علم برتر است یا دین؟ (4)

فارسی
بررسی انگاره‌های برونو لاتور و آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی

آیت‌الله جوادی آملی بر خلاف لاتور میان علم و دین تفکیکی قائل نیستند. ایشان معتقدند که علم اگر شرایط و لوازمی را داشته باشد و به حد مرتبه‌ اطمینان و یقین برسد، قابلیت آن را دارد که همانند نقل شرعی، گزاره‌ای از گزاره‌های دینی قلمداد شود.

برونو لاتور (1947-) فیلسوف، انسان‌شناس و جامعه‌شناس فرانسوی است. وی به سبب مطالعاتش در حوزه علم و فناوری شناخته شده است. در اندیشه او سه حوزه موضوعی را می‌توان از هم تفکیک کرد. یکی حوزه مطالعات علوم و تکنولوژی، دیگری حوزه مطالعات جامعه شناختی و سوم حوزه مطالعات دینی.

لاتور اگر چه در سه حیطه‌ی متفاوت به ابراز نظر پرداخته؛ اما این عرصه‌ها از یکدیگر جدا نیستند و ایده‌های وی بر هر سه، انطباقهایی دارد.وی در جامعه‌شناسی متعلق به حوزه‌ای است که به جای در نظر گرفتن افراد جدا از هم، به همپوشانی میان آنها نظر دارد. وی کتابی دارد تحت عنوان "زندگی آزمایشگاهی، ساختن و اقعیات علمی". لاتور در این کتاب بر این باور است که واقعیات، پدیده‌هایی هستند ساخته و پرداخته دانشمندان و بنابراین حاصل نزاع مذاکرات و نقش آفرینی دانشمندان و دیگر عناصر موجود در آزمایشگاه. به تعبیر دیگر، واقعیت خارجی را انسانها می‌سازند و بدان اهتمام می‌ورزند. با این پیشفرض است که وی در مطالعات دینی نیز وارد می‌شود[1].

لاتور در حوزه امور دینی بر این نکته تأکید دارد که میان دین و عقلانیت بشر، تمایز و انفکاک بسیاری وجود دارد. وی عنوان کرده است که می‌کوشد تا تقابل مطالعات دینی و علم و عقلانیت را نشان بدهد. برونو لاتور در طرحی که درانداخته، با عنوان sts (مطالعات اجتماعی تکنولوژی) از همین موضع استفاده می‌کند تا نشان دهد که علم چگونه تولید می‌شود و چگونه مادیت و روحانیت در تقابل با هم قرار می‌گیرند.

وی اموری همچون دین را تنها رابطه‌هایی می‌داند که به واسطه‌ آن می‌باید جهان را شناخت. هدف و غایت تلاش‌های انسان، گویی تسلط بر جهان است و دین در این زمینه به عنوان یک رابط و واسطه‌ای برای شناخت جهان عمل می‌کند. لاتور، دین را از این رو قابل اهمیت می‌داند که پیوند میان انسان و جهان و حتی پیوند میان انسان و خدا را سبب می‌شود. وی در خصوص این رویکرد خود، اینگونه عنوان می‌کند که: " تکنولوژی، اقتصاد، روان شناسی و دین... همه اتصالات ما با جهان هستند. اگر چنین رویکردی را در نظر بگیریم در این صورت تصور دیگری از پیوند میان علم، افراد و اشیاء به یکدیگر پیدا خواهیم کرد. با این نگاه، دین در این مکتب اهمیت بسیاری پیدا می‌کند. چرا که دقیقاً برقرار کننده پیوند میان همه ماست و حتی اتصال دهنده با خداوند هم هست. باید ببینیم چه راه‌هایی برای پیوند وجود دارد و اقسام پیوندها را درک کنیم".[2]

لاتور با این رویکرد واسطه‌گرایانه نسبت به مقولاتی چون دین، بر این نکته تأکید دارد که فقه و حقوق نیز تنها رابطه‌هایی هستند تا اتصال میان انسان و جهان را ایجاد کنند. حال با توجه به رویکرد ماده‌گرایانه‌ای که در جهان غالب است، چگونه می‌توان رابطه‌ی میان انسان و جهان را از دین طلب کرد؟ او ابراز شگفتی می‌کند که: برای من جالب است که ببینم که در کنار غرب ملحد، لائیک و سکولار جایی از جهان وجود دارد که در برابر این ماده گرایی مقاومت کند.

