در جستجوی دین حق

فارسی
بررسی انگاره‌های دین‌شناسانه کارل رانر و آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی

کارل رانر بر بحث "وجدان" انگشت می‌نهد و بر این باور است که مسیحیان گمنام اگر بر اساس وجدان خود عمل کنند می‌توانند رستگار شوند. آیت‌الله جوادی آملی اما بر روی عقل و استدلال تأکید دارند. ایشان معتقدند که طرق دین‌شناسی و پایه‌ استوار آن، همین عقلانیت و استدلال‌ورزی است و می‌باید دین حق را از این طریق اکتساب کرد.

کارل رانر (1904-1984) را می‌توان یکی از برجسته ترین الهیات دانان کاتولیک در قرن بیستم به شمار آورد. وی در فرایبورگ آلمان زاده شد. در دانشگاه فرایبورگ ضمن تحصیل در رشته الهیات در کلاسهای مارتین هایدگر شرکت می‌کرد. وی علاوه بر هایدگر، از فیلسوفان دیگری نیز اثر پذیرفته بود. ایمانوئل کانت و ژوزف مارشال (بنیانگذار مکتب تومیسم استعلایی) از افرادی بودند که بر رانر اثر فراوان گذاشته بودند.

رانر به فقدان امر متعالی در جهان سکولار می‌اندیشید. وی به راههایی فکر می‌کرد که بر اساس آن می‌توان به امر متعالی دست یافت. رانر به این نتیجه دست یافته بود که زنده شدن دوباره‌ی امر متعالی، تنها از طریق تمسک به آموزه‌های مسیح امکان پذیر است.

رانر در زمره شخصیتهایی است که نظریه وی تأثیر فراوانی بر بحث پلورالیزم دینی گذاشته است. دغدغه وی این بود که الهیات برای مردم و حل مشکلات و مسائل آنها به کار گرفته شود. رانر بر خلاف نظریه پردازانی که معتقد به برخورد تمدنها هستند، بر آن است که با جهت دهی یک سری مشابهت‌های اساسی در میان ادیان مختلف، می‌توان اختلافات پیش رو را کاهش داد.[1]

وی معتقد بود که مسیحیت یک دین مطلق است و از هیچ طریق دیگری نمی‌توان رستگار شد. به تعبیر او: کلمه منحصر به خداوند در عیسی تجسد یافت و مسیحیت نه تنها ما را با این کلمه منحصر به فرد آشنا ساخت، بلکه زمینه اجتماعی لازم برای حضور عیسی مسیح در میان انسانها را نیز فراهم آورد. به این ترتیب خداوند این امکان را فراهم آورد که همه، حتی آنان که در متن مسیحیت تاریخی نزیسته‌اند، متحول شده با خداوند آشتی نمایند.[2]

رانر برای تبیین نظریه‌ی خود، ابتدا بحثی انسان شناختی را پیش می‌کشید و از ذات الهی و نورانی انسان سخن به میان می‌آورد. او می‌گفت که همه انسانها مخلوق یک خدا هستند. او داستان آفرینش را به صورتی تفسیر می‌کرد تا تأکید کند که همه انسانها به شکل صمیمانه‌ای با خدا در ارتباط هستند.

به تعبیر او؛ خدا یک راز غیر قابل فهم از وجود است که آشکار شدن از طریق واقعیات خلق شده گوناگون را انتخاب کرده است. به این معنا که وجود خداوند تنها از طریق مخلوقات قابل درک و فهم است. به تعبیر رانر، برای اینکه ارتباط خدا و انسان و آشکارسازی خدا کامل شود، باید دریافت کننده‌ای وجود داشته باشد. انسان تنها مخلوقی است که با آزادی می‌تواند این خود آشکار سازی خدا را از طریق فیض بپذیرد. کارل رانر با این تبیین از ساحت خدا و مخلوقات بود که وارد بحث از ادیان می‌شد.

