز ثابت است و در تمام انسان‌ها یکی است. در این میان تغییرات زندگی بشر اما مربوط به تغییر آداب و رسوم  و عادات مردم است که به جنبه مادّی زندگی بشر بازگشت دارد.

در این نگاه، انسان برای آنکه به سرمنزل مقصود برسد باید زندگی خود را بر اساس قانونی که توسط خالق هستی‌ تنظیم شده است، همراه نماید. تنها چنین قانونی است که آرامش را به انسان هدیه می‌کند، آرامشی که ناشی از هماهنگی میان نیازهای درونی و فطری انسان و نظام آفرینش است.

آیت‌الله جوادی آملی نیز  همچون شیخ شلتوت در عین اشاره به جایگاه مهم عقل در زندگی بشر، عقل را به تنهایی برای فهم دین و روش زندگی بشر کافی نمی‌بیند. قرابت فهم و برداشت این دو عالم مسلمان در این مسأله به واسطه آن است که هر دو بر آیات قرآن کریم به عنوان منبع وحی تکیه می‌کنند.[11]

آیت‌الله جوادی اما بر این باور است که دین علاوه بر آنکه مسؤول تنظیم روابط فردی و رابطه فرد با خداوند است، مسؤول تنظیم مسائل اجتماعی نیز هست و اسلام که خاتم ادیان الهی است، نمی‌تواند در مسائل حکومتی ساکت باشد. ایشان بر خلاف شیخ شلتوت معتقد است پس از پیامبر اکرم(ص) به دستور خداوند، امامان شیعه مسؤول رسیدگی به کارهای اجتماعی و دینی مسلمین شدند. و در دوره غیبت دوازدهمین امام شیعیان، نایبان امام معصوم که بر اساس نصب خاص یا عام به ولایت امر مسلمانان گماشته شده‌اند، مسؤول رسیدگی به امور مسلمین هستند. دلیل بر این نظر، همان دلیلی است که بر لزوم وجود پیامبران و اصل دین برای زندگی بشر اقامه می‌شود. انسان برای هدایت نیاز به قانونی دارد که نه برآمده از هوی و هوس انسان‌های دیگر، بلکه مرتبط با ذات اقدس الهی بوده باشد.

از سوی دیگر توجه به اینکه دین تنها در روابط فردی خلاصه نمی‌شود، باعث می‌شود تا دین وظیفه اقامه نظامی اجتماعی را برای برپایی قسط و عدل برعهده گیرد و طبعا تمام روابطی موجود در جامعه نیز باید توسط دین تنظیم گردد تا بیشترین هماهنگی با این هدف به دست آید. آیت‌الله جوادی تصریح می‌کند:

«برهان نبوت یک برهان عقلی است که مختص به زمین و یا زمانی خاص نمی‌باشد و از این رو دامنه آن، زمان عدم دسترسی به ولیّ معصوم را نیز فرا می‌گیرد. زیرا در آن زمان نیز بشر بی‌نیاز از قوانین الهی و مجریانی که منصوب از ناحیه او هستند نمی‌باشد.... لذا (در زمان غیبت نیز باید) قوانین کلی‌ای که از طرف وحی برای تمشیت امور اجتماعی مردم ابلاغ شده‌اند از اعتبار کافی برخوردار بوده و اجرا شوند. اجرای این قوانین نیازمند مجریانی است که علاوه بر آگاهی به آنها و اطلاع بر خصوصیت‌های زمان و مکان و تحوّل‌های اجتماعی و سیاسی معتقد و عامل نیز باشند.»[12]

از این منظر لازم است در دوره غیبت نیز فقیهی جامع الشرایط در رأس امور مملکت، جریان امور و تناسب آنها با اصل دین را کنترل نماید تا جامعه به سرمنزل مقصود برسد.

 

جایگاه عقل در نگاه آیت‌الله جوادی آملی

آیت‌الله جوادی آملی همچون شیخ محمود شلتوت جایگاه ویژه‌ای را برای عقل و تعقّل در چارچوب تفکر اسلامی قائل است. این منظر، عقل را با هر رویکردی که مدّ نظر قرار گیرد شامل می‌شود؛ چه عقل تجریدی، چه عقل تجربی علوم تجربی و انسانی، چه عقل نیمه تجریدی علوم ریاضی و چه عقل ناب در عرفان نظری. در حقیقت منظور از عقل در گفتمان آیت‌الله جوادی آملی همان علم یا طمأنینه است که از برهان تجربی محض یا تجریدی صرف یا به صورت تلفیقی از تجربه و تجرید به دست آمده باشد.[13]