دین و مواجهه با محیط زیست

رویکرد لاتور به دین، در پی آن است که مشکلی از معضلات بشر امروز را از پیش پای بردارد. وی تأکید تام دارد که دین از آنجا که رابطی میان انسان و جهان و حتی رابطی میان انسان و خداست، می‌باید راه حلی برای معضلات بشر امروز در دست داشته باشد تا بتواند قابل تبعیت باشد. وی یکی از عمده‌ترین معضلات بشر امروز را مسأله‌ی محیط زیست می‌داند. لاتور یکی از دلایل روی آوردن خود به نقش مذهب در مناسبات اجتماعی را نیز دغدغه محیط زیست می‌شمارد. وی عنوان می‌کند که: الان ما با مسأله زمین روبرو شده‌ایم. هیچ کشور، فرهنگ و جامعه مدرنی نمی‌تواند نسبت به این مسأله بی تفاوت باشد. چون آنچه که می‌تواند مبنای ما برای پیشرفت باشد را داریم از دست می‌دهیم. او این دغدغه را پیش از این در کتاب "مواجهه با گایا" بیشتر توضیح داده بود.

وی بحث خود در این خصوص را در قالب اسطوره‌ای به نام "گایا" ترسیم می‌کند. گایا در اساطیر یونان تجسم شخصیت زمین و یکی از اصلی‌ترین و کهن‌ترین خدایان یونان است. این خدا، فوق طبیعی و متعالی نیست، بلکه الهه‌ای حاضر در زمان است. مفهوم گایا وقتی به جای طبیعت بیاید، شبکه معنایی علوم، بخصوص علوم اجتماعی را در چگونگی مواجهه با زمین دگرگون خواهد کرد. از این طریق مسائل زیست محیطی به صورت معضل برای جامعه بشری درآمده است حل خواهد شد.

وی بر آن است تا طبیعت را به عنوان الهه‌ای معرفی کند که از طریق تقدس بخشی به آن، بشر را از ضربه‌ زدن بر آن پروا دهد. تدبیری که لاتور در این خصوص اندیشیده‌ است را می‌توان چنین ترسیم کرد که وی بهترین راه حل برای جلوگیری از بحران‌های زیست محیطی را استفاده از منشاء‌های دینی می‌داند. لاتور معتقد است که انسانهای مدرن که از یقین دینی و باورهای آخر الزمانی فاصله گرفته‌اند همواره زمانی که در آن زندگی می‌کنند را آخر الزمان تلقی می‌کنند که به نوعی بی بند و باری نسبت به طبیعت منجر می‌شود. راه حل این موضوع این است که ما هم باید با زبان آخر الزمانی با آنها صحبت کنیم و آخر الزمان‌های مصنوعی بسازیم که به آن آخرالزمان پیشگیری کننده می‌گویند.

لاتور برای ساختن این آخر الزمانها مفهوم حقیقت طبیعت را مطرح می‌کند که در الهه طبیعت که همانا "گایا" است خلاصه می‌شود و معتقد است که انتساب محیط زیست به گایا می‌تواند تا حدودی احترام مردم به محیط زیست را برانگیزد.

وی مفهوم گایا را به کار می‌برد تا با مقدس شمردن طبیعت، آن را زا خطر تخریب مصون بدارد. وی این دغدغه‌ی فکری خود رد خصوص طبیعت را در ذکر مثالی اینگونه بیان کرده است که: دیگر زمینی وجود ندارد که بخواهیم از آن استفاده کنیم. مثلاً در ایران دیگر آبی وجود ندارد، هیچ هوایی برای تنفس وجود ندارد. وقتی در تهران بودم کوه زیبایی را می‌دیدم که رو به ما ایستاه بود و ما را قضاوت می‌کرد و می‌گفت شما با این وضعیت معماری که ایجاد کردید به هیچ وجه در حد و اندازه من نیستید. لاتور سپس پرسش خود را زا جهان اسلام اینگونه طرح می‌کند که: من اینجا هستم که بپرسم شما با این تفسیر منحصر به فردی که از اسلام دارید چطور می‌خواهید به ما اروپایی‌ها کمک کنید که بر این وضعیت محیط زیستی غلبه کنیم؟[3]

آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی و مواجهه با عقل و دین

برونو لاتور ایده‌ اصلی خود را بر این محور چیده است که امر ماوراء هیچ نسبتی با علوم دنیوی ندارد. او بر اساس این مبنا به نتایجی نائل آمده است. آیت‌الله جوادی آملی اما عدم درک صحیح نسبت به این موضوع را توجه داده‌ و از آن بر حذر داشته‌اند. در ایده‌ آیت‌الله جوادی آملی، علم و دین با یکدیگر ممزوج شده‌اند و یکی بدون دیگری قابل تصویر نیست. آیت‌الله جوادی آملی برای تبیین این موضوع، ابتدا از شرایط علم حقیقی سخن به میان می‌آورند. در پارادایم فکری ایشان، علم آن زمان می‌تواند مزیّن به اطلاق "علم" گردد که همراه با قطعیت و طمأنینه باشد. به این معنا که فرضیات صرف دانشمندان نمی‌تواند عنوان "علم" بر خود بگیرند. ایشان در تحلیلی بر این ادعا اینگونه عنوان می‌کنند که: "اینکه برخی در تحلیل دانش و معرفت، همه‌ی علوم را به فرضیه بر می‌گردانند و یا با تأکید بر نسبی‌گرایی، حقیقت را توزیع می‌کنند و با مسامحه و مصالحه هر فرضیه و ایده‌ای را برخوردار از درجه‌ای از حقیقت می‌دانند، در تقابل با واقع گرایی حاکم بر این نظریه قرار می‌گیرد. زیرا نه واقع، نسبی است و نه معرفت. پس آنچه در درون هندسه‌ی معرفت دینی قرار می‌گیرد، یا باید معرفت قطعی و یقینی باشد یا علم اطمینان آور. از این رو تصوری که علم موجود را یک سری فرضیات اثبات‌ناپذیر می‌انگارد و یا با تأکید بر نسبی‌گرایی معرفت و علم مطلق و واقع نما را دور از دسترس بشر می‌داند، نمی‌تواند در این تحلیل که علم را همگام با ادله معتبر نقلی از منابع معرفت دینی می‌شمارد، جایگاهی داشته باشد".[4]

آیت‌الله جوادی آملی، چنین علمی که به مرتبه‌ی طمأنینه و یقین رسیده است را برابر با حجت شرعی قلمداد می‌کنند. به باور ایشان این مرتبه از علم، می‌تواند با نقل شرعی برابری کند و هیچ خللی در آن وارد نیست. به تعبیر ایشان: تنها این علم یقین‌آور می‌تواند حجت شرعی و منبع دین باشد، نه هر فرضیه‌ای که عالِمی آن را ساخته و پرداخته است. فرضیه اساساً علم نیست زیرا نه مبرهن است و نه مایه‌ی فراهم آمدن اطمینان و اعتقاد عقلایی.

به باور آیت‌الله جوادی آملی، علمی که مفید قطع و یقین است، معارض با دین نمی‌شود، گرچه ممکن است با ظواهر نقل معارض شود. با این تحلیل، علم مشکلی با دین ندارد و ناسازگاری احتمالی آن با منبع دیگرِ دین یعنی "نقل"، همانند تعارض نقل با نقل، از مسیر خود علاج می‌شود.[5]

آیت‌الله جوادی آملی برای تبیین دقیق این موضع، مثالی را عنوان می‌کنند که:یافته‌های پزشکی در داروسازی و راه‌های درمان اگر فراتر از صِرف ظن و گمان بود و موجب اطمینان شد، به لحاظ شرعی اعتنای به آنها لازم است. به این معنا که اگر کسی با علم به اطمینان آور بودن این کشفیات و توصیه‌های پزشکی به آنها اعتنا نکرد و جان خود یا بیمار خود را به خطر انداخت، شرعاً مسئول است و در درگاه الهی برای فعل خود عذر و بهانه‌ای ندارد.