شمول گرایی و نظریه مسیحیان گمنام

رانر بر این باور بود که همه انسانها این موقعیت را دارند که خدا را تجربه کنند. خدا سرچشمه و نگه دارنده رشد و تعالی بشر است؛چه بشر این را بداند یا نداند و مسیحی باشد یا نباشد. از این رو رانر به یک فراخوان همگانی برای مشترک شدن با خدا معتقدبود. زمانی که ما کاملاً انسان هستیم و دقیقاً همان چیزی می‌شویم که برای آن خلق شده‌ایم، در اشتراک با خدا هستیم. تعبیر رانر در این خصوص اینچنین است که:"با پرداختن به دینامسیم تعالی، شخص انسانی در وجود خدا شریک می‌شود. افراد با پاسخ گویی به عمیق‌ترین حس انسانی خود، به خدا پاسخ داده، وجود خود را مهیّای نجات می‌کنند".وی می‌گوید: آنگاه که خداوند می‌خواهد بدل به غیر خداوند شود؛ آدمی پا به هستی می‌نهد.[3]

اینگونه تحلیل در خصوص انسان و ارتباط با ماوراء، البته مورد توجه ادیان نیز بوده است. از همین روی، رانر نیز نگاه مثبتی به ادیان دارد و معتقد است در هر یک از ادیانِ دنیا، لحظاتی وجود دارد که خودآگاهی در مورد حضور خدا در آن وجود دارد. در ارتباط نزدیک این الهیات و انسان شناسی، همه انسانها با هر دینی، می‌توانند از فیضی که خدا ارزانی داشته آگاهی یابند و نجاتی را که به ارمغان می‌آورد پذیرا باشند.

رانر اگر چه بر وجود حقائقی در سایر ادیان اذعان می‌کند اما بر این باور است که تنها از طریق دین مسیحیت می‌توان به رستگاری حقیقی نائل آمد. به باور او: مسیحیت همان دین حقیقی است که انسان را به خدا متصل می‌سازد و هر جا مجال عرضه بر آدمی بیابد تنها دین معتبر و وسیله ضروری رستگاری اوست.

به اعتقاد رانر، سایر ادیان را می‌باید تحت لوای مسیحیت تعریف کرد. به تعبیر او:"ادیان غیر مسیحی نیز واسطه شناخت طبیعی خدا، اما نشأت گرفته از لطف فراطبیعی او هستند که به یُمن وجود مسیح، رایگان به انسان هدیه شده است". وی معتقد است از یک سو نجات فقط از طریق مسیح حاصل می‌شود و از سوی دیگر خداوند نجات همه ادیان را اراده کرده است. رانر تنها راه جمع این دو باور مسیحی را موجّه دانستن ادیان غیر مسیحی می‌داند.[4]

از اینجاست که رانر به سمت نظریه‌ای متمایل می‌شود که آن را ایده‌ی "مسیحیان گمنام" می‌نامد. به باور او، هر کسی تحت لوای دین باشد، می‌تواند رستگار شود. دین حقیقی اما تنها مسیحیت است و سایر ادیان نیز بواسطه‌ی مسیح است که سعادت رستگاری را می‌یابند. رانر مؤلفه‌هایی را بر می‌شمرد که بواسطه‌ی آن، سایر ادیان با تمسک به نقش محوری مسیح، سعادتمند می‌گردند.

نقش محوری مسیح

کارل رانر با تأکید بر آموز‌های مسیحی اینگونه عنوان می‌کند که: تجسد عیسی مهم‌ترین زمینه دریافت فیض الهی از جانب انسان است. خدا در سراسر تاریخ، خود را به انسان نمایانده است و اوج این آشکار سازی، تجسد عیسی است.

تعابیر رانر در خصوص دین مسیح و راه نجات اینگونه است: افراد می‌توانند در عیسی مسیح اظهار صریح فیضی را که بشر همیشه به طور غیر صریح در عمق وجود خویش تجربه می‌کرد، مشاهده کنند. همه ما از طریق عیسی، از خلال یک گشایش به سوی خداوند، به یک زندگی توأم با رشد و تعالی فرا خوانده شده‌ایم. عیسی الگوی همان چیزی است که بشر برای آن فراخوانده شده و نماد حضور خداوند در عالم است.  پدیده مسیح هدف وجود آدمی و کمال وی است. مسیح، همه‌ی آن چیزی است که بشر به سوی آن در حال صیرورت و شدن است. غایت اتحاد با خداوند در فیض به طور کامل در مسیح تحقق یافته است.