آیت‌الله جوادی آملی با نگاه دقیق و فلسفی خود در ساحت‌های مختلف ارتباط عقل و دین به دقّت توجه می‌نماید و حکم هر کدام را به تفصیل بیان می‌کند. با این نگاه، اگر چه عقل جایگاه ویژه‌ای در اندیشه دینی دارد اما به هیچ وجه توان دخالت در جنبه هستی‌شناختی دین را ندارد و عقل بشر نمی‌تواند چیزی را به مجموعه قوانین دین اضافه کرده یا چیزی را از آن کم نماید. در این منظر جایگاه مولویت و تشریع تنها و تنها از آن خداوند است و عقل تنها توان درک حکم شارع را دارد و نه جعل حکمی جدید. در این میان حتی عقول برخی از خواص درگاه الهی که به اذن خداوند به کمال رسیده و به جایگاه والای نبوّت و یا امامت دست یافته است نیز توان تشریع مستقل از ذات الهی را ندارد. بلکه این حضرات در حقیقت واسطه در دریافت و ابلاغ احکام الهی به مردم هستند. تنها برخی از دستورات مقطعی برای تدبیر امور جامعه است که توسط خود ایشان گرفته می‌شود که مجال آن نیز توسط خدواند برای ایشان در نظر گرفته شده است. نکته دیگری که باید در نظر داشت آن است که علم معصومین با علم مجتهدان کاملا متفاوت است. به این معنا که علم معصومین علم شهودی است و به واقع امر تعلق می‌گیرد ولی حکم مجتهدان ظنّی و از روی اجتهاد است که ممکن است صحیح بوده و یا اشتباه باشد. و علم اجتهادی که برای فقیه مجتهد نوعی افتخار محسوب می‌گردد، برای پیامبر و امام مذموم تلقی می‌گردد.

در بعد دیگر یعنی بعد معرفت‌شناختی دین، عقل به خوبی می‌تواند کاشف از ماهیت مفاهیم دینی باشد. در این جنبه از شناخت، عقل مجال آن را پیدا می‌کند تا قوانینی را که خداوند برای هدایت بشر قرار داده است بشناسد. در واقع این پروسه، همان چیزی است که در ادبیات دینی به «اجتهاد» تعبیر شده است و اختصاص به فقه ندارد و در تمام احکام الهی و دینی جاری است. عقل در این حیطه می‌تواند با استنباط از نقل‌های معتبر، ماهیت دقیق‌ و محکمی را از احکام دینی استنباط نماید. البته عقل در این ساحت نیز محدودیت‌هایی نیز دارد که خود بدان واقف است. مثلا عقل از درک کنه ذات الهی و صفات ذات خداوند ناتوان است؛ همانطور که در جزئیات مسائل دینی همچون چرایی شکل و محدوده احکام فقهی نیز توان ورود ندارد.

سوای ساحت شناخت اصل دین و احکام دین، عقل به مدد انسان در حیطه شناخت محیط اطرافش می‌آید. البته عقل بشر امروزه به عنوان نیرویی در مقابل وحی تلقّی می‌گردد. آیت‌الله جوادی توضیح می‌دهد که انسان پس از رنسانس به دلیل برخورد تندروانه اربابان کلیسا، به علم تجربی گرایش بیشتری پیدا کرد و به آن اصالت داد. از این دوره نهضت علم‌گرایی در اروپا رشد کرد و عقل تجربی بشر به عنوان نیرویی در مقابل وحی تقلی شد.

آیت‌الله جوادی آملی با نقد رویکرد علم‌گرایی صرف و برخورد غلط کلیسا در مقابل اصحاب علم، معتقد است علوم تجربی بشری نه تنها مخالفتی با دین ندارند، بلکه شأن آنها اساسا با علوم وحیانی متفاوت است. علوم تجربی می‌توانند دنیای مادّی را تبیین کنند اما از تبیین خالق هستی و دین بشر عاجزند؛ چرا که ساحتی این دنیایی و محدود به تجربه دارند. از این رو این علوم بدون آنکه در تعارض با دین باشند، به تبیین بعد مادّی هستی می‌پردازند و عکس نتیجه‌ای که در غرب پس از رنسانس گرفته شد، علوم مادی می‌توانند به عمق بخشی به باور به خداوند، به عنوان خالق مدّبر و حکیم تمام هستی عمیقا مؤثر باشند.

وحدت جوامع اسلامی

آیت‌الله جوادی آملی نیز همچون شیخ شلتوت عمیقا به وحدت میان گروه‌های مختلف در جامعه اسلامی باورمند است. آیت‌الله با دقّت در مفهوم وحدت[14] بر این معنا تأکید می‌کنند که مفهوم وحدت حاوی حفظ خاصیت شخصی هر کدام از دو طرفی است که با یدیگر یکی می‌شوند.[15] ایشان با دقّت در کلام امیرالمؤمنین علی(ع) به این نکته اشاره می‌کند که وحدت در جامعه از نعمت‌هایی است که خداوند به خاطرش بر امّت مسلمان منّت نهاده است.[16] منت نهادن از طرف خداوند در مواردی اطلاق می‌گردد که پای نعمتی عظیم در میان باشد؛ همچنان که خداوند از بعثت پیامبر با عنوان منّت یاد کرده است.[17]