به تعبیری، همان طور که حجت شرعی بودن دلیل نقلی این اجازه را می‌دهد تا محتوای آن را به شارع به طور علم یا علمی (ظن معتبر و اطمینان آور) استناد دهیم، خواه محتوای دلیل نقلی، حکمی از احکام فقهی و حقوقی باشد یا اخباری از عالم و یا وقایعی که در قیامت اتفاق می‌افتد، به همین سان، حجّت بودن عقل به این معنا است که مدلول آن، صحّت انتساب به شرع دارد. پس یافته‌ی علمی اطمینان آور مثل دلیل نقلی معتبر، حجیت اصولی داشته و محتوای آن صحّت انتساب به شارع دارد و لذا می‌تواند در مواردی دلیل نقلی را تخصیص یا تقیید بزند.[6]

آیت‌الله جوادی آملی با این تحلیل، اساساً علم غیر الهی را نمی‌پذیرند. ایشان بر این باورند که چون حقیقتاً عالم، صُنع خدای تعالی است، پس علم، لاجرم الهی و دینی است و هرگز علم الحادی نداریم. علم اگر علم باشد نه فرضیه‌ی محض و وهم و ظنّ، کشف و قرائت طبیعت و جهان است و به علت این که صدر و ساقه‌ی جهان، فعل خداوند است، عالِم پرده از فعل خدا بر می‌دارد و چون علم تفسیر و تبیین فعل خداست؛ الهی و دینی است. پس این عالِم است نه علم از آن جهت که علم است که بر اثر اتکای به فلسفه‌ی علم الحادی، علم را ابزار الحاد خود قرار می‌دهد و تفسیر محرّف از جهان عرضه می‌دارد و عنوان خلقت را به جریان طبیعت تبدیل می‌نماید و در محدوده‌ی بسته و بدون برون رفت آن می‌گردد.[7]

مواجهه با مسأله‌ی محیط زیست

یکی از دغدغه‌های برونو لاتور، بحث بر سر مسأله‌ محیط زیست است. وی بر آن است تا ابتدا محیط زیست را امری مقدس قلمداد کنیم و پس از آن، حرمت آن را نگه داشته و از زوال آن بکاهیم. وی حتی در تعابیری بر آن است که بحث آخرالزمان را با مسأله‌ی محیط زیست گره زند و سویه‌ای مقدس به این مقوله بار کند. آیت‌الله جوادی آملی اما در مواجهه با مسأله‌ی محیط زیست ابتدا به سه تفکیک در این مسأله التفات می‌دهند.

ایشان با رویکردی قرآنی، عنوان می‌کنند که مواجهه با مباحث محیط زیستی در فرهنگ وحی به سه دسته تقسیم می‌شود.

الف: مباحث زیست محیطی مربوط به جسم

ب: مباحث زیست محیطی مربوط به تلفیقی از جسم و روح

ج: مباحث زیست محیطی مربوط به روح

ایشان در بخش نخست بر این باورند که بخش مربوط به جسم برای نیل به محیط زیست سالم، باید جامعه از چند نعمت برخوردار باشد. ایشان با استناد به سخنی از معصوم (ع) عنوان می‌کنند که: امام صادق (ع) می‌فرماید: زندگی گوارا نمی‌شود مگر آنکه انسان از سه نعمت بهره مند شود: هوای پاکیزه، آب گوارای فراوان و زمین حاصل خیز.

بخش دوم مربوط به جسم و روح است. در این بخش نیز اصول سه گانه‌ای لازم است تا زندگی بشر، حیات انسانی شود. امام صادق (ع) می‌فرماید هیچ جامعه‌ای نیست که از این اصول سه گانه بی‌نیاز باشد؛ اول فقیهی که افزون بر بیان احکام الهی، عالم به زمان و دارای وارستگی و نزاهت روح باشد؛ دوم فرمانروایی خیرخواه تا مردم از او اطاعت کرده و در پرتو آن تمامیت ارضی، استقلال وحدت ملی و امنیت جامع محفوظ بماند، سوم طبیبی که از بصیرت و بینش در کار خود بهره‌مند و مورد اعتماد و وثوق مردم باشد، یعنی هم از نظر شخصیت پزشکی مورد اطمینان و هم در حفظ اسرار مردم مورد وثوق باشد.