امکان رستگاری همه متدینان از طریق مسیح

کارل رانر پس از ترسیم اینگونه نجات بخشی مسیح، در خصوص دیگر ادیان نیز سخن می‌گوید و راه نجاتی برای آنها نیز در نظر می‌آورد. به تعبیر او: هر کس در قلب خویش خدا را انکار نمی‌کند، بلکه به وجود او اقرار می‌کند، مؤمن است. اگر او در این راه به راستی و در حقیقت به سرّ مقدس الهی باور دارد، اگر او این حقیقت را سرکوب نکرده بلکه به آن آزادی عمل می‌دهد، پس فیض این حقیقت،همیشه در حال همان فیض پدر در پسر خویش است.  کسی که اجازه پذیرش چنین فیضی را به خویش می‌دهد در کمال حقانیت یک "مسیحی گمنام" است.

به باور رانر، نجات به عنوان یک حقیقت وجودی فقط بر شخص عیسی، یعنی همان کسی که اتحاد با خدا را در حد امکان برای یک انسان تحقق بخشیده متمرکز است. مسیحیان از این خود آشکارسازی خدا آشکارا مطلع‌اند، ولی غیر مسیحیان به این موضوع تلویحاً توجه دارند و به شکل گمنام و بدون داشتن عنوان مسیحی با آن در ارتباطند.

رانر در آراء خود، بر نقش اخلاق تأکید دارد و بر این باور است که فیض خداوند از طریق اخلاق، قابل دست‌یابی است. به نظر وی، هر عمل اخلاقی و مثبت، فعالیتی فرا طبیعی برای نجات است؛ و خداوند لطف فراطبیعی خود را از این طریق به شخص ارائه می‌دهد. برای مثال محبت به همسایه محبت به خداست. فرد غیر مسیحی به کمک این فعل اخلاقی موفق به این کار می‌شود. این عمل وی در واقع گواه فعالیت و حضور خدا در وجود شخص است.

 عامل دیگری که به باور رانر، نقش مهمی در نجات غیر مسیحیان دارد "وجدان" است. به نظر وی، مثلاً زمانی که وجدان یک بودایی گواهی می‌دهد که ایمان و دین فعلی وی حق است، همین از او پذیرفته است و در واقع وجدان حتی در حالت غیر مطلوب خود، امتداد کار روح خدا در هدایت هر انسانی است. به عقیده‌ی رانر، تبعیت شخص از صدای وجدان خویش معادل اجابت انجیل از سوی یک مسیحی است و این موضوع باعث تعالی او می‌شود.

رانر برای رفع اختلافات دینی ایده "مسیحی گمنام" را مطرح می‌کند ولی از نظر وی مسیحیت آشکار بر آن ترجیح دارد. زیرا ارتباط مناسب با خدا از طریق مسیح امکان پذیر است و این روح مسیح است که به سایر ادیان اجازه می‌دهد زمینه‌ای برای رستگاری باشند. در این دیدگاه فقط مسیحیت صریح و آشکار است که می‌تواند به طور کامل از تجربه زنده متعالی انسانی سخن بگوید. بنابراین بر اساس رأی کارل رانر، اگر فرد غیر مسیحی به درستی وحی مسیحی را بفهمد آن را به دیگر ادیان ترجیح خواهد داد.

آیت‌الله جوادی آملی و مواجهه با دین حق

کارل رانر با برتری نهادن به دین مسیح، سایر ادیان را نیز نجات یافته از طریق مسیح می‌دانست. وی بر این مدعایِ بزرگ خود، کمتر ادله‌ای وضع کرده بود. او بر اساس باور کلیسا، ایده‌های خود را مطرح می‌کرد و استدلال چندانی بر آن نمی‌آورد.

فارغ از برتر نشاندن دین مسیح بر سایر ادیان،-که جای خدشه‌های بسیار دارد- اساساً ایده‌ی وی تا چه میزان می‌تواند به جانب حق باشد؟ آیت‌الله جوادی آملی در این خصوص نکاتی را عنوان کرده‌اند که می‌تواند در پاسخ به ایده‌های کارل رانر قرار گیرد.

