اجماع و عقل جزو منابع فقه نیستند

فارسی
آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی:

اجماع در قبال کتاب و سنّت نيست، کتاب و سنّت منبعِ فقهي ما هستند. اجماع بر فرضي که حجّت باشد در رديف خبر هست که کاشف از دين است نه منبع ديني.

آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی در نخستین جلسه درس خارج فقه خود در سال جاری تحصیلی که به موضوع نکاح اختصاص یافته است، به منبع‌شناسی فقه پرداخته و تنها «کتاب» و «سنت» را به عنوان منابع فقه دانستند. 
به گزارش اسرانیوز این مرجع تقلید با اشاره به کارکرد اجماع و پیشینه آن در فقه اسلامی گفتند: «اجماع در قبال کتاب و سنّت نيست، کتاب و سنّت منبعِ فقهي ما هستند. اجماع بر فرضي که حجّت باشد در رديف خبر هست که کاشف از دين است نه منبع ديني. آنها که فکر مي‌کردند اجماع حجّت است، براي آن است که در اثر بستن درِ غدير و گشودنِ در سقيفه، راه اهل بيت را بستند، معصوم را خانه‌نشين کردند، چيزي در دست آنها نبود مگر قرآن، قرآن هم که مي‌دانيد بدون قرآن ناطق، وافي به همه احکام نيست؛ لذا آمدند همان‌طوري که سقيفه را در برابر غدير جعل کردند، اجماع را هم در برابر سنّت جعل کردند و گفتند اجماع منبع فقهي است؛ يعني اگر علما بر يک امري اتّفاق کردند، اينها معصوم هستند. اين «لاتجتمع» يا «لَا تَجْتَمِعُ أُمَّتِي‏ عَلَی الضَلال ابداً» که حالا درست يا نادرست اين چنين معنا کردند که اگر همگان بر يک امري اتّفاق کردند اينها معصوم‌اند، ما که چنين حرفي را نداريم».
این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه به نقش عقل در فقه پرداخته و گفتند: «هيچ اعتباري براي اجماع در رديف کتاب و سنّت نيست. کتاب و سنّت رديفي ندارند، همتايي ندارند و لاغير. عقل هم که گفته مي‌شود کاشف است نه صراط، سراج است، چراغ است، نه راه؛ راه براي شارع است و لاغير. شرع مقابل ندارد، شرع صراط است و لاغير. عقل سراج است و کاشف از صراط است و هرگز چراغ را با راه کنار هم ذکر نمي‌کنند. بنابراين منبع دين، کتاب است و سنّت و لاغير. عقل و اجماع و امثال آن، کاشف از دين هستند نه منبع دين». 
این فقیه متأله با انتقاد از اغلب کتب فقهی شیعه که نقش نادرستی برای اجماع قائل شده‌اند، گفتند: «شما ببينيد هم اکنون در غالب کتاب‌هاي فقهي ما حتّي جواهر، مي‌گويند نکاح مستحب است «بالکتاب و السنّة و الاجماع» در حالي که اجماع اگر حجّت باشد در رديف خبر هست، نه در رديف منبع ديني».

ایشان همچنین در جلسه دیگری از دروس خارج فقه خود به بررسی جایگاه عقل و نقل در نظام فکری اسلام پرداخته و با اشاره به قاعده «قبح عقاب بلابیان» گفتند: قبح عقاب بلابيان، حکم شرعي است. عقل که چراغ است، شريعت را کشف کرده است، ديگر ما نمی‌گوييم «کلما حکم به العقل حکم به الشرع»، چون عقل مي‌گويد «عقاب بلابيان» قبيح است؛ پس شارع مقدس يک حکمي دارد به نام برائت؛ نه، مي‌گوييم «رُفِعَ . . . مَا لايَعْلَمُونَ» دليل نقلي برائت است و اين «قبح عقاب بلابيان» دليل عقلي برائت است. 
این مرجع تقلید افزودند: عقل و نقل دو تا چراغ هستند براي کشف وحي که وحي چيست؟ اگر مبادي استدلال عقل تام است؛ يعني وهم و خيال نيست و مصون از مغالطات لفظي و معنوي و مانند آن است، اين حجّت است؛ يعني چراغ است و شرع را کشف مي‌کند. اگر روايت تام بود طريق است و حکم الهي را شرح مي‌دهد، اين هم حکم الهي را شرح مي‌دهد.

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA

اندیشمندان