بخش مربوط به روح نیز در نظر آیت‌الله جوادی آملی اینگونه ترسیم می‌شود که: از آنجایی که حیات انسان و به سخن دیگر، انسانیتِ انسان و اصالت وجود او وابسته به روح است؛ نه جسم وی، باید محیط جان خویش را با طراوت کند و این مهم با ریاضتهای شرعی حاصل می‌شود؛ یعنی برای پرورش روح باید از لذایذ بدنی بکاهد و به رشد جان بیفزاید.[8]

آیت‌الله جوادی آملی، با تفکیک میان این سه بخش از نگاه به محیط زیست، حفظ و حرمت بر محیط زیست را مقدمه‌ای برای پرورش روح و جان انسان قلمداد می‌کنند. ایشان نگاه مستقلی به ماجرای محی زیست ندارند. به این معنا که حفظ محیط زیست، می‌باید مقدمه و واسطه‌ای باشد تا انسان را به سمت پرورش روح سوق دهد.

برونو لاتور، تمامی همّ خود را معطوف به این کرده است که حُرمت زمین و محیط زیست را می‌باید در نظر گرفت و بواسطه‌ی تقدس بخشی به آن، به حفظ این نعمت الهی کمک رسانید. آیت‌الله جوادی آملی اما بر این باورند که حفظ محیط زیست را می‌باید در پرتو رشد و حفظ روح انسانی تفسیر و معنا کرد. محیط زیست سالم، می‌تواند روح انسان را پرورش دهد و آن را در پیوند با امر الوهی و ماورایی معنا کند.

آیت‌الله جوادی آملی، با تعبیر مقدس خواندن محیط زیست نیز موافقتی ندارند. ایشان در تحلیلی بر این موضوع ،عنوان می‌کنند که امر مقدس، تنها بواسطه‌ی دیده‌ای مقدس قابل اعتبار است. اگر فردی نگاه و انگاره‌ای مقدس داشته باشد و از طبیعت، به عنوان خلقت خدا یاد کند، همه‌ی امور در نظر او مقدس خواهد بود. ایشان بر این نکته اشراف می‌دهند که حُسن فعلی و حُسن فاعلی، می‌تواند امری را مقدس کند. به تعبیر ایشان: "قدسی بودن مبتنی بر بهره‌مندی از صبغه و جنبه الهی در عقاید و اخلاق و افعال فردی و اجتماعی است و آن نیز در پرتو حُسن و نیکویی فعل و فاعل با هم به دست می‌آید. اگر این معنا به خوبی روشن شود، می‌فهمیم که قدسی شدن امور عالم، هیچ ربطی به تغییر ماهیت آنها ندارد و هر فعلی که دارای دو حُسن مذکور باشد، صبغه الهی و قدسی می‌گیرد و هیچ حُسن و قبح اشیاء و افعال، به منزله ماهیت و اجزای ماهوی آنها نیست تا دینی شدن آنها سبب تغییر ماهیت شود؛ که چنین چیزی محال است".[9]

آیت‌الله جوادی آملی در تحلیلی دیگر بر این موضوع، عنوان می‌کنند که: اگر هر چیزی که جنبه‌ی الهی و صبغه‌ای ربوبی دارد، مقدس است و نیز چنین صبغه‌ای جز با رعایت تعالیم نازل شده از سوی خداوند میسّر نمی‌شود، همه اموری که تحت نظارت و دستور شرع است، می‌توانند از امور مقدس محسوب شوند؛ حتی افعالی که انسانها به مقتضای طبیعت و نیازهای طبیعی خود به رهبری شرع ایجاد می‌کنند و در این راه تلاشهای گسترده‌ای را به عمل می‌آورد از امر قدسی شدن مستثنا نیستند".[10]