آیت‌الله جوادی آملی بر این باورند که اساساً تنوع و تعدد ادیان، فرض صحیحی ندارد؛ چرا که دین برای تربیت انسان است و ثابت شده که انسان، حقیقت واحد است. از این رو، دینی که برای تربیت انسان است، باید واحد باشد. به اعتقاد ایشان، اگر طریق نجاتی وجود دارد، نمی‌تواند تعدد و تکثر بپذیرد. آیت‌الله جوادی آملی برای طرح این موضوع، ابتدا یک نحوه از انسان شناسی را تبیین می‌کنند و سپس به دین شناسی این مسأله وارد می‌شوند.

آیت‌الله جوادی آملی در این خصوص اینگونه عنوان می‌کنند که: "انسان شناسی با دین شناسی ارتباط وثیقی دارد؛ به گونه‌ای که اگر انسان دقیق شناخته شود، دین نیز به شکل صحیح شناخته می‌شود؛ مثلاً اگر ثابت شود که انسانها در اعصار و قرون، حقایق گوناگون دارند، ادیان گوناگون نیز خواهند داشت؛ ولی اگر اثبات شود که انسان دارای فطرت الهی ثابتی است که در طی اعصار و قرون و نیز در اقلیم‌های مختلف تغییری نخواهد کرد و فقط بدن خاکی و طبیعی‌اش دگرگون خواهد شد، دین نیز چون به فطرت ثابت انسان مربوط است، باید ثابت و واحد باشد. بر این اساس، اصول دین باید همواره ثابت باشد؛ گرچه فروع دین- که از آن به منهاج و شریعت تعبیر می شود- متغیر باشد".[5]

آیت‌الله جوادی آملی بر این موضوع انگشت تأکید می‌گذارند که: انسانها در همه شرایط دارای یک حقیقت هستند و حقیقت فطرت و قلب و عقل همه آن‌ها از یک سنخ است، گرچه بدن و ارتباطش به طبیعت و کیفیت زندگی او در اعصار فرق می‌کند ... اما امور مرتبط با فطرت انسان، همیشه یکی و ثابت است؛ مثلا انسان اگر در گذشته به عدالت عشق می‌ورزید و از ظلم رنج می‌برد، یا از تواضع و امانت‌داری و آزادی و استقلال لذت می‌برد و از تکبّر و خیانت و استعمار و استثمار و استبعاد منزجر بود، امروز نیز این چنین است. پس اصول کلی دین و اخلاق و معارفی که به فطرت انسان بر می‌گردد، چون فطرت انسان ثابت است، ثابت و تغییر ناپذیرند.

با این مقدمات است که آیت‌الله جوادی آملی اذعان می‌کنند که: انسان روحی واحد دارد که دارای عقل، قلب، فطرت و شئون فراوانی است. همچنین انسان بدنی دارد که به طبیعت و اقلیم وابسته است. روح انسانی به ماوراء طبیعت وابسته است و در طی اعصار و قرون ثابت است و گذشت روزگار در آن اثر نمی‌گذارد؛ یعنی روح انسان شرقی، غربی، شمالی یا جنوبی نیست، بلکه روح او فرا طبیعت است. از این رو علل و عواملِ رشد او را باید از فرا طبیعت طلب کرد.[6]

آیت‌الله جوادی آملی در ادامه، سرّ تعددّ ادیان را نیز اینگونه صورتبندی می‌کنند که: تن و بدن انسان از سویی به اقلیم غرب یا شرق یا منطقه استوایی و مانند آن تعلق دارد و از سوی دیگر، لسان استعداد انسان‌ها گوناگون و رو به تکامل است، و چون طبیعت و آثار مختلف است و استعدادها متعدد است، نیازمندیهای انسان از جهت اقلیم طبیعی و استعدادها متنوع است و باید پاسخ‌های متنوع به آن داد. از این رو شرایع و مناهج که به بُعد متغیر انسان مربوط است، متعدد و متغیر است. اصول دین و خطوط کلی اخلاق و حقوق و فقه که برای بخش ثابت انسان است، ثابت است، زیرا انسان دارای فطرت ثابت است -لا تبدیل لخلق الله – در خلقت خداوند تبدیلی نیست- اما شریعت‌ها و منهاج‌ها که به شرایط و روش‌های زندگی انسان مربوط است‌، متغیر و نیز متعدد است.