نکته‌ای که آیت‌الله بر آن تأکید دارد آن است که ذات وحدت در جامعه مطلوب نیست، بلکه این وحدت باید بر محور اجرای حق باشد و اگر وحدت برای پوشاندن حق باشد چیزی جز گمراهی تلقی نمی‌شود. در چنین مواردی جامعه در حقیقت به جای آنکه به سمت یکی شدن در حرکت باشد، به سمت تفرقه در حرکت است.[18]

آیت‌الله جوادی آملی اتحاد را در مفهومی اعم از آنچه در ذهن شیخ شلتوت است می‌بیند. ایشان اتحاد را در سه حوزه جوامع اسلامی، پیروان ادیان توحیدی و اتحاد و صلح در حوزه جوامع بشری تقسیم بندی می‌کند. ایشان معتقد است اتحاد مسلمانان از مسائلی است که در آیات متعددی مورد تأکید قرار گرفته است. آیاتی همچون آیه 103 سوره آل عمران که از مسلمانان می‌خواهد همگی به ریسمان الهی چنگ زده و پراکنده نشوند و نعمت‌های خدا را برخودشان یاد کنند.  یا آیاتی دیگر همچون آیه 35 سوره مائده که از مسلمانان می‌خواهد با یکدیگر از سر سازش و سلم درآیند و یا آیه 10 سوره حجرات که به برادری میان مؤمنان و لزوم ایجاد سازش بین برادران حکم می‌کند. در روایات امامان شیعه نیز بر مفهوم اتحاد أکید شده است. برای نمونه امیرالمؤمنین(ع) در خطبه 113 نهج‌البلاغه بر مفهوم برادری تأکید می‌کند. علاوه بر این امام علی(ع) در جای دیگر دین را محور وحدت جامعه معرفی می‌کند.[19] همچنین قرآن نیز محور دیگری برای وحدت است و بر اساس حدیث ثقلین که از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است عترت نیز از قرآن جدا نیست.

با این نگاه وحدت حقیقی در جامعه تنها زمانی به وجود می‌آید که با محوریت قرآن کریم و امامان باشد. همان‌طور که امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه خود را محور وحدت در جامعه معرفی می‌نمایند[20] و در جای دیگر نیز فرزندشان، امام عصر(عج) را محور وحدت جامعه معرفی می‌نمایند.[21]

آیت‌الله جوادی آملی معتقد است برای پیدایش وحدت در جامعه اسلامی باید بر مشترکات جامعه اسلامی تأکید کرد. مشترکاتی همچون هدف مشترک، اصول و مبانی مشترک، خط مشی مشترک و پیروی از راهنمای واحد و رهبر مشترک.[22] در اثر این اتحاد، آثاری همچون عزّت، اقتدار، امنیت و حاکمیت برای جامعه اسلامی به دست خواهد آمد.

 

 


[1] . من توجیهات الاسلام، الامام الاکبر محمود شلتوت، طبع ثامنة، 2004، دار الشروق قاهرة، ص 15

[2] . سوره بقره، آیه 185 و سوره حج آیه 78

[3] . من توجیهات الاسلام، الامام الاکبر محمود شلتوت ، ص 116

[4] . در آیاتی همچون آیات 10 ملک، 18 آل عمران، 28 فاطر، 148 انعام، 36 یونس، 28 نجم و... به اهمیت و جایگاه عقل اشاره شده است.

[5] . در آیاتی همچون 170 بقره و 104 مائده

[6] . من توجیهات الاسلام، الامام الاکبر محمود شلتوت، ص 122

[7] . ربنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امّة مسلمة لک

[8] . من توجیهات الاسلام، الامام الاکبر محمود شلتوت، ص 438

[9] . مجلة رسالة الإسلام الفصلية، العدد الثالث من السنة الحادية عشرة الصادر في محرم 1379هـ . صفحة:228،227

[10] . آیاتی همچون آیات 2 سوره نصر، 193 سوره بقره، 39 سوره انفال، 29 سوره اعراف، 33 سوره توبه

[11] . آیاتی همچون آیات 134 سوره طه، 8 سوره ملک، 151 سوره بقره

[12] . شریعت در آینه معرفت، آیت‌الله جوادی آملی، ص 133

[13] . منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، آیت‌الله جوادی آملی، ص 26

[14] . به معنای یکی شدن دو چیز

[15] . وحدت جوامع در نهج‌البلاغه، آیت‌الله جوادی آملی، ص 15

[16] . نهج البلاغه، خطبه 192

[17] . سوره آل عمران، آیه 164

[18] . وحدت جوامع در نهج‌البلاغه، آیت‌الله جوادی آملی، ص 21

[19] . نهج البلاغه، خطبه 39

[20] . نهج‌البلاغه، خطبه 187

[21] . نهج البلاغه، خطبه 150

[22] . وحدت جوامع در نهج‌البلاغه، آیت‌الله جوادی آملی، ص 60

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA

اندیشمندان