تأکید آیت‌الله جوای آملی بر نگاه و دیدگاهی الهی است و بواسطه‌ی آن، امور را مقدس می‌شمرند. به تعبیر ایشان: اگر کسی تفکر الهی داشت فلسفه علم زیست محیطی او همانند سایر علوم تجربی دیگر نیز الهی می‌شود. از این جهت به جهان آفرینش به عنوان طبیعت نمی‌نگرد بلکه آن را خلقت الهی می‌بیند؛ آن گاه به رابطه خلقت با انسان به خوبی پی می‌برد که خداوند جهان را برای انسان آفرید و از طرف دیگر انسان را مسئول حفظ محیط زیست کرد و فرمود بین اعمال انسان و رخدادهای جهان ارتباط وجود دارد. انسان موجود جدای از جهان آفرینش نیست همچنان که رخدادهای طبیعی در اعمال، اخلاق، اعتقادات و اندیشه انسان نیز در محیط زیست مؤثر خواهد بود".[11]

نتیجه‌گیری

برونو لاتور در طرح اندیشه‌های خود، میان ساحت دنیوی و ماورایی تفکیک تام می‌گذارد. به باور او، آنچه که در زمین رخ می‌دهد را می‌باید با علم و دستاوردهای بشری به سرانجام رسانید و از دست درازی به سمت ماوراء برحذر بود. وی تمام همّ خود را بر این مسأله معطوف می‌کند که اگر بشر از دین سخنی به میان می‌آورد، این دین می‌باید گرهی از زندگی امروزین او باز کند. وی با این تحلیل، به سر وقت مسأله محیط زیست می‌رود. لاتور عالمان دینی را تذکار می‌دهد که آراء و اندیشه‌های دینی تا چه حد می‌تواند به ماجرای محیط زیست کمک برسانند؟ به باور او، اگر دین بتواند ماجرایی بغرنج مانند محیط زیست را برای امروز بشر حل کند و به سرانجام برساند، آنگاه است که می‌توان به آن امید بست و از آن مدد طلبید.

آیت‌الله جوادی آملی اما میان علم و دین تفکیکی قائل نیستند. ایشان معتقدند که علم اگر شرایط و لوازمی را داشته باشد و به حد مرتبه‌ اطمینان و یقین برسد، قابلیت آن را دارد که همانند نقل شرعی، گزاره‌ای از گزاره‌های دینی قلمداد شود. به باور ایشان، اگر علمی بتواند چنین مرتبه‌ای را به دست آورد، مورد تأکید و توجه دین نیز خواهد بود. با این مقدمه است که آیت‌الله جوادی آملی مسأله‌ی محیط زیست را نیز مورد کنکاش قرار می‌دهند. به باور ایشان، حفظ طبیعت و محیط زیست، می‌باید به عنوان مقدمه‌ای برای پرورش روح و جان انسان در نظر گرفته شود. اگر اینچنین به محیط زیست نظر کنیم، هم حُرمت محیط زیست را نگه داشته‌ایم و هم به روح و جان انسان مدد رسانیده‌ایم.

 

پی‌نوشت‌ها


[1]این رویکرد برونو لاتور در خصوص هنر نیز وجود دارد. در این خصوص بنگرید به مقاله: هنر، هاله و فاصله از نظر والتر بنیامین؛ برونو لاتور و آنتوان انیون؛ ترجمه انوشیروان گنجی پور؛ مجله زیباشناخت ، ش10؛ 1383

[2]مناظره برونو لاتور و حجه الاسلام حمید پارسانیا

[3]همانجا

[4]آیت‌الله جوادی آملی، منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، ص146

[5]همان، ص111

[6]به نقل از احمد واعظی، علم دینی از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی، روش شناسی علوم انسانی، دوره 14، ش54، بهار 1387، صص9-23

[7]منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، ص130

[8]آیت‌الله جوادی آملی، اسلام و محیط زیست، ص90

[9]همان، ص97

[10]همان، ص98

[11]همان، ص109

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA

اندیشمندان