 

آیت‌الله جوادی آملی با ذکر این مبانی، نتیجه می‌گیرند که: پلورالیزم دینی به این معنا که مردم عصر واحد یا مردم عصرهای گوناگون در عین وحدت فطرت، دین‌های گوناگون داشته باشند که اصول اعتقادی و خطوط کلی اخلاق و حقوق آن متنوع باشد، سخنی ناصواب است.[7] همچنین اگر به این معنا باشد که کسی در یک عصر بخواهد، چند دین داشته باشد یا در چند عصر، چندین دین داشته باشد که در خطوط کلی و اصول با هم مختلف باشند، آن نیز سخنی ناصواب است، گرچه می‌توان برای چند عصر، شرایع و مناهج مختلف از دین واحد را صحیح دانست.

کارل رانر در طرح بحث خود، کمتر استدلالی را به میان کشیده بود. آیت‌الله جوادی آملی اما با تأکیدی که بر نقش عقل، در مباحث دینی دارند، در اینجا نیز بر این باورند که راه صحیح شناخت در این مسائل، رویکرد عقلانی است. به تعبیر ایشان: راه صحیح دین شناسی آن است که پژوهش‌گر از طریق عقل و با بحث‌های کلی حکمت و کلام، جهان و انسان را بشناسد و نیاز جامعه بشری را برای تربیت، از راه ماورای طبیعت بررسی کند. همچنین تجرد روح و جاودانه بودن آن را بررسی کند و بداند که دین، عهده دار تغذیه جان ملکوتی انسان است و نیز انسان را به فیض خدا مرتبط می‌کند.

ایشان در تعبیری اینگونه عنوان می‌کنند که: اگر انسان از راه برهان عقلی محض دین را شناخت، می‌تواند تشخیص دهد که کدام دین، حق یا باطل است و دیگر نمی‌گوید که همه ادیان حق است یا هر یک از ادیان، فی الجمله حق است یا حق مطلق نزد همگان است یا حق مطلق نزد هیچ کس نیست و هر کس گوشه‌ای از حق را گفته است. [8]

تفکیک میان صراط مستقیم تکوینی و تشریعی

آنچه که رانر بدان معتقد بود و بر اساس آن، همه‌ی اهل دین را هدایت یافته بوسیله‌ی مسیح می‌دانست، از اشتباهی دیگر نیز نشأت گرفته است. آیت‌الله جوادی آملی به این مهم تذکار داده است. آیت‌الله با تفکیک میان نظام تکوین و نظام تشریع، بر این موضوع التفات می‌دهند که هدایت در مقام تکوین، متفاوت از هدایتی است که در مقام تشریع روی می‌دهد. به باور ایشان، در مقام تکوین، همه‌ی مخلوقات بر صراط هدایتند و کج راهه‌ای وجود ندارد. اما در صراط تشریع اینگونه نیست.

به تعبیر ایشان؛ در نظام تکوین کسی بیراهه نمی‌رود، اصلا کج راهه در نظام تکوین نیست. هیچ موجودی نیست مگر اینکه زمامش به دست خداست، و خدا هم "علی صراط مستقیم" زمامداری می‌کند. همه راهها در نظام تکوین صراط مستقیم است. این صراط مستقیم در نظام تکوین  است که هیچ کسی بیراهه و کج راهه نمی‌رود. هم مار و عقرب و هم طاووس و کبک بر صراط مستقیم هستند. در نظام تکوین همه به لقاء الله منتهی می‌شوند، منتها بعضی خدا را به عنوان رحمان، رحیم، ستار، غفار، و ... ملاقات می‌کنند و بعضی خدا را به عنوان منتقم، قهار، شدید البطش ملاقات می‌کنند.

این صراط مستقیم تکوینی است، آنها که به جهنم می‌روند هم در صراط مستقیم تکوینی هستند، آنهایی که به بهشت می‌روند نیز در صراط مستقیم هستند. چون در نظام تکوینی کجراهه و بیراهه نیست. اما در صراط مستقیم تشریعی یعنی عقاید، مکتبها، دینها باید سه خط بکشیم:

 اول: خط کشی‌هایی که در خود دین جا دارد، یعنی قرآن و عترت که عصاره دین است.

دوم: دین شناسها، فقیهان، اصولیون، مفسران، حکما، متکلمان هستند که درباره علوم دینی بحث می‌کنند.

سوم: معرفت شناسی دینی است. آنها که درباره مسائل دینی بحث می‌کنند آیا همه بر صراط مستقیمند یا همه دروغ می‌گویند یا بعضی راست و بعضی دروغ می‌گویند؟

آیت‌الله جوادی آملی با تفکیک میان این سه، بر این نکته تأکید می‌کنند که در دین اسلام، بر هر سه موضع توصیه‌هایی شده و راه صحیح نشان داده شده است. به تعبیر ایشان: اسلام درباره هر سه مرحله روح وسیع درد. در مرحله اول به مؤمنین می‌فرماید: شما برادرانه زندگی کنید :انّما المُومنونَ اِخوه". از این بازتر، به موحدان عالم هم دستور صلح کل می‌دهد، می‌فرماید: تَعالَوا اِلی کَلمهٍ سَواءٍ بَیننَا وَ بَینَکُم الاّ نَعبدَ الاّ الله" در این مرحله که انسان نه مسلمان است و نه مسیحی است، نه کلیمی است، نه زرتشتی، فقط انسان است در این مرحله هم دستور مسالمت جهان شمول می‌دهد.

با ذکر این مخصصات اسلامی است که آیت‌الله جوادی آملی میان حقانیت ادیان و زندگی مسالمت آمیز با متدینان نیز تفکیک می‌نهند. آنگونه که کارل رانر گفته بود، بر آن بود تا زندگی با سایر متدینان را با حقانیت آن ادیان گره بزند. آیت‌الله جوادی آملی اما میان این دو تمایز می‌نهند.

تمایز میان زندگی مسالمت آمیز و حقانیت ادیان

آیت‌الله جوادی آملی با بر شمردن موارد عدیده‌ای از مدارای اسلام در قبال سایر ادیان، عنوان می‌کنند که: این گونه تحمل کثرت، مدارا کردن، حوصله به خرج دادن، دیگری را بیرون نکردن، یک مسأله است؛ اما فتوا دادن به اینکه همه بر صراط مستقیم هستند، مسأله دیگری است. همه را باید تحمل کنیم. اگر کسی اشکال دارد، باید پاسخ داد. امام صادق (ع) با کفار بحث می‌کرد اما می‌گفت این کافر است. بحث کردن با کافر و تحمل کافر، مصاحبه با کافر یک مرحله است، فتوا دادن به اینکه او گمراه و کافر است، مسأله دیگری است.[9]

صاحبان ادیان مختلف می‌توانند با پذیرش خطوط کلی دین همدیگر، در کنار یکدیگر زندگی مسالمت آمیز داشته باشند. اما باید به این نکته توجه داشت که: اگر مسأله کمال واقعی انسان و جریان قیامت مطرح است، تنها یک راه برای تأمین کمال نهایی انسان وجود دارد.

زندگی مسالمت آمیز با پیروان ادیان دیگر و آزاد بودن آنها در تفکر و ارائه آن، غیر از سعادت‌مندی همه آنها در آخرت است، زیرا هدف آفرینش و نیز فطرت انسانها و همچنین راه آنها یکی است و انسان باید با فطرت واحد، در راه واحد به سوی هدف واحد حرکت کند و به مقصد واحد برسد.

پس، اگر بررسی آرا و عقاید به لحاظ آخرت باشد، فقط یکی حق است و رهرو یک راه، اهل نجات است،؛ ولی اگر به لحاظ دنیا باشد، انسانها با ادیان متعدد، می‌توانند با هم زندگی کنند و آزاداندیش باشند و راه صحیح را طی کنند و از محدوده عقل و نقل تجاوز نکرده و به مقاصد دنیایی خود نائل شوند.[10]

بر اساس تعالیم قرآن، زندگی مسالمت آمیز با پیروان ادیان و مکاتب دیگر مقبول است، گر چه بهشتی یا جهنمی بودن همه آنان مطلب دیگری است.

نتیجه‌گیری

کارل رانر با اعتقادی که به مسیحیت داشت، تمامی آموزه‌های فکری و اندیشه‌ای خود را بر پایه‌ی دین مسیحیت تنظیم کرده بود. وی بر این باور بود که راه نجات از طریق تمسک به دین عیسی (ع) قابل دستیابی است. وی اما در خصوص سایر ادیان نیز بر این اعتقاد بود که همه‌ی ادیان می‌توانند راه نجاتی داشته باشند. این راه نجات نیز به وسیله‌ی مسیح مهیّا می‌شود و سایر دینداران، "مسیحیان گمنام " هستند. وی با پیش کشیدن مباحث اخلاقی و وجدان انسانی، بر این نکته اذعان می‌کرد که مسیحیان گمنام از طریق اخلاقیات و عمل بر اساس وجدان خود، می‌توانند رستگار شوند و یک مسیحی گمنام لقب گیرند.

آیت‌الله جوادی آملی اما میان هدایت در مقام تکوین و هدایتی تشریعی تفکیک می‌نهند. ایشان بر این باورند که در مقام تکوین، همه‌ی مخلوقات بر صراط هدایتند اما این مسأاله بدین معنا نیست که در مقام تشریع نیز همگی هدایت یافته‌اند. آیت‌الله جوادی آملی با تأکید بر فطرت واحد، دین حقیقی را در هر زمان فقط یک دین می‌دانند و سایر ادیان را شایسته‌ی تبعیت نمی‌خوانند. ایشان اما میان زندگی مسالمت آمیز با سایر ادیان و حقانیت داشتن ادیان نیز تمایز می‌نهند و این دو را ساحاتی کاملاً متمایز می‌دانند.

قرابت‌هایی میان رأی کارل رانر و آیت‌الله جوادی آملی دیده می‌شود. به عنوان نمونه، در بحثی که رانر در خصوص "مسیحیان گمنام" انجام می‌دهد، آیت‌الله جوادی آملی نیز بر مسأله‌ی "مسلمان فطری" تأکید دارد. نقطه‌ی افتراق اما در مواجهه با این دو قشر است. کارل رانر بر بحث "وجدان" انگشت می‌نهد و بر این باور است که مسیحیان گمنام اگر بر اساس وجدان خود عمل کنند می‌توانند رستگار شوند. آیت‌الله جوادی آملی اما بر روی عقل و استدلال تأکید دارند. ایشان معتقدند که طرق دین‌شناسی و پایه‌ی استوار آن، همین عقلانیت و استدلال ورزی است و می‌باید دین حق را از این طریق اکتساب کرد.

 

پی‌نوشت‌ها

 


[1]Rahner and religious diversity.d.fletcher.235 نقل از : کثرت گرایی دینی؛ بررسی و تحلیل دیدگاه استاد مطهری و کارل رانر؛ محمد جواد نجفی، جواد محمدی؛ پژوهش‌های فلسفی کلامی، ش61؛ اغلب ارجاعات این بخش از این متن و مقاله‌ی "الهیات فیض کارل رانر در میانه کلیسای کاتولیک و الهیات نو" است.

[2]نقل از دائره المعارف طهور؛ کارل رانر

[3]الهیات فیض کارل رانر در میانه کلیسای کاتولیک و الهیات نو،جعفر فلاحی، قربان علمی؛ نشریه الهیات تطبیقی، س 3، ش 7، صص19-36

[4]ریچاردز، گلین؛ رویکردهای مختلف به پلورالیزم دینی؛ ترجمه رضا گندمی و احمد رضا مفتاح؛ قم؛ مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب،ص112

[5]آیت‌الله جوادی آملی، دین شناسی، ص189

[6]همان، ص190

[7]همان، ص192

[8]همان، ص215

[9]گزاره سوم؛ آیت‌الله جوادی آملی و پلورالیزم دینی، کتاب نقد، ش 4، 1376

[10]دین شناسی، ص197-198

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA

اندیشمندان